در هفته‌های اخیر بمباران موشکی و هوایی زیرساخت‌های سوریه توسط ارتش صهیونیستی شدت یافته است، به‌طوری‌که در دو نوبت اقدام به بمباران باند فرودگاه حلب نموده و خساراتی به آن وارد کردند. این حملات که با واکنش دولت سوریه نیز مواجه شده است، می‌تواند با هزینه‌هایی برای تل‌آویو همراه باشد و امنیت این رژیم را بیش‌ازپیش در خطر جدی قرار دهد.

اهداف

در خصوص حملات ارتش صهیونیستی به زیرساخت‌های سوریه دو دسته اهداف «ظاهری» و همچنین «واقعی» قابل شناسایی است:

براساس اعلام محافل نظامی و امنیتی تل‌آویو، حملات هفته‌های گذشته به مناطقی از سوریه به‌خصوص فرودگاه حلب، عمدتاً با هدف قطع یا اختلال در خطوط ترانزیتی انتقال مهمات و تجهیزات به سوریه صورت گرفته است.

اما این تمام آن چیزی نیست که حملات صهیونیستی به سوریه را توجیه کند. صهیونیست‌ها در واقع از حمله به زیرساخت‌های سوریه اهداف دیگری را نیز دنیال می‌کنند که از جمله مهمترین آنها عبارتند از:

  • جلوگیری از احیای سیاسی، نظامی و امنیتی کامل سوریه با توجه به اینکه این کشور از مراحل سخت بحران عبور کرده و در یک وضعیت «گذار» قرار دارد.
  • حفظ فضای تنش و ناامنی در سوریه و در نتیجه تسهیل روند بهره‌برداری‌های سیاسی، امنیتی و نظامی از این وضعیت، با عنایت به این اصل مهم و کلیدی که بخش عمده‌ای از بقاء و دوام رژیم صهیونیستی منوط به وجود بحران‌ در محیط پیرامونی‌اش است.
  • حفظ «شرایط درازمدتی» که تل‌آویو در سوریه برای برهم زدن حضور و نفوذ ایران در دمشق طراحی کرده است.
  • انحراف افکار عمومی از مشکلات و معضلات و بحران‌های داخلی که در ماه‌های اخیر و به موازات عملیات‌ جهادی فلسطینیان و همچنین جنگ 52 ساعته با جهاد اسلامی گسترش یافته و رژیم صهیونیستی را در شرایط سختی از نظر سیاسی، امنیتی، اجتماعی و نظامی قرار داده است.
  • بهره‌برداری‌های سیاسی از حملات مذکور برای «انتخابات پارلمانی» که در آبان ماه برگزار خواهد شد. هم‌اکنون یک «جنگ شدید قدرت» بین ائتلاف لاپید و نتانیاهو جریان دارد. یکی از اتهاماتی که نتانیاهو به ائتلاف حاکم وارد می‌کند این است که لاپید اراده و توان لازم برای مقابله با نفوذ و حضور ایران و حزب‌الله در سوریه و منطقه را ندارد.
  • تلاش برای تغییر مواضع سیاسی سوریه به‌ویژه در قبال ایران و مقاومت اسلامی که در واقع یک «تلاش بیهوده» است.

پیامدها

با توجه به اینکه حملات رژیم‌صهیونیستی به سوریه با واکنش‌هایی از سوی گروه‌های مقاومت اسلامی مواجه شده است، بنابراین ادامه این حملات ممکن است باعث «گسترش ناامنی و تشدید بحران» در داخل سرزمین‌های اشغالی شود.

سوریه و مقاومت اسلامی گزینه‌های مختلفی برای مقابله با حملات صهیونیستی در سوریه دارند. در صورتی که این گزینه‌ها در دستور کار قرار بگیرند، پیامدهای آن می‌تواند رژیم صهیونیستی را در ابعاد امنیتی، سیاسی، اقتصادی و نظامی دچار چالش نماید.

