تنش‌ها بین ترکیه و سوریه بر سر مسئله ادلب با عملیات آزادسازی ادلب توسط سوریه بالا گرفته است. در روزهای گذشته ده‌ها نظامی ترکیه در منطقه ادلب در حملات نظامی سوریه کشته شدند که این مسئله موجب خشم شدید آنکارا نسبت به دمشق شده و حتی در نشست اضطراری شورای امنیت ملی ترکیه به ریاست رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری این کشور بر ضرورت پاسخگویی به اقدامات سوریه تأکید شد.

اکنون این پرسش مطرح است که چرا ترکیه نسبت به تحولات ادلب تا به این اندازه حساسیت و واکنش نشان می‌دهد؟ مگر عملیاتی که دولت سوریه در ادلب علیه نیروهای شورشی و تروریستی انجام می‌دهد در چارچوب کیان و حاکمیت ملی این کشور نیست که ترکیه چنین واکنشی نشان می‌دهد؟

در پاسخ به این پرسش بحث‌های زیادی مطرح شده که ازجمله می‌توان به عناوینی چون جاه‌طلبی اردوغان تا الزامات و محدودیت‌هایی که ترکیه در آن گرفتار آمده اشاره کرد.

در تحلیل اوضاع و ماجرای ادلب، باید به تحولات چند سال گذشته بازگشت؛ یعنی هنگامی‌که ترکیه در نشست‌های مشترک با روسیه و ایران در آستانه شرکت می‌کرد. در سوچی بحث‌های دامنه‌داری در ارتباط با آینده ادلب در جریان بود تا آنکه در نشست سوچی توافق شد که ترکیه زمینه خلع سلاح گروه‌های شورشی در ادلب را فراهم و بین نیروهای مسلح تروریستی با گروه‌های معارض تفکیک قائل شود؛ اما در دو سال گذشته ترکیه به چنین تعهدی عمل نکرد و در مقابل حضور نظامی خود را در منطقه ادلب گسترش بخشید. به‌هرحال دولت سوریه پس از آنکه عمده مناطق این کشور را از دست گروه‌های تروریستی آزاد کرد توجه خود را به آزادسازی ادلب معطوف داشت و در این میان از حمایت روسیه نیز برخوردار بوده است.

اما آنکارا این اقدام دمشق را برنتابید و ترکیه نسبت به آغاز عملیات آزادسازی از سوی ارتش سوریه واکنش‌های تندی نشان داد و تلاش کرد که این عملیات یا به تعویق بیفتد یا انجام نگیرد. این در حالی است که عزم دولت سوریه برای این کار جدی بوده و دمشق و روسیه از ترکیه خواستند که از حمایت از گروه‌های مسلح در ادلب دست بردارد اما ترکیه قبول نکرد و در مقابل به تقویت استعداد نظامی خود در ادلب روی آورد.

این در حالی است که استمرار عملیات سوریه در مناطق اطراف ادلب که منجر به محاصره برخی دیده‌بانی‌های ترکیه نیز شد، شرایط را پیچیده‌تر کرد. در آخرین مورد نیز در نتیجه عملیات جدید ارتش سوریه بیش از 30 نظامی ترکیه کشته شدند که این مسئله واکنش ترکیه را به دنبال داشت. ترکیه در سال‌های اخیر با حمایت از برخی جریان‌های شورشی در ادلب از جمله جبهه‌النصره یا همان تحریرالشام چنین تصور می‌کرد که ادلب به شکل منطقه‌ای مجزا، همچنان در کنترل این نیروها باقی خواهد ماند. البته ترکیه در این سال‌ها حتی کوشیده است تا نفوذ فرهنگی خود را نیز در منطقه ادلب افزایش دهد. یکی از نگرانی‌های عمده ترکیه در حال حاضر نسبت به آینده ادلب و سوریه و همچنین آینده گروه‌های شورشی مورد حمایت این کشور است.

یعنی اگر عملیات ارتش سوریه استمرار پیدا کند و به آزادسازی نهایی ادلب منتهی شود، سرانجام گروه‌های شورشی چه خواهد شد و این نگرانی درون ترکیه وجود دارد که ممکن است این گروه‌ها به درون این کشور سرریز کنند. در این میان واکنش‌های آمریکا نسبت به وضعیت ادلب و مواضع ترکیه سؤال‌برانگیز بوده و درواقع این کشور این بار به حمایت از ترکیه پرداخته است. از دید ناظران این مواضع واشنگتن تلاشی برای ایجاد شکاف بین ترکیه و روسیه است. از طرفی هم این پرسش مطرح است که تنش‌ها بین ترکیه و سوریه بر سر مسئله ادلب چه فرجامی خواهد داشت و آیا بر روابط نظامی، اقتصادی و سیاسی مسکو و آنکارا اثرگذار است؟ در پاسخ باید گفت که به نظر می‌رسد آمریکا می‌کوشد در این بین شکافی ایجاد کرده و ترکیه را به اردوگاه غرب بازگردانده و از روسیه دور کند. درعین‌حال موضوع دیگری که مخاطرات ترکیه را افزایش داده است این‌که اگر ادلب آزادسازی شود نقش ترکیه در فرآیند سیاسی بعدی در سوریه تنزل خواهد یافت و چه‌بسا دولت سوریه در آینده درصدد اخراج نیروهای ترکیه از مناطق دیگری چون عفرین برآید. در این شرایط است که آنکارا شروطی را برای خروج نیروهای خود از خاک سوریه تعیین کرده است که ازجمله آن تدوین قانون اساسی جدید سوریه، برگزاری انتخابات قانونی و روی کار‌ آمدن یک دولت قانونی و دمکراتیک به‌زعم آنکارا است.

اما منتقدان می‌گویند بین عملیات نظامی ترکیه در شمال سوریه با پافشاری آنکارا به ادامه حمایت از گروه‌های شورشی در ادلب و تهدید به عملیات نظامی در منطقه تفاوت زیادی وجود دارد؛ در شمال سوریه بهانه ترکیه برای عملیات نظامی مقابله با گروه‌های تروریستی و تجزیه‌طلب بود اما در ادلب این پرسش بزرگ در برابر مواضع ترکیه وجود دارد که با چه هدفی در داخل خاک سوریه می‌خواهد بجنگد؟ آیا این اقدام آنکارا نقض حاکمیت ملی سوریه نیست؟ درمجموع می‌توان این رویکرد نظامی‌گرایانه ترکیه در قبال سوریه را در چارچوب مخاطرات و تلاش‌های آنکارا نسبت به آینده سوریه مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد که دراین‌بین حاصل تحولات ادلب هم بر آینده تحولات سوریه و هم آینده روابط ترکیه با روسیه تأثیرگذار خواهد بود.