حضور مکرون در رأس اتحادیه اروپا، حتی اگر اختیارات چندانی هم نداشته باشد، بسیار حائز اهمیت است. از آنجایی که مکرون استقلال ملی فرانسه از آمریکا را به‌شدت پیگیری می‌کند و همزمان خواهان گسترش و عمق‌بخشی به استقلال راهبردی اروپایی نیز است، از فرصت ریاست خود بر اتحادیه اروپا برای تبدیل کردن چین به اهرمی برای تقابل با آمریکا بهره خواهد برد. اگرچه مخالفان مکرون معتقدند چنین اقدامی می‌تواند سناریوی تبدیل‌شدن اروپا به زمین‌بازی ابرقدرت‌ها را به‌سرعت محقق کند.

رئیس‌جمهور فرانسه که انتخابات ریاست‌جمهوری را نیز در پیش دارد، اگرچه محتاطانه تلاش می‌کند از طریق تریبون‌های مختلف، الزام روابط خوب با چین را مورد تاکید قراردهد؛ اما برای کشورهایی که مخالف رویکرد مکرون هستند، مساله چالش‌های موجود میان اروپا و چین و همچنین واکنش آمریکا به نزدیکی آنها به پکن بسیار مهم است. البته آن‌ها نیز رویکرد مکرون برای استفاده ابزاری از چین علیه واشنگتن را غیرمنطقی نمی‌دانند، اما از پیامدهای احتمالی آن نگران هستند.

در عین حال، روابط دوجانبه فرانسه و چین نیز نشان‌دهنده این است که چین نیز این تقارن را فرصتی بسیار مهم و مغتنم برای خود می داند. با آغاز بیست‌و‌دومین دور گفتگوهای راهبردی فرانسه و چین، نزدیکی و تمرکز بر بهبود روابط بین رهبران دو کشور دیده شد. درعین‌حال، چین نقشه‌های مهمی برای بهره‌مندی از فرصت ریاست دوره‌ای فرانسه بر اتحادیه اروپا دارد. در حال‌ حاضر، این فشار از سمت چین بر مکرون وارد آمده است که تصویر بین‌المللی چین را بهبود ببخشد. چینی‌ها اعلام کرده‌اند خواهان کمک فرانسه برای ایجاد «درک درست» از چین و همکاری عمل‌گرایانه با این کشور در سطح اتحادیه هستند. به نظر می‌رسد پکن مایل باشد از فرانسه در راستای بهبود تصویر و ارتقاء جایگاه چین استفاده کند.

در مقابل، فرانسه، به‌رغم سیاست خارجی منفعت گرایانه مکرون، اجازه ابزاری شدن اعتبار بین‌المللی‌اش را نخواهد داد، همچنانکه تقابل دولت و مجلس در این کشور آن را نشان داد. در سطح اتحادیه اروپا نیز، رفتار چین در قبال فرانسه، به نفع آرمان اروپاگرایی مکرون و انسجام اتحادیه اروپا نخواهد بود، به‌ویژه این‌که دیگر همراهی مرکل با سیاست های مکرون در میان آلمانی‌ها دیده نمی‌شود و اروپای شرقیِ غرق در مشکلات با روسیه نیز، در مورد رفتار فرانسه بسیار حساس هستند. اما آنچه مکرون را وسوسه می‌کند این است که چین در ازای اعتبار بخشیدن به تصویر جهانی خود، به فرانسه حمایتی تضمین‌شده می‌دهد. مقامات پکن اعلام کرده‌اند از «یکپارچگی اتحادیه، رشد و توسعه آن و همچنین نقش‌آفرینی گسترده‌تر اتحادیه اروپا در عرصه بین‌المللی» حمایت می‌کنند و «مهم هم نیست روابط چین و اتحادیه اروپا چه آیند‌ه‌ای داشته باشد، چرا که این سیاست تغییر نخواهد کرد».

در حال ‌حاضر اما قانون‌گذاران فرانسوی در مجلس ملی این کشور رفتار چین با اویغورها را مصداق قطعی نسل‌کشی چین شناسایی کردند و به‌رغم مخالفت مکرون و و حزب او با این تصمیم مجلس، هنوز موفق به اتخاذ اقدامی هماهنگ‌ساز به نفع سیاست نزدیکی به چین نشده‌اند. وزیر تجارت و اقتصاد فرانسه تأکید داشته است فقط سازمان‌های بین‌المللی می‌توانند مشکلات حقوق بشری چین را محکوم کنند، اما مجلس ملی فرانسه تنها نیست و مجلس‌های ملی دیگری در اروپا نیز نسل‌کشی اویغورها را به رسمیت شناخته‌اند. همین درگیری در بحث بازی‌های المپیک هم دیده می‌شود. فرانسه برای المپیک زمستانی پکن خود را آماده می‌کند، درحالی‌که بسیاری از کشورهای غربی نظیر آمریکا، بریتانیا، بلژیک و لیتوانی این بازی‌ها را تحریم کرده‌اند. مکرون به نظر می‌رسد امیدوارانه به آینده اروپایی مستقل می‌اندیشد و با چالش‌های مهمی در سطح ملی و اتحادیه‌ای مواجه است. از همین رو باید منتظر ماند و سرنوشت انتخاباتی او را دید.