بیش از یک ماه است که اعتراضات در عراق آغاز شده و همچنان ادامه دارد. علاوه بر مطالبات مردمی که به اعتراضات دامن زده است، نباید از نقش دولت‌های خارجی از جمله آمریکا در تشدید این ناآرامی‌ها غافل بود. درواقع دو موضوع مهم و اساسی در مورد عراق قابل ذکر است؛ نخست مطالبات به‌حق مردم و دیگری موضوع شکافی است که بین مردم وجود دارد که بیش از ۷۵ درصد این شکاف حاصل میراث نامیمون آمریکایی‌ها در جامعه عراق است.
با وجودی‌که آمریکا یکی از عوامل اصلی بروز ناآرامی‌ها در عراق به شمار می‌رود، اما مقامات این کشور تلاش دارند با وارد آوردن اتهاماتی، ‌ایران را عامل اعتراضات در عراق نشان دهند. در این راستا نیز اخیرا روزنامه نیویورک تایمز مدعی شد که اسناد و مدارکی از ایران به بیرون درز کرده است که تصویری دقیق از نقش تهران در مداخله مقامات این کشور در امور عراق می‌دهد.
باید توجه داشت زمانی‌که ناآرامی‌ها در لبنان یا عراق پیش آمد آمریکایی‌ها تلاش کردند که این موضوعات را به ایران مرتبط کنند.
برای بررسی این مواضع آمریکا باید نگاهی به پیشینه این کشور در عراق داشته باشیم؛ آمریکایی‌ها در سال ۲۰۰۳ با بهانه‌های واهی به عراق حمله و بعدها اعلام کردند که ادعای وجود بمب اتم در عراق که بهانه‌ای برای حمله به این کشور قرار گرفته بود کاملا واهی بوده است. بعد از حمله سال 2003 و سرنگونی صدام، آمریکا تمام موسسات عراق را منحل کرد و حتی تعرفه‌های گمرکی را نیز برداشتند. همچنین آمریکایی‌ها تا سال 2010 در اکثر موسسات عراقی حاکم بودند و به گونه‌ای رفتار می‌کردند که گویی عراق، ملک آنها است.
در آن مقطع جرج بوش، پل برمر را در روز نهم مه ۲۰۰۳ به عنوان نماینده ریاست جمهوری در عراق یا همان حاکم آمریکایی عراق منصوب کرد. او دو روز بعد جانشین سپهبد جی گارنر شد که مدیر دفتر بازسازی و کمک‌های انسان‌دوستانه بود.
در اواخر سال 2010 به دنبال مقاومت مردم در برابر اشغالگری‌های آمریکا به تدریج این نیروها از عراق اخراج شدند.
پس از آن نیز، آمریکایی‌ها موضوع داعش را کلید زدند تا باز بهانه‌ای برای حضور در منطقه داشته باشند. در رابطه با داعش، دونالد ترامپ در مناظره تلویزیونی با هیلاری کلینتون اعلام کرد که شما داعش را پدید آوردید و اسناد و مدارک موجود نیز حرف ترامپ را تایید می‌کند. این رویکرد واشنگتن ادامه ایجاد خاورمیانه بزرگی است که خانم کاندولیزا رایس در سال 2005 راجع به آن سخن گفته بود. بنابراین آمریکایی‌ها چندین سال عراق را درگیر داعش کردند؛ ضمنا علیرغم معاهده امضا شده بین پارلمان‌های دو کشور مبنی بر اینکه اگر عراق تهدید شد آمریکا باید به آن کشور کمک کند ایالات متحده با تاخیر کمک‌هایش را آغاز کرد.
اما با گذشت زمان و نابودی داعش، دولتمردان عراق تلاش کردند که اتکای خود را به نیروهای آمریکایی کمتر کنند.
از طرف دیگر، آمریکا چندی است تلاش دارد تا روند ایران‌هراسی در عراق را دامن بزند و می‌خواهد اینگونه وانمود کند که کاستی‌ها در عراق به تعبیر آنها به دلیل نفوذ ایران در این کشور است.
این ادعای آمریکا کاملا غیرمنصفانه و غیرواقع‌بینانه است، چرا که رابطه ایران و عراق به دلایل مختلف از جمله مرزهای طولانی، تاریخ مشترک، دین و امتدادهای قومی مشترک و همچنین وجود عتبات در دو کشور رابطه‌ای عمیق و دیرینه است. این اشتراکات و واقعیات باعث می‌شود که یک ارتباط نفوذ معنوی معنادار بین دو کشور وجود داشته باشد. این در حالی است که آمریکا و برخی متحدان آن تلاش دارند این رابطه عمیق را نفوذ و سیطره ایران در عراق جلوه دهند.
اما نباید از نظر دور داشت که امنیت، یکپارچگی و توسعه عراق، سه شعار اساسی، اصولی و اجرایی ایران بوده و عراق ناامن و تفکیک شده برای ما مضر است. به همین دلیل تهران به طور جدی به دنبال این است که به دستگاه‌های قانونی عراق برای یکپارچگی این کشور کمک کند که این کمک نیز براساس درخواست آن‌ها و بدون هیچ ما به ازایی بوده است.