کامران کرمی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی درباره اهمیت استان البیضاء اظهار داشت: «استان البیضاء به دلیل همسایگی با هشت استان یمن که عمدتا دست نیروهای منصور‌هادی و شورای انتقالی جنوب است، نقش مهمی در تقویت پیشروی به سمت مأرب خواهد داشت، لذا انصارالله تأکید دارد که این جبهه را باز کند تا از تمرکز نیروهای هادی در مأرب بکاهد.»

به گفته این کارشناس، این اقدام بسیار تعیین‌کننده است؛ چرا که اگر انصارالله موفق شود در مناطق غربی مأرب و همچنین البیضاء پیشروی‌های خود را ادامه دهد، تقریبا منصور هادی و حزب الاصلاح در شرایط بسیار بحرانی قرار خواهند گرفت.

کرمی با اشاره به اینکه این مسئله از دو منظر اهمیت زیادی دارد، گفت: «نخست اینکه دست منصور هادی در مذاکرات صلح خالی خواهد بدو و دوم درگیری‌های بیشتر بین منصورهادی با شورای انتقالی جنوب ایجاد می‌شود.»

این کارشناس، دومین تحول مهم در معادلات میدانی یمن را نیز تشدید درگیری‌های سیاسی و نظامی بین منصورهادی و شورای انتقالی جنوب عنوان کرد و گفت که هر دو برای تسلط بر جنوب یمن تلاش می‌کنند.

کرمی در ادامه درباره پیشینه اختلافات ریاض و ابوظبی درباره یمن گفت: «معادلات میدانی یمن به سمتی رفته است که ائتلاف منصورهادی و عربستان که زمانی با امارات و شورای انتقالی جنوب در یک جبهه علیه انصارالله می‌جنگیدند، دچار شکاف شده‌اند و این شکاف خود به یکی از معضلات اساسی در آینده مذاکرات صلح یمن تبدیل شده است.»

وی ادامه داد: «پس از آنکه امارات در سال 2017 موفق شد که شورای انتقالی جنوب را تشکیل دهد، پیشروی‌هایشان در استان‌های جنوبی یمن موجب درگیری با نیروهای منصور‌هادی شد و به دنبال این مسئله، عربستان و امارات در دو نشست ریاض 1 و ریاض 2، موافقت‌نامه سیاسی- نظامی بین‌ منصور‌هادی و شورای انتقالی جنوب را شکل دادند که بر اساس این توافق نیروهای شورای انتقالی می‌بایست مناطق تصرف شده از جمله عدن را تحویل نیروهای هادی می‌دادند.»

کرمی همچنین تأکید کرد که شورای انتقالی جنوب نه تنها چندین بار از این توافقنامه سر باز زد، بلکه بسیاری از نیروهای منصورهادی را از مناطق جنوبی اخراج و به سمت تعیین وزارتخانه برای خود و سفرا برای کشورهای خارجی اقدام کرد.

پژوهشگر مسائل شبه‌جزیره عربی در خصوص چشم‌انداز تحولات سیاسی و میدانی یمن توضیح داد: «با وجود تلاش‌های ضعیف نماینده سازمان ملل، میانجیگری‌های عمان و تلاش‌های سایر بازیگران منطقه‌ای، چشم‌اندازی روشن از آینده مذاکرات صلح یمن مشاهده نمی‌شود.»

وی با بیان اینکه در این رابطه چند دلیل مهم وجود دارد، افزود: «نخست، ذهنیت عربستان است مبنی بر اینکه همچنان می‌تواند دستاوردهای میدانی انصارالله را نادیده بگیرد و نسبت به بازگرداندن متحدان خود یعنی منصورهادی و حزب الاصلاح و امارات و شورای انتقالی جنوب در یک صف واحد اقدام کند؛ این در حالی است که عملا یمن به سه قسمت بین انصارالله، هادی و شورای انتقالی تقسیم شده است و درگیری‌های هادی و شورای انتقالی ابعاد گسترده‌تری پیدا کرده است.»

کرمی دلیل دوم را خیز شورای انتقالی جنوب برای شکل‌دهی به ایده اقلیم جنوب و رایزنی با بازیگرانی چون روسیه عنوان کرد و گفت: «شورای انتقالی جنوب تلاش دارد جنوب یمن را مجددا به قبل از تحولات دهه 1990 بازگرداند که این مسئله نقش بسیار مهمی در پیچیده شدن تحولات میدانی یمن دارد.»

وی ادامه داد: «از یک سو عربستان و امارات دچار تعارض منافع در یمن شده‌اند و از سوی دیگر انصارالله حتی با غلبه بر منصورهادی و حزب الاصلاح در یک افق میان مدت با مسئله شورای انتقالی جنوب مواجه خواهد بود؛ شورایی که به جد پروسه تجزیه یمن را دنبال می‌کند.

کرمی به فرآیند مذاکرات ایران و عربستان نیز اشاره کرد و گفت: «اگر در این فرآیند، مسئله یمن به‌صورت جدی و به عنوان یک محور اصلی در چارچوب مذاکرات گنجانده شود و مورد تأکید قرار بگیرد می‌توان تاحدی نسبت به شکل‌گیری مذاکرات صلح بین گروه‌های یمنی امیدوار بود. در غیر این صورت اگر یمن در مذاکرات ایران و عربستان صرفا به عنوان یک موضوع فرعی گفتگو موردنظر قرار گرفته باشد، نمی‌توان به تحول مهمی در حل بحران یمن امیدوار بود. به خصوص که عربستان همچنان امیدوار است با فرسایشی شدن درگیری‌ها در جبهه مأرب،‌ «منصورهادی و حزب الاصلاح» بتوانند تلاش‌های خود را برای بازیابی قدرت و تسلط بر مناطق از دست رفته شدت ببخشند.»