شورای امنیت سازمان ملل پیش نویس قطعنامه 2513 را در تایید توافق صلح آمریکا و گروه طالبان تصویب کرد و آن را به طور علنی به رسمیت شناخت.

تصویب پیش نویس قطعنامه 2513 توسط تمامی اعضای شورای امنیت و با اکثریت 15 رای مثبت و بدون رأی منفی از سوی کشورهای عضو یک پیروزی بزرگ برای طالبان محسوب می شود. گروه طالبان نزدیک به دو دهه تحت شدیدترین اقدامات بین المللی قرار داشت و بسیاری از رهبران آن از سوی جامعه بین المللی تحریم و تحت تعقیب قرار داشتند ولی با تصویب این قطعنامه تمام محدودیت هایی که در گذشته علیه این گروه وضع و اعمال شده بود لغو می شود و از این به بعد طالبان می تواند به عنوان یک گروه (غیرتروریستی) که از سوی نظام بین الملل به رسمیت شناخته می شود در عرصه های سیاسی، بین المللی و حتی اقتصادی نقش ایفا کند.

فارغ از موضوع آثار و پیامدهای تصویب قطعنامه بر جایگاه و وزن طالبان در معادلات منطقه ­ای، در این یادداشت به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که آیا مکانیزم های حقوقی دیگری برای رسمیت شناختن توافقنامه صلح وجود داشته است؟ و چرا ایالات متحده تصویب قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل را در متن موافقتنامه صلح با طالبان گنجاند و مذاکره کنندگان آمریکایی از پیشنهاد این مکانیزم چه هدفی را دنبال می کردند؟

اهمیت موافقتنامه صلح با طالبان زمانی اهمیت پیدا می کند که بپذیریم ترامپ طی چهار سال گذشته به جزء صلح با طالبان، دستاورد ملموس دیگری در عرصه سیاست خارجی نداشته است. از اینرو حفظ این دستاورد برای ترامپ آنهم در آستانه برگزاری انتخابات 2020 بسیار اهمیت داشته و دور از انتظار نبود که ترامپ برای حفظ این دستاورد از هیچ اقدامی فروگذاری نکند.

ترامپ برای قانونی کردن توافقنامه صلح با طالبان، چندین راه داشت.این قابلیت برای وی وجود داشت که به جای فعال نمودن مکانیزم شورای امنیت، مکانیزم های حقوقی داخلی امریکا را فعال کند و با ارجاع متن توافقنامه به مراجع قانونی داخل آمریکا و طرح آن در کنگره و تصویب در مجالس نمایندگان و سنا در نهایت به عنوان رییس جمهور آن را به عنوان قانون رسمی امضا کند. روش دیگر برای رسمیت بخشیدن موافقتنامه، استفاده از اختیارات رییس جمهور بود و از این طریق می­توانست ضمن مشروعیت بخشیدن به موافقتنامه، آن را به قانون داخلی ایالات متحده تبدیل کند. اما نگرانی ترامپ از افشای جزئیات مذاکرات و احتمال مخالفت نمایندگان آمریکا با توافقات پشت پرده سبب شد ترامپ تصویب قطعنامه در شورای امنیت را در داخل متن موافقتنامه بگنجاند.

باید اذعان داشت که طرح قطعنامه در شورای امنیت سبب شد تا کشورهای عضو شورا در مقابل عمل انجام شده قرار بگیرند و مجبور شوند برای جلوگیری از پیامدهای منفی، به تصویب این قطعنامه رای مثبت دهند. آمریکا با ارجاع متن توافقنامه به شورای امنیت از ظرفیت سایر کشورها برای رسیمت بخشیدن به توافقنامه­ ای استفاده کرد که به تنهایی و بدون نقش فعال سایر کشورها با طالبان امضا کرده بود. اکنون  با تصویب قطعنامه در شورای امنیت، کشورهای همسایه افغانستان که از حق وتو در شورای امنیت برخوردار هستند مجبورند هزینه توافق آمریکا و طالبان را پرداخت کنند بدون آنکه نقشی در توافقات دوجانبه آمریکا و طالبان داشته باشند.

ترامپ با ارجاع پرونده صلح طالبان به شورای امنیت، اجازه نداد تا مجلس نمایندگان، مخالفان داخلی در سیستم حاکمیتی آمریکا و حتی هم­حزبیهای مخالف خود (نظیر جان بولتون که در دفعه گذشته مانع از برگزاری مراسم امضای موافقتنامه صلح در کمپ دیوید شده بود) از جزئیات روند مذاکره و توافقات پشت پرده اگاهی پیدا کنند.

نکته حائز اهمیت اینکه تصویب قطعنامه شورای امنیت در تأیید موافقتنامه صلح آمریکا با طالبان، به معنی رسمیت بخشیدن به این موافقتنامه در عرصه بین الملل می باشد ولی هنوز این قطعنامه به قانون داخلی آمریکا تبدیل نشده و ضمانت اجرایی ندارد. این موضوع دست روسای جمهور بعدی آمریکا را باز می گذارد تا با خرید زمان به بررسی رفتار طالبان بپردازند و با در نظر گرفتن صحنه افغانستان بتوانند در صورت لزوم و با حداقل هزینه در تصمیمات خود تجدیدنظر کنند.