اخیرا برخی منابع بحرینی از دیدار محرمانه حمد بن عیسی آل خلیفه، پادشاه بحرین و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در بودا‍پست پایتخت مجارستان خبر دادند که طی آن طرفین بر تقویت و علنی‌سازی روابط دوجانبه تأکید کرده‌اند.

ظاهرا طی این دیدار که در ماه آوریل انجام شده است، پادشاه بحرین ضمن ابراز خرسندی از دیدار با نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، اظهار داشته که روابط با اسرائیل فراتر از چارچوب دیپلماتیک است و آنها «به ائتلاف در سطوح سیاسی، امنیتی و نظامی علیه دشمن مشترک‌شان، ایران، علاقه‌مند هستند».

این دیدار هرچند در ابتدا غیرمنتظره به نظر می رسد، اما با نگاهی به فرآیند مناسبات و همکاری‌های دو طرف درمی‌یابیم که چنین دیداری چندان هم غیرقابل انتظار ارزیابی نمی‌شود.

در این خصوص باید توجه داشت که سیاست‌های بحرین در راستای سیاست‌های عربستان سعودی در منطقه قابل تحلیل و بررسی است و به نوعی می‌توان گفت که بحرین هماهنگ با سیاست‌های محمد‌بن‌سلمان ولیعهد سعودی در منطقه عمل می‌کند. از این جهت مشاهده کردیم که بعد از رویکردهای سیاست خارجی بن‌سلمان در راستای ائتلاف‌سازی‌های منطقه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران، حاکمان بحرین نیز تلاش دارند تا سیاست‌ّهای منطقه‌ای خویش را با رژیم صهیونیستی هماهنگ کنند. لازم به ذکر است که عربستان سعودی بعد از امضای برجام بین ایران و کشورهای عضو گروه ۵+۱ در راستای ایجاد تنش در منطقه تلاش داشته که ائتلاف جدیدی را تحت عنوان ناتوی عربی – عبری ایجاد کند که یکی از اعضای شاخص آن نیز رژیم بحرین است. البته ناتوی عربی – عبری هنوز در حد یک ایده و صحبت است و به نظر نمی‌رسد که جنبه عملیاتی به خود بگیرد. اما در هر حال رژیم بحرین در راستای همراهی بیشتر با عربستان در همکاری با رژیم صهیونیستی قرار است نقش‌آفرینی داشته باشد. رژیم بحرین بعد از بهار عربی با خیزش داخلی روبرو شد و از آنجایی که سیاست‌های حاکمان منامه هیچ‌گونه همخوانی با خواسته‌ اکثریت شیعه این کشور را ندارد لذا تلاش کردند که با حاکمیت نظامی و مشت آهنین مخالفان خود را سرکوب کنند. آنها طی بروز ناآرامی‌ها بارها مدعی شدند که ایران به این اعتراضات دامن می‌زند و با هدف ترویج ایران‌هراسی ادعا کردند که برخی از گروه‌های داخلی بحرین از ایران اطاعت و کمک‌ مالی و نظامی دریافت می‌کنند. لذا بعد از طرح این ادعاها بیش از گذشته تلاش کردند که هماهنگی‌هایی را در سطوح امنیتی با عربستان داشته باشند. همچنین حاکمان بحرین در راستای سیاست‌های کلان خود با توجه به پیوند نظامی و استراتژیک با آمریکا و قرار گرفتن پایگاه دریایی و نظامی آمریکا در این کشور سعی کردند که یک مثلث استراتژیک شامل عربستان- بحرین- رژیم صهیونیستی را در منطقه ایجاد کنند. هدف آنها از ایجاد چنین مثلثی نیز جلوگیری از افزایش نفوذ منطقه‌ای ایران است.

بنابراین با توجه به چنین پیشینه‌ و همکاری‌هایی، دیدارهای آشکار و پنهان مقامات بحرین با مقامات رژیم صهیونیستی دور از انتظار نیست. چرا که رژیم بحرین اکنون یکی از حلقه های ضعیف در مخالفت با سیاست منطقه‌ای ایران در خاورمیانه محسوب می‌شود و برای پیشبرد اهداف ضدایرانی خود بهترین راهکار را در نزدیک شدن به رژیم صهیونیستی می‌بیند.

این در شرایطی است که هفته گذشته نیز یک مقام بلندپایه رژیم اسرائیل در کنفرانس امنیت دریایی منامه که با هدف مقابله با ایران طراحی شده بود، حضور یافت. داینا بنوینستی، رئیس بخش مبارزه با تروریسم ریاست هیئت رسمی اسرائیلی را در نشست منامه برعهده داشت.

این دومین سفر رسمی یک مقام صهیونیست در کمتر از شش ماه به بحرین به شمار می‌رود، چهار ماه پیش هم رژیم صهیونیستی در کنفرانسی که به بررسی طرح آمریکایی موسوم به معامله قرن اختصاص داشت، در منامه شرکت کرده بود.

درواقع بعد از آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده اعلام کرد که قصد دارد سفارتخانه آمریکا را از تل آویو به بیت‌المقدس منتقل کند نخستین کشور عربی که از این طرح حمایت کرد بحرین بود و پس از آن نیز یک نشست در این راستا در منامه برگزار شد که البته خروجی خاصی نداشت. این مسائل بیانگر آن است که حاکمان بحرین بدون چون و چرا به دنبال پیروی از سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا هستند و تلاش دارند تا با نزدیکی بیشتر به رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی و همچنین در اختیار قرار دادن پایگاه به آمریکا امنیت واهی خویش را در منطقه تامین کنند. در عین حال با توجه به حضور ناوگان نیروی دریایی آمریکا(ناوگان پنجم آمریکا) در بحرین، این کشور یک منطقه سوق‌الجیشی برای ایالات متحده محسوب می‌شود و آمریکایی‌ها تلاش دارند تا از طریق نزدیکی به منامه و ریاض هم مشروعیت رژیم صهیونیستی را افزایش دهند و هم با به اصطلاح تهدیدات امنیتی واهی و ادعایی از سوی ایران مبارزه کنند.