انتقاد از اقدامات چین در مسائل داخلی مانند سین‌کیانگ، هنگ کنگ و یا موضوع تایوان، درخواست برای همکاری بیشتر در تحقیقات مربوط به شناخت منشأ ویروس کووید- 19، اشاره به تهدیدات چین برای منافع امنیتی اعضای ناتو به دلیل افزایش اثرگذاری و سیاست جهانی پکن ازجمله موارد اشاره شده در بیانیه‌های پایانی نشست گروه 7 و ناتو بوده‌اند. علاوه بر آن گروه هفت بر ایده B3W (Build Back Better World) توافق کردند که طبق بیانیه کاخ سفید، بستری برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت کشورهای درحال‌توسعه و بهبود زندگی آنان عنوان‌شده که تا سال 2035 به بیش از 40 میلیارد دلار سرمایه احتیاج دارد.

از سوی دیگر آقای بایدن در این سفر تلاش نمود تا همه اصولی را که در سیاست خارجی به آن پایبند است، به نمایش بگذارد؛ او در این سفر اتحاد دو سوی آتلانتیک، همکاری در برابر تهدیدات مشترک، اعتقاد به نهادهای بین‌المللی، حقوق بشر، ترویج دموکراسی و مقابله با حکومت‌های غیردموکراتیک (البته به‌زعم سردمدارن آمریکا) و ژست حمایت از کشورهای ضعیف و در یک‌کلام «جهان گرای تمام‌عیار و آماده به رزم» را نشان داد.

حال سؤال این است که رقابت استراتژیک با چین چه مؤلفه‌هایی دارد و چه فاکتورهایی در این کنش و واکنش بیش از دیگر عوامل اهمیت دارند؟

از مجموعه اظهارنظرهای مسئولین و مقالات و سیاست‌نامه‌های اتاق‌های فکر آمریکایی و سیاست‌های چین، این‌گونه برمی‌آید که دولت آمریکا رقابت با چین در دو حوزه را در رأس برنامه‌ها قرار داده است: سرمایه‌گذاری در زیرساخت و پیشرفت‌های فنّاورانه در موضوعاتی مانند هوش مصنوعی، نسل جدید اینترنت و مدارهای مجتمع (که به انقلاب صنعتی جدید تعبیر می‌شود). روح حاکم بر هر دو زمینه مورد اشاره نزد دولتمردان آمریکایی، مقابله با حکومت اقتدارگرا و عدم ترویج آن در جهان و به‌نوعی پاسداری از دموکراسی تلقی می‌شود. کما آنکه وزیر امور خارجه آمریکا از اصطلاح «رقابت جهانی بین فنّاوری‌های دموکرات و خودکامه» سخن گفته است.

در سمت مقابل، علاوه بر اظهارنظرهای رسمی مبنی بر مخالفت چین با بازی با حاصل جمع صفر و یا چندجانبه‌گرایی گزینشی ایالات‌متحده، نزد متخصصان چینی، پرداختن به سؤال «کدام سیستم حکمرانی موفق‌تر عمل کرده است؟» در حال افزایش است. رئیس مؤسسه مطالعات چین دانشگاه فودان شانگهای، اخیراً در اظهارنظری اعلام کرده است که سیستم انتصابی- انتخابی چین بهتر از مدل انتخابی غربی عمل کرده و وقت آن رسیده غرب نوع حکومت‌داری خود را مورد بازبینی قرار دهد.

ایده B3W که در بالا به آن اشاره شد، برای مقابله با ایده پهنه- راه چین مورد توافق قرار گرفته و در بیانیه کاخ سفید نیز به آن اشاره شده است. هرچند برخی از سران کشورهای گروه هفت، مانند رئیس‌جمهور فرانسه و صدراعظم آلمان، هدف آن را مقابله با چین ندانسته‌اند. ایده پهنه- راه (Belt- Road Initiative) ابتکار رئیس‌جمهور چین است که از سال 2013 به‌عنوان پیشران اقتصادی چین در دستور کار قرار دارد. تاکنون 200 موافقت‌نامه بین چین و 138 کشور و 30 سازمان بین‌المللی در قالب این ایده به امضا رسیده و 136 میلیارد دلار به مدت هشت سال سرمایه‌گذاری مستقیم چین در طرح‌های مرتبط بوده است. دولت آمریکا و متحدان نسبت به وابستگی همه‌جانبه (اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) کشورهای همکار با چین در این ایده و ترویج حکومت اقتدارگرا نگران هستند.

