روابط آمریکا و چین در دوره زمامداری دونالد ترامپ دچار نوسانات زیادی شده است؛ هرچند در ابتدا ماهیت تنش‌های بین پکن و واشنگتن بیشتر ابعاد تجاری و اقتصادی را در برمی‌گرفت اما ترامپ ادعا می‌کرد که چین طی چندین دهه از فنّاوری، مهارت‌ها و دانش آمریکا به‌صورت قانونی و غیرقانونی بهره‌برداری کرده و سطح صنایع خود را به‌شدت ارتقاء داده است. همچنین واشنگتن بر این باور است که با توجه به استقرار بسیاری از کارخانه‌های آمریکایی با سطح فنّاوری بالا در کشور چین مانند کارخانه محصولات اپل، درواقع چینی‌ها به‌رایگان از امکانات و سرمایه‌های آمریکا استفاده کرده‌اند و کسری تراز تجاری بین چین و آمریکا به نفع چین رقم خورده است؛ آمریکا می‌گوید این وضعیت باید تغییر کند و تعادل برقرار شود.

این در حالی است که طی یکی دو سال اخیر تمرکز اختلافات دو کشور بیشتر بر مسائل امنیتی، سیاسی و حقوق بشری بوده است. در بعد امنیتی گسترش فعالیت‌های دریایی پکن در دریای چین جنوبی ازجمله احداث جزایر مصنوعی و ادعاهای مناطق دریایی اطراف این جزایر و همچنین اعلام منطقه هشدار هوایی، درمجموع باعث شده که غربی‌ها به‌ویژه ایالات‌متحده آمریکا و در کنار آن، انگلیسی‌ها و استرالیایی‌ها این مسائل را نپذیرند و باهدف آنکه این خواسته‌های چین رسمیت پیدا نکند، اقدام به اعزام ناو‌های جنگی و هواپیماهای نظامی خود به این مناطق دریایی و همچنین منطقه هوایی موردادعای چین کنند. هدف کشورهای غربی از چنین اقداماتی این است که ادعای چین در مورد این مناطق مورد نقض قرار بگیرد.

در مقابل چینی‌ها تلاش کردند که بر توانمندی تهاجمی و قدرت‌نمایی خود بیفزایند. ازاین‌رو طی ماه‌های اخیر شاهد نوعی صف‌آرایی بین ناوهای چینی و آمریکایی و انگلیسی بودیم. آخرین تحول در این زمینه این بود که انگلیسی‌ها یک ناو هواپیمابر خود را به این منطقه گسیل کردند که این مسئله واکنش پکن را به دنبال داشت. همچنین آمریکا در کنار انگلیس بهانه‌های حقوق بشری را به‌ویژه در مورد تصویب قانون امنیت ملی درباره هنگ‌کنگ مطرح کردند که واشنگتن در اعتراض به این مسئله، امتیازات تجاری ویژه‌ای را که برای هنگ‌کنگ قائل بود فسخ و انگلیس نیز قانون استرداد با هنگ‌کنگ را نقض کرد؛ این مسائل اعتراض چین را به دنبال داشت. غربی‌ها قصد دارند با توجه به تلاش پکن برای سیطره صددرصدی بر هنگ‌کنگ و خاموش کردن هرگونه صدای اعتراضی در این کشور در خصوص الحاق کامل این منطقه مهم تجاری جهان به سرزمین اصلی چین، واکنش‌‌هایی از خود نشان دهند. این واکنش‌ها، از اعتراضات دیپلماتیک تا اعمال انواع تحریم‌های تجاری و تحریم‌ مقامات حکومت چین در این منطقه را در برمی‌گیرد.

درعین‌حال کنگره ایالات‌متحده آمریکا با توجه به ادعاهایی که در مورد نقض حقوق بشر در منطقه سین‌کیانگ و سرکوب مسلمانان ایغور در این منطقه مطرح است، این مسئله را نیز به مواردی که بر اساس آن چین را مورد مجازات قرار دادند، افزوده‌ است. در این رابطه اخیراً خبری منتشر شد که 11 شرکت چینی مورد تحریم قرار گرفته‌اند. این اقدامات تنبیهی آمریکا در مواردی نیز با واکنش تلافی‌جویانه چینی‌ها ازجمله اعمال برخی تحریم‌ها علیه واشنگتن مواجه شده است که همین مسئله برشدت تنش‌های طرفین افزوده است. اقداماتی که می‌تواند ناشی از تهاجمی شدن رویکردهای پکن در قبال اقدامات یک‌جانبه گرایانه ترامپ باشد. همچنان که در حوزه نظامی نیز چینی‌ها مواضع خود را در مناطق مورد تنش با آمریکا تقویت کرده‌انده.

مجموع این مسائل نشان می‌دهد که تقابل آمریکا و چین یک گستره یا طیف بزرگی را دربرگرفته که در یک سر طیف مسائل تجاری و اقتصادی قرار دارد، در وسط آن مسائل امنیتی و نظامی و در قسمت آخر طیف، مسائل سیاسی و حقوق بشری قرار گرفته‌ است.

به‌این‌ترتیب انتظار می‌رود که در آینده تنش بین پکن و واشنگتن شدت بیشتری بگیرد؛ همچنان که در سند استراتژی امنیت ملی آمریکا در دسامبر 2017 صراحتاً از چین به‌عنوان یک قدرت تجدیدنظرطلب یادشده و این امر باعث می‌شود که تقابل بین دو کشور در عرصه‌های مختلف تشدید شود، درنتیجه شاید یکی از عرصه‌های درگیری در دهه‌های آینده قرن بیست و یکم صحنه آسیا – اقیانوسیه باشد.