بلینکن شخصیتی است که در محافل سیاسی واشنگتن گرچه محترم، اما برخلاف اسلاف خود در حزب دموکرات، نسبتاً فاقد سابقه کاری برجسته‌ای است، به‌طوری‌که چه هیلاری کلینتون و چه جان کری، زمانی که سکان هدایت وزارت خارجه آمریکا را در دولت اوباما به دست گرفتند، در سطح جهانی چهره‌های شناخته‌شده‌ای محسوب می‌شدند.

با بررسی سوابق بلینکن مشخص می‌شود که او برخلاف اسلاف خود، بیشتر سابقه کاری‌اش در بخش دولتی، همراهی با بایدن بوده است. کار او در حوزه سیاست خارجی با وزارت امور خارجه آمریکا آغازشده بوده و نهایتاً به دستیار ارشد جو بایدن در سناتور بودن او و عضویتش در کمیته روابط خارجی سنا ختم می‌شود. زمانی که بایدن معاون رئیس‌جمهور آمریکا شد، بلینکن را مشاور امنیت ملی خود کرد. او در دو سال پایانی دولت اوباما هم معاون وزیر امور خارجه آمریکا شد.

بلینکن پس از ترک سمت دولتی، دفتر مشاوره همراه با میشل فلورنوی تأسیس کرد. شخصی که گفته می‌شود بایدن قصد دارد او را به‌عنوان وزیر دفاع معرفی کند و در این صورت باید گفت سابقه کاری هر دو شخص رشد به‌شدت چشمگیری را تجربه خواهد کرد.

با مقدمه‌ای که گفته شد، می‌توان با مقاله‌ای که بلینکن همراه با رابرت کیگان در بلاگ اندیشکده بروکینگز منتشر کرده، دنیای ذهنی او را بهتر شناخت. او در این مقاله مشترک نوشته «جهان امروز که هرروز خطرناک‌تر می‌شود، بیش‌ازپیش به دهه 1930 شباهت پیدا کرده تا پایان تاریخ – به‌طوری‌که پوپولیست‌ها، ملی‌گرایان و عوام‌فریبان رو به تزاید گذاشته‌اند؛ قدرت‌های خودکامه بیش‌ازپیش تقویت و مخاصمه‌جوتر شده‌اند؛ اروپا دچار اختلاف و تردید به خود است و دموکراسی در محاصره مداخلات خارجی قرارگرفته و آسیب‌پذیر شده است.»

آن‌ها در مخالفت با دنیایی که ترامپ در طول دوران ریاست‌جمهوری‌اش با شعار «اول آمریکا» ترسیم کرده بود، نوشته‌اند «از جنگ سایبری تا مهاجرت گسترده و گرمایش جهانی» مشکلاتی است که «هیچ کشوری به‌تنهایی نمی‌تواند با آن مقابله کند و هیچ دیواری هم نمی‌تواند آن را مهار نماید.»

از دیگر مقالات او در مجلات معتبر مانند «سوروایوال» در سال 2007 با عنوان «از پیش‌دستی تا تعامل» این‌گونه برمی‌آید که او نگاه انزواگرایانه در روابط خارجی را مذمت می‌کند و بیشتر علاقه‌مند به توسعه این روابط بر مبنای هنجارها و نظام موجود است.

بلینکن در دولت اوباما به‌عنوان بازیگری کلیدی در تلاش‌های دیپلماتیک آمریکا برای به‌صف کردن بیش از 60 کشور در حمایت از ایالات‌متحده در به‌اصطلاح مقابله با داعش در عراق و سوریه شناخته شد؛ اما در همین حال نباید از یاد برد که او به تدوین پیشنهاد بایدن در سنا برای ایجاد سه منطقه خودمختار در عراق کمک کرد که قرار بود این کشور را بر مبنای هویت قومی و مذهبی تجزیه کند، اما این طرح در سطحی وسیع، ازجمله از سوی نخست‌وزیر وقت عراق مردود دانسته شد.

او پیش از آنکه در سال 1993 به‌عنوان کارشناس در اداره سیاست اروپایی وزارت امور خارجه آمریکا مشغول کار شود، می‌خواسته خبرنگار یا تهیه‌کننده فیلم شود. برای همین دست‌به‌قلم هم هست و برای بیل کلینتون در دوره ریاست‌جمهوری‌اش متن سخنرانی می‌نوشته و بعدها اداره سیاست اروپایی و کانادای شورای امنیت ملی کاخ سفید را عهده‌دار شد.