علاوه‌براین، حمله به سوریه هرگز نمی‌تواند پیشبرد اهداف سیاست داخلی و خارجی رژیم‌صهیونیستی را تسهیل نموده یا بهبود بخشد، ضمن اینکه دولت سوریه نیز به صورت «هوشمندانه» با این مسأله برخورد نموده است.

پاسخ به یک شبهه

در اینجا سوالی که مطرح است اینکه چرا سوریه به حملات صهیونیستی واکنش میدانی متناسب و قوی نشان نمی‌دهد؟ پاسخ به این پرسش از ابعاد مختلف قابل تحلیل است که به دو مورد از آن‌ها اشاره می‌شود:

نخست؛ در حال حاضر سوریه با «سه دشمن فعال» در داخل خاک خود مواجه است: آمریکایی‌ها در شرق و شمال شرق، ترکیه در ادلب و رژیم صهیونیستی در جنوب. اگرچه هر سه آنها اهداف متفاوتی برای خود دارند ولی نهایتاً در یک نقطه مشترک این اهداف به هم پیوند می‌خورد و آن «تضعیف سوریه» است.

در حال حاضر، اولویت اصلی دولت سوریه مدیریت و مقابله با متجاوزان آمریکایی و ترکیه است که در این کشور پایگاه داشته و تمامیت ارضی آن را نقض کرده‌اند. اخراج آمریکا و ترکیه از سوریه، اقدامی است که در صورت موفقیت، به خودی خود باعث تضعیف قدرت مانور صهیونیست‌ها در سوریه می‌شود.

دوم؛ یکی از اهداف اصلی رژیم صهیونیستی، «تحریک» سوریه و جبهه مقاومت به «واکنش نظامی» و در نتیجه آغاز دور جدیدی از درگیری‌های فرامرزی است تا دستاوردهای چندین ساله مقاومت اسلامی در سوریه را با ایجاد جنگ منطقه‌ای تحت‌الشعاع قرار داده و به حاشیه براند.

دولت سوریه و مقاومت اسلامی با در نظر داشتن ملاحظات داخلی و توجه به ابعاد پنهان سناریوهای تل‌آویو، تاکنون از بازی در «پازل صهیونیست‌ها» اجتناب کرده و فرصت بهره‌برداری‌های سیاسی و امنیتی را از این رژیم گرفته‌اند.

نکته پایانی

حملات رژیم صهیونیستی به سوریه که همواره دارای «پیوست‌های رسانه‌ای» است، تأثیر چندانی در معادلات میدانی و سیاسی سوریه ندارد. به بیان ساده‌تر این حملات به‌قدری که در فضای رسانه و شبکه‌های اجتماعی بزرگ نشان داده می‌شود، در میدان و صحنه واقعی بزرگ نبوده‌اند.

تل‌آویو به خوبی می‌داند که سوریه و مقاومت اسلامی برای مقابله با این حملات «گزینه‌های مختلفی» در دو حوزه سخت‌افزاری و نرم‌افزاری در اختیار دارند که به‌کارگیری هر یک از آن‌ها می‌تواند برای تل‌آویو هزینه‌های سنگینی به‌دنبال داشته باشد. برای همین تلاش می‌کند تا حملات خود را به شکل «محدود» و «کنترل شده» نگه دارد. همچنانکه بخش زیادی از این حملات شامل بمباران نقاط کور و مواضع و پایگاه‌های خالی از نیرو و مهمات بوده که ماه‌هاست تخلیه شده‌اند.

نکته مهمی که مقاومت اسلامی در قبال حملات صهیونیستی به سوریه باید مورد توجه جدی قرار دهد، «خنثی‌سازی» ترفند‌های رسانه‌ای صهیونیست‌هاست. این موضوع باید مورد توجه ویژه رسانه‌های جبهه مقاومت بوده و از هر فرصتی جهت مقابله با بمباران تبلیغاتی طرف مقابل بهره‌برداری کرده و برد رسانه‌ای خود را افزایش دهد.