الجزایر ملاک تعیین مرزها را زمانی می‌دانست که فرانسه خاک الجزایر را ترک کرد و اعتقاد داشت، چارچوب مرزهای دو کشور همین است، اما مغرب بر این باور بود که برای ترسیم مرزها باید به دوران پیش از ورود استعمارگران فرانسوی بازگشت و به همین دلیل دو منطقه «تندوف» و «بشار» را که اکنون جزو خاک الجزایر است، بخشی از خاک خود می‌داند. در این راستا تأکید ملی‌گرایان مراکش بر نظریه «مراکش کبیر» که داعیه حاکمیت بر صحرای غربی، موریتانی و بخش بزرگی از الجزایر را دارد، باعث برداشت تهدید امنیتی از سوی نظام تصمیم گیر الجزایر شده است. این برداشت امنیتی با اقدام اولیه مراکش در تجاوز به الجزایر تقویت‌شده و درنهایت باعث شده است که الجزایر برای جلوگیری از تحقق رؤیای مراکش کبیر، دست به حمایت همه‌جانبه از جبهه پولیساریو به‌عنوان کنشگر فعال بزند. در این راستا، الجزایر حتی حاضر شده است تا بخشی از سرزمین خود (منطقه تندوف) را به‌عنوان سرزمین سکونت صحراوی‌ها و دولت صحرای غربی در اختیار جبهه پولیساریو قرار دهد. مقام‌های مغربی، پیوسته الجزایر را به حمایت از جبهه پولیساریو متهم می‌کنند و می‌گویند، الجزیره باید به‌عنوان یکی از طرف‌های اثرگذار در مذاکرات حضور داشته باشد و این در حالی است که الجزایر معتقد است، از تلاش‌های سازمان ملل برای حل مسئله صحرا حمایت می‌کند و طرف این درگیری نیست. لذا از زمان استقلال، روابط دو کشور بر سر ترسیم قلمرو نفوذ دچار تنش شده است و از آن زمان به بعد عوامل تسریع‌کننده و نیابتی در این راستا جهت تشدید وضعیت تنشی به کار گرفته می‌شوند و هر کنشی از سوی یکی از کشورها، واکنش طرف مقابل را در جهت خنثی‌سازی و یا مخالفت را در پی داشته است.

مغرب و الجزایر با بیش از ۱۷۰۰ کیلومتر مرز مشترک زمینی، هنوز نتوانسته‌اند از فرصت‌ها استفاده کنند، بلکه درصدد بوده‌اند که همدیگر را تهدید نمایند و یا مانع از فعالیت‌های همدیگر گردند. برای مثال، دو کشور در سال 1963 میلادی به دلیل اختلافات مرزی، با هم وارد جنگی شدند که به «جنگ شن‌ها» معروف شد. این درگیری با دخالت کشورهای عربی و آفریقایی به پایان رسید. الجزایر از چند سال پیش شروع به ساختن دیواری حائل در 271 کیلومتر از مرزهای خود با مغرب کرد که ارتفاع آن حدود هفت متر و عرض آن دو متر است. الجزایر هدف از این کار را جلوگیری از قاچاق مواد مخدر از طریق خاک مغرب و تأمین امنیت این کشور عنوان کرده است. مغرب نیز پیش از آن دیواری به طول 100 کیلومتر در مرزهایش ایجاد کرده و هدف از آن را مبارزه با جرائم سازمان‌یافته و جلوگیری از نفوذ تندروها از خاک الجزایر به این کشور اعلام کرده است. بر اساس گزارش «مرکز پژوهش‌های صلح جهانی استکهلم»، از سال 2011 تا 2015، 56 درصد سلاح‌های خریداری‌شده در آفریقا توسط مغرب و الجزایر صورت گرفته است.

اختلافات دو کشور باعث شده، هر یک برای تقویت توان دفاعی خود تلاش کند و حتی در پرتاب ماهواره‌ای و نبرد ضد جاسوسی میان الجزایر و مغرب رقابت وجود دارد. نتیجه این رقابت فراز و نشیب در روابط و عدم بهره‌مندی از فرصت‌های دو کشور در جهت تقویت اقتصاد و همگرایی دو کشور و منطقه است. از سوی دیگر طرفین برای هر اقدام ضد امنیت ملی، همدیگر را متهم می‌کنند. آتش‌سوزی اخیر در الجزایر یکی از مثال‌ها است که حدود ۲۰ استان الجزایر را گرفتار و به مرگ نزدیک 70 نفر منجر شده است؛ در این راستا وزیر خارجه الجزایر اعلام کرد که مغرب با همدستی رژیم صهیونیستی در آتش‌سوزی‌های اخیر این کشور دست داشته و قطع روابط دیپلماتیک الجزیره با رباط را اعلام کرد. یکی از هماوردهای دو کشور در اتحادیه آفریقا است که الجزایر نسبت به بازگشت چند سال قبل مغرب به اتحادیه آفریقا مخالف بود، بااین‌وجود مغرب به اتحادیه برگشت و تاکنون توانسته است دیدگاه بسیاری از کشورهای آفریقایی را نسبت به جبهه پولیساریو و مالکیت خود بر صحرا تغییر دهد. همچنین مسئله مخالفت بعضی از کشورهای آفریقا با عضویت ناظر رژیم صهیونیستی در اتحادیه آفریقا و حتی روابط دوجانبه رباط- تل‌آویو و تنش در روابط ایران با این کشورها را می‌توان در اختلاف میان الجزایر و مغرب و نوع نگاه به پولیساریو و سیاست قلمروگستری دو کشور ریشه‌یابی کرد. همچنین ممنوعیت پروازهای مسافربری و نظامی مغرب از حریم هوایی الجزایر و گفتگوهای خشن وزرای خارجه دو کشور در اجلاس اخیر سازمان ملل این احتمال را تقویت می‌کند که جنگ دیپلماتیک میان الجزایر و مغرب طی روزهای آینده افزایش یابد.

هرچند که اتحادیه افریقا این بحران را همانند سد رنسانس در بخش شرقی قاره به نحوی مدیریت می‌کند و همچنین کشورهای عرب علاوه بر ایفای نقش میانجی، خواهان خویشتن‌داری طرفین هستند اما مداخله کشورهای منطقه و فرا منطقه و تقابل سیاست مرزهای زمان استقلال با ایده مراکش بزرگ، نشان از تداوم این بحران و سرایت منطقه‌ای آن دارد و چشم‌اندازی کوتاه‌مدت را نمی‌توان برای آن ترسیم کرد. هرچند که مراکش با سیاست خارجی فعال قاره‌ای و سیاست یارگیری و یارگیری از طریق کمک‌های اقتصادی، درصدد تحقق خواسته تاریخی خویش است.