بلینکن 58 ساله، در نیویورک و پاریس بزرگ‌شده و فارغ‌التحصیل هاروارد و دانشکده حقوق کلمبیا است. پسر سفیر مجارستان در دولت کلینتون است و پدرخوانده‌اش که او اغلب از او به‌عنوان نمونه اخلاقی جهانی آمریکا یاد می‌کند، بازمانده هولوکاست معرفی‌شده است.

بلینکن در سال 2015 در اندیشکده مرکز امنیت آمریکای جدید گفت: «در دوره بحران یا مصیبت، جهان پیش از دیگران و همیشه به ایالات‌متحده رجوع می‌کند.» او گفت: «ما به این خاطر گزینه اول برای رهبری نیستیم که بر حق هستیم یا در سطح جهانی به ما علاقه‌مند هستند یا می‌توانیم دستوراتمان را دیکته کنیم. این بدان خاطر است که ما تلاش می‌کنیم اقدامات و اصولمان را باهم هم‌راستا کنیم و به این خاطر که رهبری آمریکا توان منحصربه‌فردی برای بسیج دیگران و ایجاد تغییر دارد.»

بلینکن در حالی به عرصه سیاست خارجی آمریکا باز می‌گردد که در دوران ریاست جمهوری ترامپ آمریکا از نظر بین المللی وارد دوره انزواطلبی بین المللی شد. هرچند که بلینکن با اغلب چالش‌های سیاست خارجی آمریکا آشناست، اما او در حالی وارد عرصه دشوار برخورد با چین می‌شود که این کشور از هر زمان دیگری جسورانه‌تر عمل می‌کند. آنتونی بلینکن به تازگی در مصاحبه‌ای گفته است که آمریکا باید ائتلاف‌های خود را بازسازی کند تا بتواند «پسرفت دموکراتیکی» را که توسط ترامپ ایجاد شد و به «خودکامگانی از روسیه گرفته تا چین» اجازه داد تا از مشکلات آمریکا بهره ببرند، مهار کند.

گرچه او کمتر به موضوعات خاورمیانه‌ای علاقه نشان داده و همین امر باعث شده گفته شود موضوع ایران ممکن است در اولویت پایین‌تری برای سیاست خارجی او قرار گیرد، اما باید با توجه به سوابقی که ذکر آن رفت، مهارت‌های او به‌ویژه در حوزه قدرت نرم را موردتوجه قرارداد و بیش‌ازپیش با زبانی جهان فهم که پذیرش هنجاری داشته باشد، ایالات‌متحده را به جبران خسارت‌های گذشته و دست کشیدن از سیاست‌های شکست‌خورده واداشت که در غیر این صورت، دست برتر در حوزه دیپلماسی عمومی و جنگ نرم در اختیار او قرار خواهد گرفت.

بلینکن از مدافعان بازگشت آمریکا به توافق هسته‌ای با ایران بوده است. او همچنین گفته است که خواهان تغییر در نوع برخورد و موضع نسبت به ایران است. بلینکن از جمله کسانی است که در مذاکراتی که منجر به برجام شد، نقش مهمی داشت. او همچون دیگر دستیاران بایدن گفته است که خواهان بازگشت به توافق اتمی است، اما در عین حال به دنبال توافقی قوی‌تر و ماندگار تر از برجام است.

اینکه بلینکن حقوق‌خوانده است و علاقه‌مند به تعامل، نشانه‌های خوبی از تغییر در وزارتخانه‌ای است که سکان آن در اختیار یک فرد امنیتی و کاملاً ضد ایرانی به نام پمپئو قرارگرفته بود؛ او کسی است که همین حالا هم با نقض حقوق بین‌الملل به سرزمین‌های اشغالی سفر می‌کند؛ حامی دیکتاتورهاست و از زدوبند عیان و پنهان با تروریست‌هایی همچون منافقین ابایی ندارد.

حتماً در این آمدن‌ها و رفتن‌ها تحولات و گشایش‌هایی روی می‌دهد؛ همان‌طور که در دوران پمپئو، آسیب‌پذیری آشکار حقوق بین‌الملل در برابر قانون جنگل، آن‌هم در قرن 21 آشکار و دنیا به دهه 1930 شبیه‌تر شد، حالا آمریکا دوباره فرصت دارد با کسی که خود را طالب تعامل معرفی می‌کند و قدرت نرم را اولویت می‌داند، جبران مافات کند؛ چه در حوزه معاهدات جهانی همچون معاهده اقلیمی پاریس، چه در حوزه‌ای مانند برجام.