اگر چه مفهوم تهاجم ترکیبی کلیدواژه جدیدی است که وارد ادبیات سیاسی و رسانه‌ای ایران شده، اما دقت‌نظر و هوشمندی رهبر انقلاب در خنثی‌سازی هژمونی دشمنان انقلاب در همه حوزه‌های جنگ نظامی و جنگ نرم‌افزاری ستودنی است. رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران در طول 4 دهه گذشته همواره در حالت دفاعی بوده و این یک ضعف بزرگ در ساختار رسانه تلقی می‌شود، اما چرخش به سمت استراتژی تهاجم ترکیبی می‌تواند بخش مهمی از جریان‌سازی‌های رسانه‌ای دشمن را خنثی کند.

در حقیقت امروز حوزه رسانه به عنوان بازوی مهم امنیت ملی و قدرت نظامی هر کشوری تلقی می‌شود و از این رو حرکت به سمت بهره‌گیری از شیوه‌های تهاجم ترکیبی در حوزه‌های رسانه‌ای، سیاسی، اقتصادی و امنیتی در یک دهه اخیر شدت گرفته است. درحالیکه ایران به یک قدرت نظامی برتر منطقه تبدیل شده، اما این قدرت هرگز از یک پشتوانه نرم‌افزاری به‌ویژه در حوزه تهاجم ترکیبی برخوردار نبوده و از این رو حوزه نظامی جمهوری اسلامی ایران همواره در کانون تهاجم ترکیبی دشمن قرار دارد.

حوزه اقتصادی ایران نیز به‌شدت زیر نگاه تهاجم ترکیبی دشمن قرار دارد و رسانه‌های معاند جهانی تلاش کردند تا ایران را در حوزه اقتصادی، کشوری فلج شده و ناتوان از ارائه الگوهای اقتصاد مقاومتی و ملی توصیف کنند. در عصر انفجار اطلاعاتی جایی برای رسانه تدافعی وجود ندارد بلکه جهان امروز درگیر یک جنگ رسانه‌ای است. بسیاری از کشورهای غیردموکراتیک و قبیله‌ای که ساختار اجتماعی شکننده‌ای دارند با بهره‌گیری زیرکانه از رسانه و اتخاذ شیوه‌های تهاجم ترکیبی توانستند یک چهره کاملا دموکراتیک و انسانی از نظام‌های خود ارائه دهند که با واقعیت‌های داخلی کاملا متفاوت است.

عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی نمونه‌های بارزی از اینگونه رژیم‌ها هستند که با برخورداری از یک قدرت مانور رسانه‌ای، چهره‌ای کاملا متفاوت و غیر واقعی از خود نشان داده‌اند.

عربستان با داشتن یکصد شبکه ماهواره‌ای فعال با گردش مالی سالانه 10 میلیارد دلار و تعریف شیوه‌های هوشمندانه تهاجم ترکیبی توانست در طول دو دهه گذشته علیرغم نقض آشکار حقوق بشر و وجود مشکلات اجتماعی و امنیتی، حاشیه امنی در جهان برای خود ایجاد کند.

رژیم صهیونیستی نیز با داشتن 5 هزار شبکه دیداری، شنیداری و مکتوب در ایالات متحده و کشورهای غربی توانست یک جریان‌سازی گسترده‌ای علیه ملت فلسطین، ایران و محور مقاومت ایجاد کند و افکار عمومی غرب را با خود همراه سازد.

لذا بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص تعریف سازوکارهای تهاجم ترکیبی برآیند شناخت عمیق معظم له از رموز جریان‌سازی‌های رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است و باید به عنوان قطب‌نمای حرکت رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران تلقی شود. اگر تا‌کنون رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران بنا بر اعتبارات سیاسی همواره ملاحظات ملی را مورد توجه قرار داده و از حرکت به سمت تهاجم ترکیبی اجتناب کرده‌اند، اکنون با فرمان اخیر رهبر انقلاب باید در شیوه‌های اطلاع‌رسانی خود تغییراتی اساسی ایجاد کنند.

تشکیل اتاق فکر با شرکت نخبگان و اندیشمندان متعهد رسانه‌ای می‌تواند گام مهمی برای حرکت به سمت تعریف استراتژی تهاجم ترکیبی مورد نظر رهبری تلقی شود.

در اغلب کشورهای جهان که اهمیت بالایی به نقش تهاجمی رسانه می‌دهند چنین اتاق فکری وجود دارد و از این رو در حوزه رسانه و مهندسی افکار عمومی کاملا موفق عمل کرده‌اند.

در حوزه فعالیت‌های رسانه‌ای گفته می‌شود رسانه‌ای برنده است که بتواند اولین تهاجم تبلیغاتی را به‌صورتی هوشمندانه و هدفمند علیه طرف مقابل خود سازماندهی کند. از این رو در جهان غرب از رسانه به عنوان بازوی امنیت و دفاع ملی استفاده می‌شود و به‌همین دلیل بارهزینه امنیتی این نوع کشورها در مقایسه با دهه‌های گذشته سبک‌تر شده است.