بر اساس اطلاعات میدانی رزمایش اول، روز 16 شهریورماه با دولت جمهوری آذربایجان و در منطقه آزادشده «لاچین» برگزار شد. رزمایش دوم، «سه برادر 2021» نام دارد که از 21 شهریورماه و به مدت 9 روز با مشارکت ترکیه، جمهوری آذربایجان و پاکستان در باکو انجام گرفت.

 

اهداف

کشورها معمولاً از برگزاری رزمایش‌ها و مانورهای نظامی مشترک اهداف معینی را دنبال می‌کنند که در دو بخش «اعلامی» و «اعمالی» دسته‌بندی می‌شود. دو رزمایش مشترک اخیر نیز از این قاعده مستثنا نیست. بااینکه جمهوری آذربایجان و پاکستان هرکدام بنا به اهداف و دلایلی در این رزمایش‌ها مشارکت دارند، اما ابتکار اصلی متعلق به ترکیه است، لذا عمدتاً ذیل اهداف و راهبردهای آنکارا تعریف شده است تا باکو و اسلام‌آباد.

اهداف اعلامی رزمایش‌های اخیر مشخص بوده و در بیانیه‌ها و اظهارات مقامات عالی‌رتبه نظامی طرف‌های شرکت‌کننده اعلام‌شده که شامل تمرینات نظامی و آموزش سلاح و همبستگی بیشتر میان سه کشور، تبادل تجربیات و اطلاعات نظامی و از این قبیل موضوعات است.

به نظر می‌رسد، «نمایش قدرت» و «انتقال پیام» به بازیگران خارجی اعم از کشورهای متخاصم، کشورهای رقیب و حتی کشورهای دوست، جزو اهداف راهبردی رزمایش‌های اخیری است که ترکیه میدان‌دار اصلی آن بود؛ اهدافی که بیشتر متوجه «روسیه» است. شایان‌ذکر است نسبت به 10 سال گذشته، حضور نظامی روسیه در محیط پیرامونی ترکیه از شبه‌جزیره کریمه گرفته تا دریای سیاه و مدیترانه و سوریه چند برابر شده است.

روسیه و ترکیه دو بازیگر مهمی بودند که در جنگ دوم قره‌باغ حضور فعال‌تری داشتند. این جنگ با آزادسازی بخشی از اراضی اشغالی و پیروزی ارتش آذربایجان و امضای توافقنامه سه‌جانبه آتش‌بس توسط رهبران روسیه، آذربایجان و ارمنستان در 20 آبان 1399 پایان یافت.

بااینکه ترکیه این بار حضور و مشارکت فعال‌تری در جنگ قره‌باغ داشت و از جمهوری آذربایجان پشتیبانی می‌کرد، اما قرائن موجود حاکی است، در مقایسه با روسیه به دستاوردهای میدانی و سیاسی راضی‌کننده‌ای از جنگ دوم قره‌باغ نرسیده است. جنگ اخیر افزون بر «تثبیت» مواضع روسیه در قفقاز جنوبی که در دوران پساجنگ سرد همواره «حیاط‌خلوت» روس‌ها محسوب می‌شد، به «تقویت و توسعه» نفوذ امنیتی مسکو در این منطقه نیز منجر شد. ظاهراً این موضوع ازنظر ترکیه «مطلوب» ارزیابی نمی‌شود. دولت اردوغان رضایت چندانی از «وضع موجود» در قفقاز جنوبی ندارد، لذا دنبال تغییر آن است. طبق توافق میان آنکارا و مسکو، نیروهای ترکیه نیز در یک مرکز مشترک بر چگونگی اجرای موافقت‌نامه پایان مخاصمه در قره‌باغ نظارت دارند، اما آنچه وجود دارد این است که عملیات صلح‌بانی فقط به روسیه اختصاص داشته و مسکو در این زمینه حقی برای ترکیه قائل نیست. این در حالی است که آنکارا خواهان مشارکت حداکثری در این زمینه است.

