بدین ترتیب ترکیه و مصر گام جدیدی به سوی عادی سازی روابط برداشتند. دیدارهای رسمی میان رؤسای سازمان‌های اطلاعاتی و هیئت‌های امور خارجه دو طرف نیز در قاهره تحقق یافت که رهبری هیئت ترکی را سادات اونال، معاون وزیر امور خارجه ترکیه برعهده گرفته بود. دیدارهای دو جانبه میان مسئولان سیاسی- امنیتی ترکیه با مصر از دو جهت بسیار حائز اهمیت است؛ نخست اینکه ترکیه با عادی سازی روابط خود با مصر و از میان برداشتن تنش میان دو کشور سعی دارد عرض اندامی قدرتمند در برابر یونان داشته باشد. زیرا یونان در طول چند سال گذشته با استفاده از خلاء موجود توانسته است با عقد تفاهمنامه‌های اقتصادی-تجاری و راهبردی میان یونان، جمهوری قبرس و رژیم صهیونیستی فضای پر‌چالشی را در مدیترانه شرقی برای ترکیه ایجاد نماید. نکته دیگر اینکه روند عادی‌سازی روابط بین ترکیه و مصر را باید متکی بر رخدادهای متفاوت خارج از منطقه ارزیابی کرد. به طوری که ایالات متحده در یمن پشت عربستان سعودی را خالی کرد و اصرار بر حل و فصل تنش‌ها و بحران در یمن دارد؛ همچنین توافق هسته‌ای بین ایران و ایالات متحده که در حال مذاکره برای رسیدن به نتیجه است، ترکیه را بر آن داشته است تا توازن قدرت در خاورمیانه را که برایش چالشی نوین خواهد بود به نوعی مدیریت نماید.

ناگفته پیداست که در شکل‌گیری مناسبات عادی‌سازی روابط بین ترکیه و مصر، نوع نگرش اتحادیه اروپا نیز به نسبتی دخالت دارد. زیرا یونان تحت فشار اتحادیه اروپا، بدون کنار گذاشتن خواسته‌های حداکثری در گفتگو با آنکارا تشویق و ترغیب می‌شود.

در همین حال، نگرانی ترکیه از بازگشت ایران به شرایط عادی مناسبات سیاسی در منطقه کتمان‌پذیر نیست. قرارداد استراتژیک 400 میلیارد دلاری بین چین و ایران نیز می‌تواند بر پارامترهای ترسیم و پیش‌بینی شده برای اقتصاد سیاسی منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای اثرگذار باشد؛ مسائلی که ترکیه نمی‌تواند از آن‌ها غافل بماند. در همین راستا، تمایل روسیه برای تقویت روابط خود با عربستان سعودی و همچنین شکل‌گیری و شروع مذاکرات بین ایران و عربستان و کنار گذاشتن همه اختلافات جاری از سوی دو کشور و اظهارات اخیر محمد بن سلمان ولیعهد سعودی در مورد ایجاد یک رابطه “برجسته” با ایران نیز از دیگر موارد ترغیب ترکیه به عادی سازی روابط خود با مصر است.

روابط نزدیک بین آنکارا و قاهره در ظاهر به مرزبندی دریایی در مدیترانه شرقی و اوضاع در لیبی مربوط می‌شود، اما سرآغاز آستین بالا زدن برای مسابقه‌ای سخت میان ترکیه با طرف‌های رقیب همچون ایران، عربستان سعودی و حتی امارات است. آنکارا برای تضعیف موقعیت امارات در این رقابت‌ها تمایل خود به ایجاد روابط بسیار نزدیک با ابوظبی را نیز نشان داده است.