برقراری خط ریلی از شهرهای مختلف چین به کشورهای اروپایی و آسیای میانه، سرمایه‌گذاری در طرح‌های زیرساختی منطقه خلیج‌فارس، سرمایه‌گذاری در طرح‌های نفتی و گازی به‌ویژه در محیط پیرامونی ایران، تکمیل طرح‌های کریدور اقتصادی چین- پاکستان (CPEC)، ساخت بندرها در سریلانکا و یونان با حق اجاره طولانی‌مدت، ارتباطات جاده‌ای و ریلی با کشورهای آسیای شرقی و طرح‌های زیرساختی در افریقا و موارد بسیار دیگر، ازجمله اقدامات چین در قالب ایده پهنه- راه هستند. اشاره بر این نکته مهم است که موقعیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک ایران می‌تواند به نقش‌آفرینی بیشتر کشورمان در این ایده و به‌ویژه در راه‌های مواصلاتی شرق به غرب کمک نماید؛ هرچند به عوامل متعددی ازجمله روابط خارجی پایدار، نگاه بلندمدت و راهبردی نزد تصمیم‌گیران کشور و رفع موانع همکاری با شرکت‌های خارجی وابسته است.

در بخش رقابت فنّاورانه، هوش مصنوعی و مدارهای مجتمع نقشی بیش از سایر موارد دارند. سرمایه‌گذاری بالغ‌بر 35 میلیارد دلار چین در ساخت این مدارها در سال 2020، اهداف تعیین‌شده در برنامه پنج‌ساله چهاردهم توسعه این کشور مبنی بر اختصاص 7 درصد از تولید ناخالص داخلی به بخش تحقیق و توسعه در پنج سال آینده و اختصاص 380 میلیارد دلار بودجه به این بخش در سال 2020، مختصات رقابت استراتژیک طرفین را بیش‌ازپیش نمایان می‌کند. در این حوزه، نقش تایوان به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده چیپ در جهان با در اختیار داشتن 51.5 درصد از تولیدات جهانی، اهمیت موضوع تایوان در کنار مسائل مربوط به موقعیت ژئوپلیتیکی این جزیره و قصد چین برای تحقق سیاست چین واحد و بازگرداندن تایوان به سرزمین اصلی را نشان می‌دهد.

بر این اساس، سرمایه‌گذاری در زیرساخت و پیشرفت‌های فنّاورانه دو مؤلفه اصلی رقابت طرفین هستند و در هریک از آن‌ها، بدون همراهی متحدان آمریکا، این رقابت برای واشنگتن منجر به شکست خواهد بود؛ همراهی و همکاری که دولت بایدن در پاسیفیک، آسیای شرقی و اروپا به‌صورت هم‌زمان به آن نیاز دارد. دولت بایدن از زمان به دست گرفتن قدرت، نشست مجازی سران کوآد (هند- آمریکا- استرالیا- ژاپن)، میزبانی از نخست‌وزیر ژاپن و سفر اخیر را به‌منظور جلب‌توجه همکاری متحدان در دستور کار داشته است. علاوه بر همراهی متحدان، بر این رقابت عواملی مانند بهبود اقتصاد جهان و پشت سر گذاشتن اثرات منفی کووید- 19، فائق آمدن بر مشکلات داخلی، همراهی کامل متحدان آمریکا در این رقابت با توجه به پیوندهای اقتصادی و تجاری، قدرت گرفتن پوپولیسم در کشورهای مختلف به‌ویژه در کشورهای اروپایی و مانند آن اثر دارند؛ اما بیش از سایر موارد، سه فاکتور اصلی را می‌توان این‌گونه برشمرد:

  • ثبات و اثرگذاری بلندمدت تصمیمات خارجی آمریکا: حمایت مجلس نمایندگان و سنای آمریکا از تصمیمات دولت این کشور در روابط خارجی، اراده و قدرت ایالات‌متحده در اجرای توافقات بین‌المللی را منعکس می‌کند. کما آنکه تجربه توافق هسته‌ای ایران و خروج یک‌جانبه آمریکا از این توافق، موجبات نگرانی متحدان آمریکا از ثبات توافقات با واشنگتن را به وجود آورده است. امید هم‌پیمانان، تجربه طولانی‌مدت آقای بایدن در سیستم قانون‌گذاری آمریکا است.
  • نزدیکی چین و روسیه و تعمیق روابط دو کشور: شبکه خبری NBC پیش از ملاقات رؤسای جمهور روسیه و آمریکا مصاحبه با ولادیمیر پوتین را منتشر کرد که در آن چندین مرتبه خبرنگار سؤالاتی پرسید تا جمله‌ای علیه چین از سخنان پوتین به دست آورد؛ اما این تلاش با «تأیید روابط راهبردی مسکو- پکن» و «تهدید نبودن چین» از سوی پوتین مواجه شد. طی چند سال گذشته به تهدید چین برای روسیه به‌ویژه در آسیای مرکزی، توسط اتاق‌های فکر غربی پرداخته شده است. هرچند اتحاد و دوستی کامل و صد درصد در روابط بین‌الملل قابل‌تصور نیست، اما تاکنون نشانه‌ای از آشکار شدن اختلافات بین مسکو- پکن مشاهده نشده و حداقل موارد اختلافی، مدیریت‌شده است. رابرت وورک قائم‌مقام اسبق وزیر دفاع آمریکا در مارس 2021 گفته بود که همکاری نزدیک روسیه و چین در هوش مصنوعی یک زنگ خطر جدی برای ایالات‌متحده است.
  • سیاست چرخه دوگانه و تلاش چین برای خودکفایی: علی‌رغم انتفاع بسیار چین از ادغام در بازار جهانی و اتخاذ سیاست درهای باز و اصلاحات در اواخر دهه 1970 میلادی، در بزنگاه‌های مهم وابستگی به واردات برخی کالاهای ضروری (محصولات کشاورزی)، وابستگی فنّاورانه (بزرگ‌ترین واردکننده مدارهای مجتمع جهان و یا نیاز به تحقیق و توسعه مشترک) و متعاقب آن تحریم‌های خارجی و اعمال تعرفه (مانند تحریم‌ها علیه ZTE، هوآوی و یا تعرفه بر محصولات وارداتی و صادراتی از و به آمریکا) مشکلاتی برای چین ایجاد کرده است. از همین رو از تابستان 2020، سیاست چرخه دوگانه به‌عنوان روح حاکم بر سیاست‌های توسعه‌ای این کشور در دستور کار قرار گرفته است. بر اساس آن، تکیه‌بر توانمندی‌های داخلی هم‌زمان با ادامه سیاست درهای باز و اصلاحات در چین اجرایی می‌شود و برخی از مناطق مانند دلتای رود یانگ تسه (شامل شانگهای و استان‌های جه جیانگ، جیانگسو و آنهویی در شرق چین) به‌عنوان نقطه اتصال بازار بین‌المللی و بازار داخلی ایفای نقش خواهند داشت.

به‌عنوان جمع‌بندی، همان‌طور که اشاره شد سرمایه‌گذاری در حوزه زیرساخت و فنّاوری دو عنصر اصلی رقابت استراتژیک چین و آمریکا در حداقل ده سال آینده خواهند بود و استفاده از موضوعاتی مانند حقوق بشر، تحولات دریای جنوبی چین و یا فشار رسانه‌ای درباره برخی موضوعات داخلی به عنوانی ابزاری در جهت کند کردن حرکت طرفین استفاده خواهد شد. پرداختن به تهدیدها و فرصت‌های ایران از این رقابت به یک کار مطالعاتی مجزا و دقیق نیاز دارد اما به همین جمله بسنده می‌شود که: شناخت ظرفیت‌های داخلی و امکان بهره‌برداری از توافقات و اسناد بالادستی در روابط ایران و چین (همانند سند جامع همکاری 25 ساله دو کشور و یا موافقت‌نامه همکاری در قالب ایده پهنه- راه) می‌تواند بر تأمین منافع ملی ایران اثرگذار باشد.