عفیفه عابدی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی در خصوص تلاش روسیه در قالب ابتکاری به نام «برنامه امنیت جمعی در خلیج‌فارس» و به‌روزرسانی و ارائه این برنامه که سال 2019 نیز مطرح شده بود، اظهار داشت: توجه روسیه به خلیج‌فارس و خاورمیانه رویکرد جدیدی نیست و تلاش مسکو برای دسترسی به خلیج‌فارس و نقش‌آفرینی در آن سابقه تاریخی بسیار طولانی دارد؛ البته در دو دهه اخیر این توجه بیشتر شده است.

 

رویکرد روسیه به خلیج‌فارس

وی با بیان اینکه شوروی سابق در دوره رقابت با آمریکا منافع و همپیمانان راهبردی در خاورمیانه داشت و تلاش می‌کرد به واسطه آن‌ها در برابر ستون‌های امنیتی آمریکا در خلیج‌فارس موازنه ایجاد کند، گفت: بعد از روی کارآمدن آقای پوتین، روسیه در دوره‌های مختلف تلاش کرده که منافع سنتی خود در خلیج‌فارس و خاورمیانه را احیا کند.

این کارشناس مسائل روسیه با یادآوری اینکه هنوز ابعاد برنامه «امنیت جمعی در خلیج‌فارس» منتشر نشده است، ادامه داد: رویکرد روسیه به خلیج‌فارس را باید در ابعاد بین‌المللی بررسی کرد. در شرایط فعلی تحلیلگران بسیاری معتقدند نظام بین‌الملل در حال تحول سامانمند است و روسیه هم مانند گذشته مطابق دکترینهای سیاسی و امنیتی خود، قائل به تشکیل نظام چند قطبی است و تمایل دارد با افزایش نفوذ خود در مناطق همجوار به عنوان یکی از قدرت‌های شکل دهنده نظام چندقطبی معرفی شود.

عابدی با تشریح دلایل روسیه برای ایفای نقش در خلیج‌فارس و اهمیت این منطقه برای آن، افزود: روس‌ها منافع تاریخی و سنتی در خلیج‌فارس دارند و تلاش می‌کنند از طریق روابط حسنه با کشورهای منطقه و ایجاد قراردادها و مناسبات سیاسی، نظامی و اقتصادی، بازار خود را در منطقه افزایش دهند و در یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی نفوذ داشته باشند.

وی با اشاره به اظهارات یک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا که در ارزیابی از طرح روسیه درباره خلیج‌فارس گفته بود «آماده‌ایم همزمان با مخالفت با آن دسته از سیاست‌های روسیه که ضدمنافع آمریکاست، با مسکو در زمینه‌هایی که دو طرف منافع مشترک دارند، همکاری کنیم» تاکید کرد: حتی استراتژیست‌های آمریکا هم معتقدند خاورمیانه و خلیج‌فارس یکی از حوزه‌های رقابت قدرت‌های جدید بین‌المللی با ایالات متحده است و آمریکا این منطقه را رها نخواهد کرد.

 

چالش‌های پیش‌روی طرح روسیه

این پژوهشگر پژوهشکده مجمع تشخیص مصلحت نظام، در عین حال ادامه داد: طرح روسیه برای خلیج‌فارس با وجود تمام مزایایی که می‌تواند داشته باشد با چالش‌های فراوانی روبروست. از یک سو برخی کشورهای منطقه اختلافات عمیق سیاسی، اعتقادی و ارضی با یکدیگر دارند و از سوی دیگر امنیتی که روسیه بخواهد در شکل‌دهی به آن نقش‌آفرینی کند در تعارض با منافع بازیگران دیگری مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی است و ممکن است با کارشکنی‌های آن‌ها در برابر این طرح مواجه شود.

عابدی گفت: با توجه به این شرایط، سخن گفتن از اجرای این طرح، ایده‌آل‌گرایانه به نظر می‌رسد، اما با این حال احتمال موفقیتش کاملا منتفی نیست. شاید این ایده به همه اهدافش نرسد، اما می‌تواند در قالب پیمانی مانند «پیمان عدم تعارض» که ایران در دوره دولت قبل ارائه کرده بود، شکل بگیرد و به دستاوردهایی برسد.

وی درخصوص میزان همپوشانی منافع مشترک روسیه و آمریکا در خلیج‌فارس و امکان عملی شدن این طرح نیز تصریح کرد: با توجه به اینکه این منطقه یکی از حوزه‌های رقابت قدرت‌ها است، نمی‌توان منافع مشترکی، جز برخی تهدیدهای بین‌المللی، برای این دو کشور در آن قائل بود.

این کارشناس مسائل روسیه، به تصمیم مسکو برای ایجاد تفاهم میان ایران و عربستان در قالب طرح امنیت دسته جمعی برای خلیج‌فارس اشاره کرد و افزود: افزایش اختلافات ایران و عربستان همواره در تعارض با منافع روسیه در منطقه است؛ چرا که باعث می‌شود آمریکا به واسطه حمایت از عربستان بتواند تنش‌هایی در منطقه ایجاد و تلاش کند از طریق عربستان موازنه‌ای به نفع خود ایجاد کند. به همین دلیل روسیه در دوره‌های قبل هم پیشنهادهایی در رابطه با حل و فصل اختلافات تهران و ریاض و میانجی‌گری میان آن‌ها داشته؛ اما با توفیق چندانی مواجه نشده است.

وی به گزارش نیوزویک که در آن از برگزاری نشست‌های پشت پرده با حضور کارشناسان روسی در خصوص اجرایی کردن این طرح خبر داده شده، پرداخت و در رابطه با امکان عملیاتی کردن گفتگوها در این زمینه میان واشنگتن و مسکو گفت: با در نظر گرفتن تفاوت میان مواضع اعلامی و اعمالی دولت‌ها، باید توجه داشت که هنوز هم مسائل متعددی آمریکا را به خاورمیانه پیوند می‌دهند که مهم‌ترین آن، موضوعات مربوط به اسرائیل است.

به گفته عابدی، اگر قایل به اراده واشنگتن برای ایجاد نظام امنیتی میان کشورهای منطقه باشیم، باید آن را در راستای ترکیب سیاست سنتی و جدید آمریکا تحلیل کنیم. می‌توان چنین سیاسی را اینگونه توجیه کرد که آمریکا تمایل دارد با یک پیمان امنیتی در خلیج‌فارس و در نتیجه تبعات امنیتی آن برای خاورمیانه، اقدام به عادی‌سازی شرایط و تامین امنیت نسبی و غیرمستقیم اسرائیل کند. به تبع آن نیز هزینه‌ها و دغدغه‌های خود در خاورمیانه را کاهش دهد تا بتواند بر حوزه‌های جدید رقابت با چین و سایر رقبای احتمالی‌اش تمرکز کند.