در فضای رسانه‌ای کشور مدام از شرط و شروط دولت بایدن یا دولت ایران برای «تعیین وضعیت» برجام سخن گفته می‌شود، طوری که این تصور برای هر شنونده و بیننده و خواننده‌ای ایجاد می‌شود که از فردای مراسم تحلیف دولت جدید در آمریکا، کاخ سفید در یک اقدام فوری به برجام بازگشته و دو طرف تهران و واشنگتن مذاکراتشان برای برداشتن تحریم‌ها را شروع می‌کنند.

از نظر نگارنده، بنا به دلایل زیر تعیین وضعیت برجام نمی‌تواند در زمره اولویت‌های دولت جدید آمریکا قرار بگیرد:

1. هنوز فرآیند انتخابات آمریکا به پایان نرسیده و دولت جدید در آمریکا نیز کلید کاخ سفید را دریافت نکرده است. در دنیای سیاست هر چیزی امکان‌پذیر است، ازاین‌رو در مدت باقی‌مانده از دوره ترامپ، هم ممکن است اتفاقات متعددی رخ دهد. به‌عنوان‌مثال، دولت ترامپ به‌ویژه از طریق اعمال تحریم‌های جدید و پی‌در‌پی تمام تلاش خود را به کار بسته است تا مسیر هرگونه بازگشت آسان بایدن به برجام را دشوار و ناهموار کند. به قول تریتا پارسی معاون اجرایی مؤسسه کوئینسی در یادداشتی که اخیراً در فارن افرز منتشر کرده است، «تیم ترامپ ظاهراً امیدوار است که (از طریق تحریم‌های متعدد علیه ایران در هفته‌های پایانی دولتش) بایدن به فکر پذیرش هزینه سیاسی خنثی کردن این تحریم‌ها که به نگرانی‌های غیرهسته‌ای همچون موشک‌های بالستیک و حقوق بشر گره می‌خورد، نیفتد» لذا خیلی زود است که تمرکز و توجه افکار عمومی را به سمت طرح دوباره برجام و بازگشت آمریکا به آن سوق داد.

2. احتمال دارد دولت آمریکا تعامل و گفتگوی واقعی را به بعد از انتخابات ایران موکول نماید، مگرآنکه بنابه برخی ملاحظات سیاست خارجی خود بخواهد تغییراتی در وضعیت تحریم ها به‌وجودآورد.

3. چالش‌ها و اولویت‌های به‌مراتب مهم‌تر از برجام برای دولت جدید آمریکا وجود دارد که باید تکلیف آن‌ها مشخص شود. این موضوعات بیشتر ابعاد داخلی دارد. بحث کرونا مهم‌ترین اولویت در این زمینه است. رئیس‌جمهوری آمریکا هرکسی که باشد، مبارزه با کرونا و احیای اقتصاد که در دوره کرونا به‌شدت آسیب‌دیده است، اولویت نخست او خواهد بود. همان‌طور که رسانه‌های آمریکایی هم اذعان دارند، شرایط در داخل آمریکا به‌شدت وخیم است. تا روز تحلیف، همه‌گیری کووید 19 احتمالاً جان 300 هزار آمریکایی را گرفته است. از حالا تا آن زمان، به‌احتمال‌زیاد روزی 100 هزار مورد به موارد جدید ابتلا افزوده می‌شود. نرخ بیکاری احتمالاً به محدود 6 تا 7 درصد خواهد رسید. میلیون‌ها آمریکایی قادر به پرداخت اجاره یا رهن خانه خود نخواهند بود. به نوشته فارن افرز، چالش‌های داخلی پیش روی این کشور فراتر از سلامت جسمی و اقتصادی آن است. ایالات‌متحده دچار چنددستگی شده است. بیش از 70 میلیون آمریکایی به دونالد ترامپ رأی دادند و بسیاری از آن‌ها به روایت تخریب‌کننده او مبنی بر دزدیده شدن آراء انتخاباتی اعتقاددارند و بایدن را یک رئیس‌جمهوری نامشروع می‌دانند. جامعه آمریکا درباره نابرابری ثروت، نژاد و تحصیلات دچار تفرقه شده است. دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه حتی در ساختار درونی یکپارچه نیستند و با یکدیگر در موضوعات مختلفی از مالیات گرفته تا اصلاحات پلیس و مراقبت‌های بهداشتی سر اختلاف دارند. ممکن است دولت هم دچار چنددستگی شود چراکه جمهوری‌خواهان بخت خوبی برای حفظ کنترل سنا دارند و حاشیه کنترل دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان کاهش‌یافته است.

