پس از موافقت دولت افغانستان با درخواست لویه جرگه برای آزادی 400 نفر از زندانیان طالبان به منظور اعلام آتش‌بس پیش از آغاز مذاکرات درون افغان، نگرانی‌هایی از سوی جامعه بین‌المللی به‌ویژه از سوی فرانسه و استرالیا درباره آزادی این زندانیان مطرح شد. مخالفت این دو کشور اروپایی‌ با تصمیم اخیر دولت افغانستان و آمریکا تا حد زیادی از رویکرد اروپا به توافق صلح طالبان و آمریکا نشات گرفته است. همچنانکه در موضوع آزادی زندانیان طالبان نیز اروپا رویکردهای خاص خود را دارد.

یک رویکرد، امنیتی است. اروپا، طالبان را یک گروه تروریستی قلمداد می‌کند بنابراین به هیچ‌عنوان حاضر نیست مادامی که این گروه اصلاحات لازم را در درون خود انجام نداده و رفتارهای تروریستی را ترک نکرده است این گروه را به‌عنوان شریک دولت افغانستان بپذیرد.

رویکرد دوم جنبه سیاسی دارد. از دیدگاه اروپایی‌ها، تفکرات طالبان، رادیکال است و این تفکرات اگر در شکل به دست گرفتن قدرت در قالب یک دولت باشد، آن‌هم دولتی که طالبان تفسیر می‌کند، حکومت، خلافت یا امارت اسلامی افغانستان است. در واقع، اگر چنین نیرویی با آن گرایش‌های افراطی بخواهد چنین حکومتی را تشکیل دهد از نگاه سیاسی برای اروپا قابل پذیرش نیست.

وجه سوم نگاه اروپا جنبه حقوق بشری دارد. از دیدگاه اروپا، گروه طالبان مرتکب جرایم جنگی شده‌اند و حالا اگر قرار باشد پنج هزار نفر از این نیروها آزاد شوند به‌ویژه این 400 نفر که متهم به جرایم جنگی هستند، این امر برای اروپا مورد پذیرش نیست. به طور کلی، یکی از معیارهای رفتار در سیاست خارجی اتحادیه اروپا، یا به شکل دقیق‌تر اغلب کشورهای اروپایی، علیرغم برخورد گزینشی آنها، مسئله حقوق بشر است به این معنا که برای ارتباط با یک کشور یا گروهی که می‌خواهند به رسمیت بشناسند و با آن همکاری کنند، باید این معیار را داشته باشند که تاکنون چه رفتاری داشته و اساسا چه دیدگاهی دارد. بنابراین سومین معیار اروپا در بحث مشارکت طالبان در قدرت و بحث آزادی زندانیان این گروه، به وجه حقوق بشری مربوط است.

سه مورد ذکر شده، رویکرد استراتژیکی است که در وجه چهارم، نگاه تاکتیکی اروپا به این ماجرا، تعریف می‌شود. اروپایی‌ها معتقدند که اگر قرار است طالبان در قدرت سهیم شوند، اقدام آمریکا یا دولت افغانستان برای آزادسازی پنج هزار نیروی طالبان به لحاظ تاکتیکی غلط است. در واقع، قبل از آزادی این تعداد نیروی طالبان باید یکسری اتفاق‌های دیگری بیفتد یعنی شروط دیگری اجرا شود از جمله، آتش‌بس و تعیین‌تکلیف موضع طالبان نسبت به قانون‌اساسی افغانستان. به عبارت دیگر، باید این موارد حل‌وفصل شود بعد زندانیان طالبان آزاد شوند.

البته یکی از پیش‌شرط‌های طالبان آزادی زندانیان سیاسی بود؛ پنج هزار نیروی طالبان در مقابل هزار نیروی دولتی که طالبان موفق شد این شرط را به آمریکایی‌ها و دولت افغانستان تحمیل کند. بنابراین بحث اروپا این است که چگونه می‌توان رای به آزادی پنج هزار نیرو داد که براساس عقل سلیم یک نیروی افراطی، تروریسم، رادیکال و تمامیت‌خواه است؛ بدون اینکه تحول مهمی در رفتار آن‌ها اتفاق افتاده باشد.

در توضیح بیشتر باید گفت، اروپاهایی می‌گویند اگر قرار است آزادی زندانیان طالبان از طرف دولت افغانستان و آمریکا نشانه‌ای از اعتمادسازی برای آغاز مذاکرات درون افغان باشد قبل از آن باید گام‌های اعتمادساز دیگری از طرف طالبان برداشته شود. بنابراین از دید اروپا آزادی نیروهای طالبان آن‌هم در حد پنج هزار نفر، بدون وجود چشم‌انداز مثبتی برای توافق صلح به لحاظ تاکتیکی کار بسیار خطرناکی است.

علاوه‌بر موارد ذکر شده نکته دیگری نیز قابل بررسی است؛ از نگاه اروپایی ها اگر هدف صلح افغانستان مبارزه با تروریسم است باید به آن به‌عنوان یک پدیده کلی نگاه کرد، نه براساس منافع ملی یک یا چند کشور خاص. چنانکه آنها این تعارض را مطرح می کنند که اگر طالبان گروه تروریستی است چرا آمریکا با آن‌ها وارد مذاکره می‌شود. در پاسخ به این سوال می‌توان این‌گونه گفت که این تعارض از آنجا نشات می‌گیرد که هر کشوری به دنبال منافع ملی خود است؛ این تعارض ملی کشورها در داخل افغانستان باعث شده ابتکار عمل‌های بین‌افغانی دچار چالش شود. بنابراین به نظر می‌رسد دولتمردان افغانستان و مسوولان طالبان باید از این اتفاق‌ها درس بگیرند و بدانند منافع افغانستان قربانی مصالح ملی کشورهای دیگر شده است و خودشان باید در ابتکار بین‌افغانی به سمت صلح حرکت کنند. همچنین این نکته را بدانند که اکثر قدرت های منطقه ای و بین‌المللی خیلی نگران مردم افغانستان نیستند؛ بنابراین خودشان باید از منافع ملی و مردم خود حفاظت کنند.

در مجموع، همان طور که فرانسه و استرالیا مخالفت خود را با آزادی زندانیان طالبان اعلام کرده اند، به صورت کلی اروپایی ها درباره توافق صلح طالبان و آمریکا نیز نظر مساعدی نداشته و آن را در تعارض با مسائل حقوق بشر و فرایند مقابله با تروریسم می دانند.