 

پیام تهدیدآمیز ترکیه به روسیه

برگزاری رزمایش مشترک با جمهوری آذربایجان آن‌هم در فاصله 300 متری مقر صلح‌بانان روسی در کریدور لاچین، درواقع انتقال این پیام به مسکو است که نمی‌توان ترکیه را در قفقاز جنوبی نادیده گرفت و در مواقع ضروری، ترکیه می‌تواند اقدام به انسداد کریدور لاچین کند؛ بخشی از دستاوردهای روسیه از جنگ قره‌باغ را که می‌تواند به «محدودسازی کنشگری» ترکیه در قفقاز جنوبی بینجامد از بین ببرد و وزن میدانی خود در این منطقه را تا حدی بالا ببرد. حال این هدف با توجه به عمق و دامنه نفوذ روسیه در قفقاز جنوبی تا چه اندازه قابل تحقق است، سؤالی است که باید در مورد آن‌هم تأمل نمود.

در خصوص رزمایش ترکیه همراه با جمهوری آذربایجان و پاکستان در سواحل دریای خزر هم اهداف عمدتاً روسی است. تهدیدات احتمالی از جانب روسیه و از ناحیه دریا یکی از نگرانی‌های اصلی دولت باکو است. حضور قدرتمند ترکیه در رزمایش اخیر دریایی اگرچه در ابعاد کوچک برگزارشده است، علاوه بر نمایش قدرت دریایی، اطمینان خاطری به دولت باکو بابت نگرانی مذکور است. نکته قابل‌توجه این‌که ترکیه در ماه‌های اخیر اقدام به افزایش حضور دریایی خود در سواحل آذربایجان کرده است.

موضوع دیگری که در رابطه با رزمایش‌های نظامی ترکیه مطرح است، تلافی فشارهای روسیه در سوریه علیه ترکیه، از طریق اعمال فشار و «ایجاد مزاحمت» برای روسیه در قفقاز است. پوتین در ملاقات اخیری که با بشار اسد داشت، مشکل اصلی را حضور نیروهای خارجی در سوریه عنوان کرد و گفت: «به نظر من مشکل اصلی این است که نیروهای مسلح خارجی بدون مجوز سازمان ملل متحد در بخش‌هایی از کشور شما و بدون اجازه شما حضور دارند». در این اظهارات بااینکه نامی از ترکیه نبرده شده، اما منظور روسیه، ترکیه و نیروهای نظامی آن در ادلب است. ترکیه به‌رغم تمام فشارهایی که روسیه وارد کرده، تاکنون حاضر به عقب‌نشینی از ادلب نشده است.

 

پیامدهای ژئوپلیتیک

قطعاً رزمایش‌های نظامی مشترک ترکیه در قفقاز که به‌ویژه بعد از پایان جنگ دوم قره‌باغ به‌طور دائم در حال برگزاری است، پیامدهای متعددی در بردارد. این پیامدها عمدتاً دارای «ابعاد امنیتی» است. ترکیه درصدد شکستن یا ایجاد اختلال در انحصارگرایی امنیتی روسیه در قفقاز است. آن‌هم در شرایطی که مسکو به قفقاز به‌منزله حیاط‌خلوت منافع راهبردی، امنیتی و سیاسی خود می‌نگرد. شکستن این انحصار ریشه‌دار امنیتی و حضور و نفوذی که روسیه در ابعاد گوناگون در قفقاز دارد، کار آسانی نیست. بر اساس یک راهبرد مشخص، مسکو درصدد دورنگه داشتن محیط پیرامونی و منطقه قفقاز از اعمال‌نفوذ و حضور قدرت‌های غربی است؛ بنابراین به این راحتی اجازه نمی‌دهد ترکیه که یکی از اعضای اصلی ناتو است و اهداف همسو با کشورهای اروپایی و آمریکا در منطقه دارد، در قفقاز بیش از این ظهور و بروز نظامی، امنیتی و سیاسی داشته باشد. لذا تلاش‌های ترکیه برای به چالش کشاندن روسیه در قفقاز نه‌تنها موجب امتیازدهی به آنکارا نمی‌شود، بلکه به تشدید درگیری‌های امنیتی و تداوم بی‌ثباتی و تقابل نظامی می‌شود.

نکته پایانی اینکه با توجه به فاصله محل رزمایش‌های فوق با ایران و خطرات احتمالی و بالقوه آن، جمهوری اسلامی ایران با اقتدار و آمادگی کامل برای خنثی‌سازی پیامدهای احتمالی، اینگونه تحرکات را با هشیاری تحت نظر داشته و خواهد داشت.