4. اگرچه چالش‌های داخلی درصد زیادی از وقت و منابع بایدن را می‌گیرند، اما در خارج نیز دولت جدید آمریکا بدون چالش نیست. چالش‌هایی که اولویت‌شان از برجام برای بایدن اگر بیشتر نباشد کمتر نیست. تعیین وضعیت معاهدات و قراردادهای بین‌المللی که دولت ترامپ از آن‌ها خارج شده است از قبیل معاهده پاریس، اقدام در برابر چین به دلیل اقدامات تجاری آن، تأمین اوکراین با سلاح‌های کشنده، انعقاد یک توافق تجاری به‌روز شده با کانادا و مکزیک، موضوع عادی‌سازی روابط بین اسرائیل و چند کشور عربی ازاین‌دست است؛ اما موارد دیگری وجود دارد که دولت جدید آمریکا باید تکلیف خود را با آن‌ها نیز مشخص کند؛ مواردی که دولت ترامپ به‌شدت اشتباه پیش رفته است: تضعیف اتحادهایی که برای 75 سال بستر ثبات بین‌المللی بودند و به‌نوبه خود سؤالاتی درباره قابل‌اطمینان بودن ایالات‌متحده در میان دوستان و دشمنان ایجاد کردند، خروج از توافقنامه‌ها و نهادهای بین‌المللی بدون اینکه جایگزین بهتری برای آن‌ها در نظر بگیرد، ایجاد روابط صمیمانه با رهبران اقتدارگرا در چین، کره شمالی، روسیه و ترکیه، نقض مکرر هنجارها و سیاست‌های دموکراتیک مانند جدا کردن فرزندان مهاجر از والدین و ممنوعیت سفر برای بسیاری از کشورها با اکثریت جمعیت مسلمان ازجمله موضوعات مهمی است که دولت جدید آمریکا با آن‌ها مواجه است.

5. مسئله بعدی که نمی‌گذارد دولت بایدن به‌آسانی به برجام برگردد، لابی اسرائیل، عربستان، امارات و برخی گروه‌ها (سازمان تروریستی منافقین) و کشورهای معاند ایران که مخالفان سرسخت برجام هستند، در آمریکاست. به‌عنوان‌مثال لابی اسرائیل در ساختار سیاست و قدرت در آمریکا چنان قدرتمند و متنفذ است که به‌طور سنتی دولت‌های مختلف در آمریکا اعم از دموکرات و جمهوری‌خواه بر سر هر موضوعی که مربوط به منطقه غرب آسیا و امنیت عوامل رژیم صهیونیستی باشد، ملزم به پیروی از دیدگاه‌های آن‌ها هستند. در این راستا رژیم صهیونیستی که برجام را بزرگ‌ترین چالش امنیتی خود می‌داند، به‌شدت با تیم بایدن در حال لابی هستند تا مسیر هرگونه بازگشت آمریکا به برجام را ببندند. این در حالی است که رژیم‌های مرتجع عربی هم که به‌صورت طبیعی نگران هرگونه تعامل واشنگتن و تهران هستند، در حال لابی‌گری در خصوص عدم تجدیدنظر آمریکا پیرامون برجام هستند.

6. برداشته شدن تحریم‌ها و جبران خسارات وارده به عنوان شرط طرف ایرانی و مطالبات فرابرجامی طرف امریکایی دو عامل اساسی، واگرنه دو مانع عمده، برای فراهم شدن زمینه هرگونه تعامل و گفتگو برای دسترسی به توافق و لغو تحریم هاست.

با توجه به مواردی که اشاره شد، بسیار بعید به نظر می‌رسد، شرایط برای احیای برجام مهیا باشد چون در هر دو طرف موانع و ملاحظات مهمی وجود دارد.

آمریکا در پی یک برجام سه‌ضلعی است. ضلع اول آن ترسیم‌شده و فعلاً دو ضلع بعدی آن یعنی توان موشکی – دفاعی و قدرت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران، هنوز برای آمریکا تکمیل نشده است. برداشته شدن تحریم‌هایی که ترامپ همه را بازگرداند و قرار بود بر اساس برجام لغو شوند، در دولت بایدن هم منوط به عقب‌نشینی ایران از دو مؤلفه مهم قدرت خود خواهد بود. هرگونه بازگشت و احیای برجام برای آمریکا زمانی امکان‌پذیر است که ایران حاضر به گفتگو و سازش پیرامون دو ضلع مهم قدرت خود یعنی موشک‌های بالستیک و قدرت منطقه‌ای‌اش باشد. این در حالی است که سیاست تهران نیز در این زمینه کاملاً مشخص است و با هوشیاری و تحت نظارت و تیزبینی مقام معظم رهبری به خوبی از منافع ملی کشور دفاع خواهد کرد.