پس از آنکه نیروهای مسلح یمن از انجام بزرگترین عملیات نظامی در عمق عربستان خبر داد، ریاض مذاکره با انصارالله برای پایان دادن به جنگ یمن را تایید کرد. در این رابطه سفیر عربستان سعودی در یمن تأیید کرد که کشورش در حال مذاکره با جنبش انصارالله یمن برای پایان دادن به جنگ ائتلاف عربی علیه یمن است. در رابطه با دلایل اصلی پذیرش مذاکره از طرف عربستان به مسائل مختلفی می‌توان اشاره کرد. نخست باید به اهمیت یمن برای عربستان پرداخت. یمن در نگاه استراتژیک عربستان، با توجه به مرزهای جغرافیایی مشترک، جمعیت و پتانسیل موجود، بزرگترین دغدغه این کشور در شبه جزیره و نیز بزرگترین تهدید بالقوه برای ریاض به شمار می‌رود. باید خاطرنشان کرد که ملک عبدالعزیز، اولین پادشاه و بنیانگذار عربستان سعودی نیز در وصیت نامه خود به این موضوع اشاره دارد که خیر و شر ما از یمن می‌آید و تا جایی که بتوانیم باید یمن را ضعیف و کنترل شده نگه داریم. این همان سیاست آشکاری است که عربستان طی چند دهه گذشته دنبال کرده است. بنابراین عربستان امنیت خود را از یک سو در تضعیف دولت مرکزی یمن و از سوی دیگر وابسته کردن آن به خود جستجو می‌کند. لذا ریاض یمن را به مانند ژئوپلیتیک تهدید و نفوذ در امتداد حیاط خلوت و خط قرمز استراتژیک خود محسوب کرده است. پیشینه حملات گذشته عربستان موید این نکته کلیدی است.

در واقع بعد از تشکیل ائتلاف سعودی علیه نیروهای انصارالله و ارتش یمن تحت عنوان طوفان قاطعیت برای برگرداندن عبدربه منصور هادی، رئیس جمهور فراری یمن، این جبهه فراگیر تلاش‌های هماهنگی انجام داد تا از گسترش و نفوذ نیروهای حوثی جلوگیری به عمل آورد. در این مسیر ما شاهد حملات مداوم و مکرر هوایی و زمینی عربستان سعودی و امارات با همراهی و همگامی آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی بودیم. این در حالی است که فرسایشی شدن اوضاع سیاسی یمن بعد از کشته شدن عبدالله صالح، رئیس‌جمهور پیشین یمن و حملات موشکی حوثی‌ها به شهرهای عربستان از جمله مراکز نفتی مانند آرامکو نشان داد که سناریوی حذف حوثی‌ها از قدرت سیاسی و بازگرداندن قدرت به دست منصور هادی سناریوی نامحتملی به نظر می‌رسد.

در این میان باید اشاره کنیم که بروز اختلافات شدید میان امارات و عربستان به عنوان نیروهای کلیدی ائتلاف عمل‌کننده در یمن و نیز عدم مشارکت جدی مصر و کویت در حملات نظامی و پشتیبانی سیاسی نشان داد که عربستان سعودی به رغم تحمل هزینه‌های نظامی کلان از طریق خرید ادوات جنگی از آمریکا توان پیشبرد راهبردهای نظامی در یمن را ندارد.

در عین حال حملات کور به مناطق غیرنظامی و کشتار زنان و کودکان یمنی، موج جدیدی از انتقادهای افکار عمومی در سطح منطقه و جهان را علیه تداوم حملات نظامی تهییج کرد؛ به طوریکه حتی کشورهای متحد اروپایی عربستان نیز تحت تاثیر مخالفت افکار عمومی مجبور شدند از فروش برخی تسلیحات پیشرفته نظامی به عربستان صرف‌نظر کنند. در چنین شرایط حادی ادامه جنگ به نفع پادشاهی سعودی در منطقه نخواهد بود. نکته دیگر اینکه با توجه به واگرایی اخیر در سامانه قدرت سیاسی عربستان و مخالفت برخی از شاهزادگان پرنفوذ سعودی با راهبردهای نظامی محمد بن‌سلمان، طولانی شدن جنگ یمن می‌تواند به تشدید رقابت‌ها در داخل این کشور بیانجامد. همزمان در مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه‌های متعددی در حمایت از مردم یمن و پایان تجاوز ائتلاف سعودی به تصویب رسیده است.

بنابراین در چنین شرایط تاریخی رهبران سعودی دو سناریو بیشتر پیش‌روی خود نخواهند داشت؛ نخست تداوم منازعه و جنگ در یمن است که با توجه به اوضاع داخلی عربستان و امنیتی شدن شرایط سیاسی پس از دستگیری شاهزادگان سعودی از سوی بن‌سلمان از یک سو و افزایش توانمندی‌های نظامی حوثی‌ها و ارتش یمن در پاسخ متقابل به تجاوزات از سوی دیگر نتیجه‌بخش نخواهد بود و در صورت عملی شدن شاهد شکست بیشتر نظامی و سیاسی ریاض در بحران یمن خواهیم بود که نتیجه مشخص آن واگرایی بیشتر در درون ائتلاف خودساخته سعودی‌ها و واکنش‌های مردم منطقه نسبت به ادامه تجاوزات خواهد بود.

سناریوی دومی که محتمل‌تر به نظر می‌رسد و امروز نیز صحبت از آن است، سناریوی مذاکره و پذیرش راه‌حل‌های سیاسی از طریق گفتگوهای چندجانبه با میانجیگری کشورهای بی‌طرف و سازمان‌های بین‌المللی است. در این میان ایران نیز به عنوان یکی از کشورهای پرنفوذ در منطقه به رغم اتهامات مکرر سعودی‌ها مبنی بر حضور نظامی ایران در یمن و یا ارسال موشک و دیگر تسلیحات نظامی، از ابتدای بحران بارها از گفتگوهای سیاسی یمن و تشکیل دولت فراگیر در یمن استقبال کرده است. به نظر می‌رسد که در شرایط موجود، ایران در خاتمه بحران می‌تواند نقش کلیدی در منطقه ایفا کند.

در عین حال می‌توان گفت که در صورت فراهم شدن شرایط برای گفتگوهای سیاسی، حل بحران یمن می‌تواند به کاهش تنش‌های سیاسی در منطقه و آغاز گفتگوهای ریاض-تهران منجر شود. نکته اصلی ماجرا این است که ایران تاکید دارد تا همانند حزب‌الله لبنان، حوثی‌ها نیز با خارج شدن از فاز صرفا نظامی در آینده قدرت در یمن سهم حداکثری داشته باشند که این می‌تواند به کاهش تنش‌ها و تحقق مذاکرات سیاسی کمک بیشتری کند. در وضعیت موجود اگر عربستان به این نکته مهم واقف باشد امکان شروع مذاکرات سیاسی و بازگشت از راه‌حل‌های نظامی امکانپذیر است. در این میان کشورهای منطقه نیز به نوعی از گزینه سیاسی و مذاکره در خصوص یمن استقبال خواهند کرد. تنها نکته‌ای که ممکن است مانع مذاکرات سیاسی و تحقق روند صلح در یمن شود، احتمال دخالت رژیم اسرائیل در بحث یمن و نیز برخی تندروی‌های تیم تصمیم‌ساز امنیتی دولت دونالد ترامپ است که به عنوان عوامل پسران این سناریو محسوب می‌شوند. بدون تردید با حذف این موانع و پسران‌های سناریو می‌توان به بحث مذاکره و راه‌حل‌های سیاسی امید بست.