اقدام آمریکا در زمینه افزایش حضور نظامی در شرق آسیا یا منطقه‌ای که تحت عنوان هند-پاسیفیک شناخته می‌شود در دو سطح قابل تحلیل است؛ در سطح کلان با توجه به تغییراتی که در استراتژی نظامی آمریکا از سال 2012 به بعد در دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق آمریکا رخ داد قرار بر این شد که بیش از 60 درصد از ناوگان نیروی دریایی آمریکا در منطقه شرق آسیا مستقر شود؛ بنابراین از آن سال به بعد آمریکایی‌ها به‌تدریج این اقدام را عملی و تلاش کردند که بخش قابل‌توجهی از توانمندی نظامی دریایی خود را در شرق آسیا به‌ویژه در مناطقی مانند گوام، دریای چین جنوبی و مناطق پیرامونی آن و در اطراف ژاپن، کره جنوبی و همچنین کشورهای موسوم به ببرهای آسیا مستقر کنند.

هدف از این تلاش آمریکا درواقع تلقی‌ای است که استراتژیست‌های پنتاگون در مورد تغییر ماهیت تهدیدات در قرن بیست‌ویکم دارند که از منطقه غرب آسیا یا همان خاورمیانه به سمت شرق آسیا تغییر خواهد کرد. با توجه به اینکه پیش‌بینی‌شده تا سال 2030 میلادی، چین تبدیل به نخستین قدرت اقتصادی جهان شود، لذا چینی‌ها هم‌زمان با افزایش قدرت اقتصادی و تجاری خود، به همان سرعت در حال افزایش توانمندی نظامی و توسعه نیروهای مسلح این کشور هستند و اکنون پکن بعد از واشنگتن دارای دومین بودجه نظامی در جهان است. از دیدگاه استراتژیست‌های پنتاگون، مقابله با افزایش تهدیدات نظامی چین به‌ویژه در دریای چین جنوبی در تنگه تایوان و به‌طورکلی در منطقه آسیا و اقیانوسیه اولویت بالایی دارد و با توجه به اینکه متحدان کلیدی آمریکا یعنی کره جنوبی، ژاپن یا سنگاپور و مالزی در این منطقه قرار دارند لذا حفاظت از آن‌ها و به‌ویژه حفاظت از تایوان به‌عنوان بخش جدا شده از چین (البته پکن خواهان پیوستن مجدد آن به سرزمینش است) نزد آمریکایی‌ها از اولویت بالایی برخوردار است.

اما در سطح خردتر تحولات چند سال اخیر در دریای چین جنوبی یعنی تلاش چین برای افزایش قلمرو دریایی خود با احداث جزایر مصنوعی و ادعای مالکیت برخی از جزایر واقع در این دریا که موجب برخی مناقشات با کشورهای همسایه از قبیل فیلیپین، ویتنام، مالزی و امثال این‌ها شده منجر به آن شده است که آمریکا همراه با متحدان خود یعنی استرالیا و بریتانیا حضور نظامی خود را در دریای چین جنوبی افزایش دهند. هدف از این کار این است که درواقع در مقابل ادعاهای دریایی چین و همچنین تلاش این کشور برای تثبیت یک منطقه هشدار یا گشت هوایی بر فراز دریایی چین جنوبی مقاومت کنند تا درواقع پکن نتواند در این مناطق ادعای حاکمیت یا سلطه کند. همین مسئله باعث شده که در دریای چین جنوبی بارها بین ناوهای جنگی آمریکا، استرالیا و بریتانیا با ناوهای چین درگیری‌هایی پیش بیاید.

در حال حاضر آمریکایی‌ها حدود سه ناو هواپیمابر خود را در این منطقه به‌ویژه در تنگه تایوان و مناطق اطراف آن مستقر کرده‌اند. هدف واشنگتن این است که به‌طور فعال مانع از بلندپروازی‌های نظامی چین و تلاش آن برای گسترش سیطره دریایی و هوایی آن و همچنین آنچه آمریکا آن را تهدید جدی چین علیه تایوان می‌نامند بشوند. این مسئله به‌طور اجتناب‌ناپذیری باعث افزایش تقابل و مشاجرات چین و آمریکا در این منطقه شده و پیش‌بینی می‌شود که این روند در آینده نزدیک تشدید شود.

با توجه به اینکه ایالات‌متحده آمریکا علاوه بر فشارهای تجاری-اقتصادی، اکنون رویه دخالت مستقیم در امور داخلی چین را در پیش‌گرفته که نمونه آن ارجاع قانون تحریم مقامات چینی به دلیل آنچه نقض حقوق بشر در منطقه سین‌کیانگ خوانده شده، است و درعین‌حال مداخلات مستقیم کنگره و کاخ سفید به همراه متحدان آمریکا به‌خصوص لندن در مسائل داخلی پکن در حوزه هنگ‌کنگ تشدید شده به نظر می‌رسد روند تقابل چین و آمریکا نه‌تنها در ماه‌های آتی بلکه در سال‌های آینده نیز روند رو به تزایدی را به خود بگیرد.