همانطور که می‌دانیم عربستان سعودی همچنان به تحریم محصولات ترکیه ادامه داده و اقدامات لازم برای تعطیل کردن هشت مدرسه متعلق به ترکیه را در دستور کار دارد. روشن است که ریاض در حل تنش‌های خود با ایران حداقل برای جلوگیری از حملات حوثی‌های یمنی سعی دارد مشکل بزرگ امنیتی را با شرافت و حیثیت سیاسی حل کند. ایجاد رابطه نزدیک بین ایران و عربستان می‌تواند برای ترکیه که سومین رقیب قوی در منطقه خاورمیانه است، سرفصل‌های جدیدی را در مناسبات آتی‌اش با ایران، عربستان سعودی و در نتیجه سایر کشورهای متحد عربستان ایجاد نماید که آغاز حل اختلاف میان مصر و ترکیه را از این منظر باید ارزیابی کرد. هنوز ریاض و آنکارا در مورد جمال خاشقجی هم به نتیجه‌ای نرسیده‌اند.

این نکته نیز دور از ذهن نیست که ترکیه در صورت عادی سازی روابط خود با مصر شائبه‌های سیاسی را به ضرر خود ایجاد خواهد کرد. زیرا مصر مخالف حرکت اخوان المسلمین بوده و در صورت عادی سازی روابط بین ترکیه و مصر امتیازی در رابطه با این گروه به مصر داده می‌شود و این می‌تواند اعتماد به ترکیه را در میان اخوانی‌ها کاهش دهد. همین امر به تدریج می‌تواند کمربند اخوان المسلمین را به سقوط و گسستگی وادارد و اثراتی منفی را در میادین مانوردهی ترکیه در حمایت از جریان‌های اخوانی در سوریه و برخی مناطق دیگر برجای بگذارد. ترکیه در طول چند سال گذشته و بالاخص بعد از بهار عربی بیش از هر زمان دیگری به استفاده از توان بالایش برای حضور در دریای سرخ، مدیترانه شرقی و بالاخص خلیج‌فارس روی آورده و رابطه نزدیک آنکارا، دوحه را نیز نباید از نظر دور داشت. نتیجه اینکه ایجاد بستر لازم برای کاهش تنش میان آنکارا- قاهره را باید در مثلث راهبردی خلیج‌فارس- دریای سرخ- مدیترانه جست.

طبیعی است که ایجاد رابطه نزدیک میان ایران و عربستان سعودی نیز به دور از این معادلات و هم‌ترازی عملکردی نیست. البته به دنبال خارج شدن عربستان از گوی پرتاب شده از سوی دونالد ترامپ به خارج از میدان عملیاتی در معادلات سیاسی منطقه‌ای به ویژه در برابر ایران و همچنین تمایل جو بایدن به حل اختلافات میان ایالات متحده با ایران و بازگشت به اصول برجام، مسئولان سعودی بیش از پیش تمایل خود را برای بازنگری روابط شان با ایران نشان‌ داده‌اند. زیرا ایران بارها در طول سال‌های گذشته به صراحت اعلام آمادگی برای حل اختلافات با عربستان سعودی داشته ولی ریاض با اطمینان از ادامه اقتدار ترامپ حاضر به عادی سازی روابط با ایران نبود. اما شرایط کنونی برخواسته از اراده سیاسی دولت جو بایدن است. به طوری که طبق گزارش رسانه‌های خبری، برت مک گورک، هماهنگ کننده شورای امنیت ملی ایالات متحده در امور خاورمیانه و آفریقای شمالی، در روزهای گذشته از عربستان سعودی، امارات متحده عربی، مصر و اردن دیدار کرده تا بتواند نگرانی‌های آن کشورها را درباره بازگشت آمریکا به توافق هسته‌ای و رفع تحریم‌ها برطرف کند.

اگر عادی‌سازی روابط ایران و عربستان با موفقیت پیش برود، احتمالا آنکارا در روزهای آینده هیئتی را برای رفع اختلاف با عربستان سعودی و حتی فراموش کردن مسئله جمال خاشقجی به ریاض اعزام خواهد داشت؛ چرا که سیاست دو جانبه در روابط خارجی ایجابی است و اختلافات اقتضایی!