ائتلاف سعودی چهارشنبه (8 آوریل) از آتش‌بس دوهفته‌ای به‌صورت یک‌جانبه خبر داد و این آتش‌بس از پنجشنبه (9 آوریل) وارد فاز اجرایی شد که با استقبال انصار الله و گروه­های یمنی و همچنین فرستاده سازمان ملل در یمن نیز مواجه شد؛ اما حملات علیه دو جبهه اصلی درگیر در استان جوف و مارب و در مناطق پراکنده از شارع الخمسین، حیس، الدریهمی، خب و الشعف در استان الجوف و در جبهه صرواح در استان مأرب باعث نقض چندباره این آتش‌بس و متعاقباً پاسخگویی گروه‌های یمنی گردید. علت اصلی تمرکز درگیری‌ها در این دو جبهه هم بر‌می­گردد به اهمیت جغرافیایی و میدانی این دو استان که از یک‌سو دروازه شرقی ورود به صعده و صنعا هستند و از سوی دیگر اهمیت اقتصادی استان مارب که قلب اقتصادی یمن را تشکیل می‌دهد مطرح است.

درواقع عربستان سعودی که از زمان شروع جنگ در مارس 2015 تاکنون نتوانسته به اهداف مشخص خود در یمن برسد، به دنبال آن است تا با طرح آتش‌بس در یمن و نقض آن از طریق پیشروی ائتلاف منصور هادی در زمین و حملات هوایی خود، زمینه را برای غافلگیری انصارالله، ارتش یمن و کمیته­های مردمی فراهم آورد تا بتواند با تصرف برخی مناطق حیاتی، زمینه را برای تغییر معادله در روند سیاسی و مذاکرات صلح فراهم کند. همچنین سعودی‌ها تلاش دارند تا در زمانی که موج ابتلا به کرونا در سطح جهان در حال ورود به یمن است، از این شرایط نیز برای تغییر صحنه میدانی و فشار بر گروه‌های یمنی برای تن دادن به خواسته‌هایشان استفاده کنند؛ اما از یک‌سو ازآنجاکه عربستان دست برتر را در میز مذاکره ندارد و ائتلاف تحت رهبری‌اش دچار انشقاق و ایستایی شده و از سوی دیگر طرف مقابل هم وارد فاز تهاجمی و ابتکار عمل شده، این تلقی با ناکامی مواجه است.

ادراک ناصحیح از روندهای میدانی و عدم پذیرش واقعیت‌های روی زمین، عربستان را به بن‌بست کنونی کشانده است؛ به‌عبارت‌دیگر، سردرگمی کنونی عربستان ناشی از تغییر معادله میدانی است؛ از تصور خروج قهرمانانه در ابتدای جنگ تا خروج مفتضحانه از جنگ که با حیات سیاسی محمد بن سلمان پیوند خورده است.

این در حالی است که انصار الله از ابتدای جنگ یمن تاکنون طرفدار مذاکره و در پیش گرفتن طرح صلح بوده و بارها از طرح آتش‌بس سراسری در یمن استقبال کرده و موافقت خود را با گفت‌وگوهای صلح نشان داده و در هر سه مقطع مذاکرات سیاسی در طول این سال­ها در کویت، عمان و سوئد همراهی خود را با حضور هیئت‌های بلندپایه­اش اثبات کرده است؛ اما عربستان نه‌تنها با نقض آتش‌بس و جدی نگرفتن مذاکرات سیاسی، هرگونه چشم‌انداز صلح را نادیده گرفته است، بلکه با تداوم حملات هوایی، یمن را در شرایط قحطی، گرسنگی و بیماری قرار داده است.

ازاین‌رو و با توجه به فرسایشی شدن روند جنگ و انشقاق نیروهای ائتلاف تحت رهبری عربستان و از همه مهم‌تر قدرت آفندی انصار الله که امروز نه به‌عنوان نماینده شیعیان، بلکه به‌عنوان نماینده گروه‌های یمنی و بخش مهمی از جمعیت یمن موردپذیرش قرارگرفته و مقاومت را به‌عنوان گفتمان وحدت‌بخش در جامعه یمن بسط داده است، ضروری است تا عربستان با تجدیدنظر در اولویت‌ها و با تقویت راهکارهای عملی، زمینه را برای توقف جنگ، آتش‌بس و مذاکرات سیاسی فراهم کند.

طبیعی است که موفقیت این فرآیند منوط به تقویت مذاکرات یمنی-یمنی به‌عنوان اساسی و تنهاترین راهکار مؤثر در پدیداری طرح صلح است. رجحان مذاکرات گروه‌های یمنی و احاله مسئولیت به طرف‌های درگیر این امتیاز را داد تا یمن را از وضعیت بغرنج کنونی خارج و زمینه را برای دریافت و فراگیر کردن کمک­های بین‌المللی فراهم کند؛ اما هم‌زمان این راهکار برای عربستان سعودی نیز امتیاز ویژه‌ای در بر دارد و آن خروج آبرومندانه از جنگ یمن است.