چندی است که اختلافات بین ترکیه و برخی کشورهای اروپایی شدت گرفته است که موضوع اصلی آن نیز به برنامه‌های ترکیه برای اکتشافات بیشتر در میدان‌های گازی در شرق مدیترانه، برمی‌گردد. همچنین با افزایش فعالیت‌های مرتبط با حفاری از سوی ترکیه در آب‌های مورد مناقشه، نگرانی‌ها در خصوص احتمال وقوع درگیری‌های نظامی ترکیه با یونان و قبرس بالا گرفته است. ترکیه اعلام کرده که خواهان تنش نیست و تنها در پی کشف میدان‌های گازی بیشتر است، این در حالی است که یونان و قبرس هم بر این میدان‌ها ادعای مالکیت دارند. دراین‌بین برخی کشورهای اروپایی از تحریم ترکیه توسط اتحادیه اروپا در صورت انکار حق یونان و قبرس برای اکتشاف گاز در شرق دریای مدیترانه توسط آنکارا سخن گفته‌اند.

البته علاوه بر تحرکات ترکیه در شرق دریای مدیترانه برای استخراج منابع گازی، اقدامات آنکارا در لیبی و تلاش برای نقش‌آفرینی در روند تحولات این کشور و اختلافات میان ترکیه و کشورهای اروپایی بر سر بحران قره‌باغ و تلاش‌های این کشور با هدف شروع یک سناریوی جدید باعث ایجاد یک شکاف سیاسی و امنیتی عمیق میان آنکارا و اتحادیه اروپا شده است.

اگر تا قبل از این تحولات، ترکیه فقط بر سر موضوع قبرس با یونان دچار اختلافات عمیقی بود و بروکسل تلاش می‌کرد تا یک نقش میانجیگرایانه و بی‌طرف را در خصوص این اختلافات داشته باشد اما امروز این اختلافات از دایره یونان بسیار فراتر رفته و در سطح اتحادیه اروپا، ترکیه منتقدان و دشمنان سرسختی دارد که به نظر نمی‌رسد این کینه و دشمنی با کشورهای اروپایی به‌زودی حل‌وفصل شود. به‌ویژه که ترکیه تلاش دارد نقش یک قدرت منطقه‌ای را ایفا کند و با اتخاذ رویکردهای اسلام‌گرایانه و پان‌ترکیستی، به اهدافی که برای توسعه نفوذ خود، هم در منطقه قفقاز و هم در جنوب و شرق اروپا دنبال می‌کند دست یابد؛ اما این اقدامات ترکیه، اتحادیه اروپا را به واکنش‌هایی هرچند محتاطانه واداشته است؛ در دومین نشست سران اتحادیه اروپا، ما شاهد بودیم که ترکیه مجدداً به اعمال تحریم‌ها تهدید شد. هرچند سران ترکیه تلاش کردند که بسیار محافظه‌کارانه به این تهدیدات اتحادیه اروپا واکنش نشان دهند ولی در عمل پس‌ازآن شاهد کاهش تحرکات ترکیه در شرق دریای مدیترانه و منطقه قفقاز و سوریه نبودیم. لذا در ماه‌ها و سال‌های آینده باید منتظر تشدید تنش‌های سیاسی، امنیتی و حتی اقتصادی جدی میان ترکیه و اتحادیه اروپا باشیم. این مسئله را نیز باید مدنظر داشته باشیم که ترکیه‌ اهرم‌های امنیتی – اقتصادی زیادی علیه اتحادیه در اختیار دارد و اروپا نمی‌تواند به‌راحتی هر آنچه تصمیم می‌گیرد را علیه آنکارا اعمال کند. یکی از این موضوعات، روان شدن موج پناه‌جویان به سمت اروپا در سال 2015 بود. امروز این کاهش یا توقف موج مهاجرت‌ها درنتیجه توافقاتی است که میان اتحادیه اروپا و ترکیه باهدف کنترل و جلوگیری از عزیمت پناه‌جویان به سمت اروپا شکل گرفت. لذا مسئله مهاجران، اهرم فشاری است که ترک‌ها به‌راحتی می‌توانند از آن علیه کشورهای اروپایی استفاده کنند و به‌خوبی نقطه آسیب‌پذیری اتحادیه اروپا را متوجه شده‌اند. از سوی دیگر اروپایی‌ها نیز به ترکیه هشدار داده‌اند که از چنین ابزاری استفاده نکند که این هشدارها ناشی از ترس و نگرانی اروپا نسبت به واکنش‌های آنکارا است.

دراین‌بین ناتو نیز دچار برخی چالش‌ها شده است؛ ازآنجایی‌که آدو کشور ترکیه و یونان عضو ناتو هستند لذا این اختلافات عملاً می‌تواند منجر به شکاف امنیتی و سیاسی در اروپا شود و بازیگری آمریکا را در سطح این اتحادیه افزایش دهد. اروپایی‌ها به دنبال ترتیبات مستقل امنیتی و کاهش وابستگی به ناتو هستند. به‌ویژه آنکه شکاف بین اروپا و آمریکا در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ بسیار افزایش‌یافته است. ازاین‌رو این اختلافات، دستیابی اتحادیه اروپا را به ترتیبات امنیتی مستقل دشوار خواهد کرد؛ زیرا این اختلافات، شکاف سیاسی عمیقی را در میان اعضای پیمان ناتو و اتحادیه اروپا ایجاد کرده و چنین اختلافاتی منجر به کاهش توانایی پیمان ناتو و نقش‌آفرینی کشورهای اروپایی عضو ناتو شده است. لذا عملاً امروز ناتو نمی‌تواند نقش میانجی‌گر را ایفا کند زیرا هر دو کشور یونان و ترکیه عضو ناتو هستند.

درعین‌حال باید توجه داشت که ترکیه بعد از آمریکا بزرگ‌ترین ارتش را در ناتو دارد و این مسئله نقطه قوتی برای اعضای ناتو و به‌خصوص آمریکا محسوب می‌شود؛ چراکه آمریکایی‌ها تلاش خواهند کرد تا از این موقعیت برای تضعیف اتحادیه اروپا و جلوگیری از همگرایی سیاسی و امنیتی در این اتحادیه استفاده کنند.