حضور چهار روزه بایدن در منطقه به‌رغم فضاسازی‌های گسترده، برای رژیم صهیونیستی که به‌دنبال بهره‌برداری‌های حداکثری امنیتی، نظامی و سیاسی از این سفر برای تشکیل یک «ائتلاف یا اجماع منطقه‌ای» علیه ایران بود، دستاوردی نداشت. تل‌آویو که در شرایط نامطلوبی به سر می‌برد، تلاش زیادی کرد تا بایدن را برای استفاده از «گزینه نظامی» علیه ایران مجاب کند یا حداقل چراغ سبزی در این زمینه از دولت آمریکا دریافت نماید و موضع بسیار سختی علیه ایران از وی بگیرد، اما نتوانست موفقیتی کسب کند.

تل‌آویو و کاخ سفید از سفر بایدن به منطقه اهداف مختلف سیاسی، امنیتی و اقتصادی را دنبال می‌کردند. تقویت رژیم صهیونیستی که در شرایط بی‌سابقه‌ای از نظر بحران‌های سیاسی و امنیتی قرار دارد، جزو اهداف کلیدی سفر بایدن به منطقه بود. اما واقعیات موجود نشان می‌دهد بایدن که تا پیش از این چندین بار خود را صهیونیست معرفی کرده است، نتوانست رژیم جنایتکار صهیونیستی را از مهلکه‌ای که در آن فرو رفته، نجات دهد.

در سرزمین‌های اشغالی شاهد یک «معادله معکوس» هستیم؛ یعنی به موازات گسترش عمق و دامنه بحران‌های داخلی رژیم صهیونیستی که ابعاد و ویژگی‌های آن کاملاً مشخص است، گروه‌های مقاومت فلسطینی نیز مؤلفه‌های «قدرت تهاجمی و بازدارندگی» خود را افزایش داده‌اند، لذا از ابتدا قابل پیش‌بینی بود که بایدن از توان کافی و ابزارهای لازم برای برهم زدن «موازنه وحشتی» که در فلسطین اشغالی و در بستر طبیعی مقابله آشکار بین مقاومت اسلامی و دشمن جنایتکار صهیونیستی درحال توسعه است، برخوردار نیست.

اختلال در عرضه نفت و گاز که موجب افزایش قیمت جهانی انرژی و در نتیجه افزایش قیمت بنزین در آمریکا به میزان دو برابر گردیده و باعث تشدید فشارهای اجتماعی، سیاسی آن‌هم در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره روی دولت بایدن شده است، مسأله مهم دیگری است که دولت آمریکا را با هدف مدیریت آن از طریق «چاه‌های نفت عربستان» به منطقه کشانده بود.

در این زمینه نیز اگرچه بایدن توانست قول افزایش تولید نفت تا 13 میلیون بشکه در روز را از عربستان بگیرد، لیکن معلوم نیست در عمل چگونه پیش برود؛ چرا که افزایش قیمت جهانی نفت «برگ برنده‌ای» برای عربستان است تا در شرایط نامناسب اقتصادی خود، به طور هوشمندانه  از آن سود ببرد.

ایجاد چتر حمایتی منطقه‌ای برای متحدین عرب و افزایش روحیه آن‌ها هدف بعدی سفر بایدن بود. لیکن با توجه به اختلاف‌نظر بین کشورهای منطقه در این زمینه و مواضع آنها و روند تنش‌زدایی که برخی از این کشورها با ایران شروع کرده اند، چشم‌انداز روشنی نخواهد داشت.

تشکیل اجماع منطقه‌ای به عنوان یک برنامه مشترک آمریکایی – صهیونیستی با کمک کشورهای عربی علیه چین، روسیه و ایران هدف بعدی از این سفر بود. بایدن با سران 9 کشور عربی در ریاض دیدار و گفتگو کرد. عربستان، مصر، امارات و اردن که معمولاً جزو کشورهای مؤثر در جهان عرب شناخته می‌شوند، صریحاً به او اعلام کردند که در هیچ ائتلاف نظامی – امنیتی که علیه ایران تشکیل شود، مشارکت نخواهند داشت. همچنین این کشورها از ورود به هرگونه روندهای تقابلی با روسیه و چین نیز بنا به منافع و ملاحظات اقتصادی و سیاسی در همکاری با این دو کشور، خودداری می‌کنند.

در خصوص تسهیل روند عادی‌سازی روابط بین رژیم صهیونیستی و عربستان که یکی دیگر از اهداف سفر بایدن بود نیز همچنان که از مذاکرات دولت آمریکا با سران سعودی معلوم است، ریاض فعلاً به خاطر ترس از واکنش‌های مختلف در داخل کشور خود و جهان اسلام با این موضوع بسیار محتاطانه برخورد می‌کند و بعید است همان‌طور که تل‌آویو می‌خواهد وارد روابط آشکار با رژیم صهیونیستی شود.

در چنین شرایطی، نیاز بود تا یک «موضع منطقی، واقع‌بینانه و قوی» در قبال سفر بایدن به منطقه و جنگ روانی که صهیونیست‌ها از هفته‌ها پیش به راه انداخته بودند، اتخاذ شود. در همین راستا، گفتگوی اخیر دکتر کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی با شبکه تلویزیونی الجزیره، با توجه به جایگاه برجسته ایشان، حتماً محافل صهیونیستی را متوجه نکات مهمی خواهد کرد.

آقای دکتر خرازی با صراحت چند نکته کلیدی را به عنوان موضع رسمی نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: نخست، تنها راه برای حل بحران‌های منطقه تشکیل مجمع گفت‌وگوهای منطقه‌ای است. دوم، تهران در خصوص برنامه موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای خود با هیچ کس گفت‌وگو نخواهد کرد. سوم، ایران دانش و ظرفیت ساخت بمب اتم را دارد، ولی بنا به باور دینی و مصالح سیاسی امنیتی منطقه از آن اجتناب می‌کند. چهارم، به هر نوع ماجراجویی رژیم صهیونیستی از هر کجا که آغاز شود، به نحو مقتضی و در قلب رژیم صهیونیستی پاسخ داده خواهد شد.

این سخنان دو پیام مهم هم دارد: اولاً، فشار غربی‌ها و آمریکا علیه ایران دیگر کارساز نیست. ثانیاً، تلاش برای ایجاد شکاف در خصوص برنامه هسته‌ای و سایر مؤلفه‌های قدرت ملی و منطقه‌ای ایران بی‌فایده است.

اظهارات رئیس شورای راهبردی روابط خارجی نشان می‌دهد که زمان و البته گزینه‌های آمریکا و اروپا برای فشار علیه ایران رو به اتمام است. ایران گزینه‌های راهبردی‌ای برای هرگونه ماجراجویی علیه امنیت و تمامیت ارضی خود در اختیار دارد. در حوزه برنامه هسته‌ای نیز جمهوری اسلامی ایران براساس قاعده برد – برد رفتار می‌کند و هرگز زیر بار توافقی که برد – باخت باشد، نمی‌رود. اظهارات آقای خرازی به احتمال زیاد مذاکرات احیای برجام را نیز در مسیر درست خود قرار خواهد داد.