دولت هند با وجود اعتراضات گسترده ساکنان کشمیر هند، رسماً «جامو و کشمیر» را به دو منطقه «جامو و کشمیر» و «لداخ» تقسیم کرد که مستقیماً تحت کنترل دولت مرکزی «دهلی نو» قرار می‌گیرند.

در واقع، تصمیم اخیر دولت هند در پرتو تصمیم دیگری اتخاذ شده است و آن وقتی است که هند خودمختاری ویژه کشمیر را لغو کرد و واکنش‌های مهمی از داخل کشمیر، از طرف پاکستان و همین طور دنیای اسلام مشاهده نکرد. به این ترتیب بود که گام بعدی را که همان تجزیه کشمیر است، برداشت.

هند این تصمیم را براساس برآوردی که از هزینه‌ها و منفعت‌های تصمیم نخست داشت، اتخاذ کرد؛ اما درخصوص این مساله که چرا دولت هند چنین تصمیمی اتخاذ کرده و اهدافش چیست، باید گفت به نظر می‌رسد هند با دو هدف، نخست سرکوب جریان‌های جدایی‌طلب در کشمیر و دوم تسلط کامل بر این منطقه، این تصمیم را گرفته است؛ چرا که با این اقدام، عملا بخشی از کشمیر درون هند حل شده است. یعنی دولت هند اکنون قسمت لداخ را که عمدتا هندو و بودایی مذهب است، درون سرزمین هند حل کرد؛ سرزمینی که مردم آن به لحاظ مذهبی و نژادی بخشی از اکثریت جمعیت هند محسوب می‌شوند.

با این تفاسیر از این به بعد هند تنها دغدغه کشمیر مسلمان‌نشین با مرکزیت سرینگر را خواهد داشت. یعنی اگر پیش از این هند دغدغه کل کشمیر را داشت، دیگر به دغدغه دوم یا سوم این کشور تبدیل خواهد شد؛ چون وسعت لداخ کمتر از دره کشمیر است.

در نتیجه هند یک سیاست خزنده را در قبال کشمیر در پیش گرفته است که گام به گام برای پیشبرد آن حرکت می کند.

به بیان دیگر کشمیر پیش‌تر یک بار بین هند و پاکستان تجزیه شده بود و امروز قسمت تحت کنترل هند تجزیه مجدد شده است. این اقدام به هندوستان امکان می‌دهد تا اولا دره کشمیر را بهتر کنترل کند و ثانیا خاک کشمیر را که اگر می‌خواست مستقل شود پهنه وسیعی را دربرمی‌گرفت، به دره کشمیر محدود کرده است.

در نهایت اگر روزی بنا به فرض قرار باشد کشمیر مستقلی شکل بگیرد، فقط دره کشمیر را شامل خواهد شد که اساسا این «کشمیر مستقل کوچک‌تر» یکی از سناریوهای حل بحران کشمیر بوده است. پیش‌تر این سناریو مطرح بود که یک «کشمیر مستقل و کوچک‌تر» که عبارت از دره کشمیر بود، شکل بگیرد.

این سناریو اگر محقق شود قسمتی که تحت کنترل پاکستان است، تحت کنترل آن کشور باقی می‌ماند و قسمتی که تحت کنترل هند است، شامل جامو و لاداخ به هند ملحق می‌شود و دره کشمیر به صورت یک کشمیر مستقل درخواهد آمد. با این تقسیم‌بندی کنترل هند بر کشمیر تثبیت خواهد شد.

البته هند در نظر ندارد فعلا این سناریو را اجرایی کند؛ چرا که هندی‌ها کشمیر را بخش لاینفک خود می‌دانند و هرنوع سناریویی را که به جدایی کل کشمیر یا بخشی از کشمیر منتهی شود، منتفی می‌دانند.

اما اکنون هند با این تقسیم‌بندی‌ها و ایجاد یک «کشمیر مستقل و کوچک‌تر» درنظر دارد زمینه مساعد را فراهم ‌کند تا اگر روزی بحث جدایی کشمیر صورت گرفت، فقط همین بخش را شامل شود.

در رابطه با سناریوهای آینده با توجه به لغو خودمختاری کشمیر و تجزیه آن از سوی هندوستان و سکوت نسبی جهان اسلام، پاکستان و محافل استقلال‌طلب در کشمیر در آینده چند سناریو قابل پیش بینی می باشد که هر کدام واکنش خاص خود را می طلبد. اولا احتمال می‌رود که این اتفاقات یک سری رویدادهای هماهنگ‌شده باشد. به این مفهوم که آمریکا وارد معرکه شده تا بخشی از کشمیر شامل جامو و لاداخ را به هندوستان بدهند و بعد این کشور را وادار کنند که استقلال دره کشمیر را به رسمیت بشناسد.

سناریوی دوم این است که واقعا هند به قدری قدرتمند شده باشد که نه مردم کشمیر و نه دولت پاکستان یارای مقابله با دهلی را نداشته باشند و به هر آنچه می‌گوید عمل می‌کنند.

سناریوی سوم نیز این است که سکوتی که در مقابل اقدامات هند صورت گرفته را به مانند آرامش قبل از توفان تصور کنیم که درنهایت این آتش زیر خاکستر فعال خواهد شد و این فعال شدن می‌تواند به شکل درگیری بین‌الدولی میان هند و پاکستان یا درگیری داخلی بین کشمیری‌ها و هندی‌ها با حمایت پنهانی پاکستان منجر شود.