در میان این سه کشور، استرالیا با شدیدترین واکنش سیاسی روبروست، زیرا تصمیم برای خرید 8 زیردریایی سوخت هسته‌ای با کمک ایالات‌متحده و انگلیس برابر با باز کردن جعبه پاندورا در منطقه است.

تصمیم ایالات‌متحده و بریتانیا، دو کشور امضاکننده معاهده عدم اشاعه سلاح‌های غیرمتعارف، برای ارائه کمک‌های هسته‌ای به استرالیا برای مقاصد نظامی، نه‌تنها ضربه سنگینی به رژیم بین‌المللی عدم اشاعه هسته‌ای وارد کرده، بلکه برای شروع یک مسابقه تسلیحاتی دیگر مورد سؤال است.

تصمیم‌گیری نادرست کانبرا، حتی فرانسه یکی از متحدان ایالات‌متحده را بشدت به خشم آورده است، زیرا از قرارداد چند ده میلیارد دلاری برای خرید تعداد 12 زیردریایی دیزلی که در سال 2016 با فرانسه امضاشده بود، چشم‌پوشی شده است. پاریس نسبت به این اقدام به‌شدت واکنش نشان داد و سفیران خود را در واشنگتن و کانبرا برای مشاوره به پایتخت این کشور فراخواند.

در حال حاضر، اسکات موریسون نخست‌وزیر استرالیا، با موجی از انتقادات در داخل و خارج مواجه شده و بسیاری از مردم استرالیا نگران هستند که کشورشان در آینده به یک جنگ ناخواسته با چین کشانده شود.

پل کیتینگ، نخست‌وزیر سابق استرالیا در بیانیه‌ای تند درباره پیمان AUKUS گفت، پیمان نظامی جدید به‌منزله متحد شدن ارتش استرالیا با ایالات‌متحده برای همراهی در هرگونه درگیری نظامی احتمالی میان آمریکا و چین است و این سه کشور ادعا می‌کنند که اتحاد آن‌ها برای مقابله با «تجاوزگری» چین شکل گرفته است. این در حالی است که پکن، بزرگ‌ترین شریک تجاری کانبرا به شمار می‌آید.

ژائو لیجیان، سخنگوی وزارت خارجه چین اقدامات آمریکا را «بسیار غیرمسئولانه» خواند. به گفته وی، کانبرا تنها مسئول شرایط دشوار کنونی است. این مقام چینی گفت این توافق، صلح و ثبات منطقه را به‌طورجدی تضعیف و رقابت تسلیحاتی را تشدید کرده و پیمان منع اشاعه هسته‌ای را زیر سؤال می‌برد. وی خاطرنشان کرد جامعه بین‌المللی ازجمله کشورهای همسایه دلایل خوبی برای شک در صداقت استرالیا دارند.

از طرف دیگر، فرانسه در این ماجرا احساس خیانت از سوی ائتلاف سه‌گانه آمریکا، استرالیا و بریتانیا علیه خود می‌کند و اروپا نیز اعتماد متقابل به آمریکا را بشدت زیر سؤال برده است.

اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا در اظهارات اخیرش در حمایت از فرانسه گفت، زمان واقعی برای تبدیل‌شدن اتحادیه اروپا به یک قدرت ژئوپلیتیک در جهان فرا رسیده است. وی افزود، ما وارد دوره‌ای جدید از رقابت‌پذیری می‌شویم. اتحادیه اروپا دیگر از نقش خود به‌عنوان یک بازیگر اقتصادی راضی نیست. امید است که اتحادیه به قطبی حیاتی از نیروهای ژئوپلیتیک مستقل در جهان تبدیل شود.

ناتو در حال حاضر مشکلات داخلی زیادی دارد که در تلاش جهت رفع آن است. روابط بین اروپا و ایالات‌متحده هنوز در حال ترمیم دوران پسا ترامپ است. جدال اخیر آمریکا و فرانسه روابط و مناسبات فراآتلانتیک را زیر سؤال برده و اگر آن‌ها نتوانند به‌سرعت اختلافات را مدیریت نمایند، این نگرانی و بی‌اعتمادی در میان متحدان غربی عمیق‌تر شده و به سایر مناطق تسری می‌یابد.

ازآنجاکه ایالات‌متحده، استراتژی امنیت جهانی خود را تا حد زیادی در منطقه هند و اقیانوس آرام متمرکز نموده، ناتو نمی‌تواند نقش چندانی در این منطقه ایفا کند، زیرا تمرکز اصلی ناتو هنوز در حوزه اروپا است و چنانچه ناتو بخواهد بیش‌ازحد از اروپا فاصله بگیرد، بیشتر اعضا برای همکاری با این سازمان با مشکل روبرو خواهند شد.

سخن پایانی اینکه میزان اعتماد به ایالات‌متحده از سوی متحدان و حامیان این کشور به‌ویژه در اروپا با خروج ناگهانی آمریکا از افغانستان و سپس با زدن خنجر از پشت به متحد خود در ناتو، به شدت آسیب دیده و به این زودی ترمیم نخواهد شد.