در رابطه با تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه مسکو نیز موضوع عدم کارایی مؤثر چنین اقداماتی قابل‌بررسی است. درحالی‌که از آغاز جنگ اوکراین، نزدیک به شش بسته تحریمی از سوی بروکسل علیه مسکو اجرا شده است، اما به نظر می‌رسد حتی در قلب اروپا نیز دیدگاهی وجود دارد که این تحریم‌ها نه‌تنها سبب تنبیه مسکو و عقب‌نشینی آن نشده، بلکه بالعکس، فشار بر اروپا را افزایش داده است.

اخیراً ویکتور اوربان، نخست‌وزیر راست‌گرای مجارستان نیز اعلام داشته که راهبرد تحریم اروپا در برابر روسیه، فاقد اثربخشی لازم بوده و این بلوک نیازمند یک استراتژی جدید است.

به نظر می‌رسد موضوع عدم مواضع و منافع مشترک در اتحادیه اروپا بخصوص در بعد سیاست خارجی، مهم‌ترین دلیل شکاف و فقدان توفیق در تصمیم‌گیری‌های این اتحادیه و اجرایی نمودن این سیاست‌هاست. علیرغم تلاش‌های بسیاری که در رابطه با اتخاذ یک سیاست خارجی مشترک از پیمان‌های ماستریخت (1992) تا لیسبون (2009) صورت گرفته، اما بروکسل هیچ‌گاه نتوانسته به سهولت اجرای یک سیاست به‌ویژه در سطح کلان و استراتژیک را به تصویب رسانده و اجرایی کند.

در رابطه با چیستی علت‌ها‌، شاید مهم‌ترین آن، توجه دولت‌های عضو به منافع ملی و اولویت دادن به آن‌ها نسبت به منافع فراملی در قالب اتحادیه مشترک باشد. چنان‌که در رابطه با تحریم‌های روسیه نیز بروکسل توانایی ایجاد اجماعی قدرتمند و صریح در برابر مسکو را ندارد. از یک‌سو فشارهای ایالات‌متحده و هواداران اروپایی آن نظیر لیتوانی برای شدت بخشیدن به تحریم‌ها علیه کرملین قرار دارد؛ تحریم‌هایی که سخت‌ترین آن‌ها در موضوع انرژی تعریف می‌شوند؛ و از سوی دیگر منافع و همچنین محدودیت‌های کشورهایی نظیر بلغارستان، کرواسی، جمهوری چک، اسلواکی و مجارستان حصول نتیجه را به امری دشوار تبدیل می‌کند. بدین سبب تکثر منافع و عدم اجماع در تصمیم‌گیری و ترسیم اهداف و استراتژی‌های سیاست خارجی، اجرای مؤثر آنان را با مشکل روبرو می‌کند.

البته علاوه بر فقدان قدرت تصمیم‌گیری و حصول اجماع، واقع‌ بینانه بودن و شانس موفقیت یک استراتژی برحسب شرایط نیز موضوعی قابل‌توجه است. همچنانکه اشاره شد، مهم‌ترین و تأثیرگذارترین گزینه تحریم‌های اروپا، در بخش انرژی روسیه است، اما ذکر کلماتی نظیر مهم‌ترین و تأثیرگذارترین، ضامن موفقیت یک سیاست نمی‌شود، زیرا همان‌گونه که روسیه به تولید و فروش انرژی نیازمند است، اروپا نیز به خرید و مصرف آن محتاج است.

شاید به سهولت بتوان گفت، جایگزینی فوری و مناسب برای عرضه نفت و گاز روسیه برای اروپا وجود ندارد، اگر هم یافت شود، کشورهایی نظیر مجارستان و اسلواکی به سبب محصور بودن در خشکی، به‌راحتی نمی‌توانند برنامه تغییرات در منبع دریافت گاز را اجرایی کنند. از طرفی، حتی با منبع جایگزین، با توجه به حجم صادرات روسیه، قیمت انرژی همچنان بالا می‌ماند و اقتصاد کشورهای اروپایی آن‌چنان‌که اوربان نیز به آن اشاره کرده توان تحمل این افزایش هزینه‌ سوخت را نخواهند داشت.

لازم به ذکر است که طبق آمار، از آغاز جنگ اوکراین قیمت سوخت مصرفی در اروپا نزدیک به 20 درصد افزایش داشته است؛ موضوعی که می‌تواند با آغاز فصل سرما تشدید شود؛ بنابراین اروپا در موضوع انتخاب اهداف موردنظر در روسیه برای تحریم، ازاین‌جهت ناموفق است که بخشی را هدف قرار داده که خود به آن نیازمند است و این خلاف واقع‌بینی در عرصه سیاست علیرغم محدودیت ابزار و اهرم‌هاست.

هرچند که تحریم‌های روسیه از سوی اتحادیه اروپا از ابتدا با اهداف اقتصادی و تمرکز بر کاهش شدید درآمدهای این کشور بود، اما افزایش قیمت انرژی نه‌تنها درآمدهای این کشور و تراز پرداخت آن را با مشکل جدی مواجه نکرد، بلکه خود کشورهای اروپایی را با بحران اقتصادی روبرو نمود. غرب هرچه در موضوع، شکل‌دهی به افکار عمومی و ارائه کمک‌های تسلیحاتی و جلوگیری از تسری درگیری نظامی به بخش‌های دیگر منطقه موفق بود، در موضوع اعمال فشار اقتصادی مؤثر بر روسیه ضعیف ظاهر شد.

شاید بعد از رنج قربانیان جنگ و شهروندان اوکراینی، بزرگ‌ترین تاثیرپذیرفتگان این جنگ، شهروندان و بخصوص اقشار کم‌درآمد اروپا هستند. بحران غلات و زنجیره تأمین مواد غذایی در کنار بحران سوخت، قطعاً تأثیرگذارتر از قطع دسترسی روسیه به سیستم سوئیفت عمل کردند. به نظر می‌رسد یا سران اتحادیه و حتی آمریکا در محاسبات خود در این مورد دقیق نبوده‌اند یا روسیه می‌دانست چگونه باید برای مقابله با تحریم‌ها اقدامات تقابلی انجام داد.

پیروزی هر استراتژی در سیاست بین‌الملل نیازمند بررسی و ارائه راهکار‌های مناسب در جهت تصحیح، طرح‌ریزی نو و اجرای مؤثرتر است. موضوع ناکامی اروپا در طرح‌ریزی و اجرای تحریم‌های مؤثر علیه روسیه نیز از این قاعده مستثنا نیست. شاید حق با اوربان نه‌چندان محبوب در اروپاست و این اتحادیه نیاز به یک استراتژی جدید دارد و تلاش برای ترمیم استراتژی فعلی چندان راهگشا نیست.

در هرحال، بروکسل باید زودتر به نتیجه برسد، زیرا زمستان در راه است.