رویدادهای جاری در کشمیر بین هند و پاکستان، پیامد اتفاقاتی است که حدود یک ماه پیش در ارتباط با این منطقه پیش آمد، یعنی همان زمانی که دولت هند خودمختاری کشمیر را لغو کرد. البته ریشه این بحران به سال‌های خیلی دور یعنی حداقل سال ۱۹۴۷ و زمان تجزیه شبه قاره هند برمی‌گردد. البته در آن مقطع تکلیف کشمیر مشخص نشد که در نهایت باید به هند بپیوندد یا به پاکستان. لذا از آن زمان تا به امروز بین هند و پاکستان تنش و درگیری‌ شکل گرفته و تداوم داشته است.

هر از گاهی نیز بنا به بهانه‌ای درگیری‌ها تشدید می‌شود. در حقیقت پاکستان تجزیه شبه قاره هند و وحدت ملی خود را بدون الحاق کشمیر به پاکستان ناتمام می‌داند. پاکستان مدعی است که تجزیه شبه قاره هند بر اساس یه محور دین، موقعیت جغرافیایی و خواست اهالی هر منطقه صورت می‌گیرد و اگر مبنا را بر این محورها قرار دهیم، کشمیر باید به پاکستان ملحق شود.

به همین دلیل بود که پاکستان در سال ۱۹۴۷ به کشمیر حمله کرد. در مقابل هند معتقد است در سال ۱۹۴۷ بعد از اینکه پاکستان به کشمیر حمله کرد، هری سینگ، مهاراجه هندی که حاکم وقت کشمیر بود از دهلی نو تقاضای کمک نظامی کرد و توافق کرد تا کشمیر فارغ از سیاست خارجی و نظامی تابع هند باشد. بنابراین از دید دهلی‌نو، کشمیر بخشی جدایی‌ناپذیر از هند است.

همچنین در آن برهه، لرد مونت‌باتن، حاکم کل هند معتقد بود که تا زمان برگزاری رای‌گیری عمومی در مورد سرنوشت کشمیر، بهترین راه برقراری صلح، کنترل این ایالت از سوی هند است. بر همین اساس ارتش هند دو سوم کشمیر را تصرف کرد و پاکستان هم بخشی از شمال این ایالت را تحت کنترل خود گرفت. در واقع پایان جنگ اول دو کشور در سال ۱۹۴۹ با تقسیم کشمیر و ایجاد «خط آتش‌بس» میان دو کشور همراه بود.  لذا از گذشته این مسائل وجود داشته و باعث بروز تنش بین هند و پاکستان شده است؛ به گونه‌ای که هر دو کشور خود را مجهز به تسلیحات اتمی کرده‌اند.

از آنجایی که کشمیر یک موضوع سرزمینی است حل آن بسیار دشوار است؛ به خصوص که هند معتقد است مسئله کشمیر یک موضوع داخلی و در نهایت موضوعی است که به روابط هند و پاکستان مربوط می‌شود و ورود هیچ کشور یا سازمانی را به این مناقشه جایز نمی‌داند. برخلاف هند، اسلام‌آباد به دنبال بین‌المللی کردن این موضوع است.

اکنون که هند خودمختاری کشمیر را لغو کرده لفاظی‌‌ها بین مقامات دو کشور بسیار شدت گرفته است. در آخرین واکنش‌ها وزیر خارجه هند بخش کشمیرِ پاکستان را متعلق به هند عنوان کرد و  پاکستان در مقابل “لفاظی افراطی‌گرانه” وزیر خارجه هند را مورد حمله قرار داده است.

حال این پرسش مطرح است که چه سناریوهایی را می‌توان برای آینده این مناقشه متصور بود؛ سناریوی نخست الحاق کشمیر به هند است؛ سناریوی دوم ملحق شدن کشمیر به پاکستان است. سناریوی سوم تشکیل یک کشمیر مستقل و بزرگتر است که هر دو کشمیر در کنترل پاکستان و هند را شامل می‌شود. سناریوی سوم  شامل یک کشمیر مستقل کوچکتر است یعنی بخشی از کشمیر که تحت کنترل هند است به این کشور واگذار شود و کشمیر تحت کنترل پاکستان نیز به دره کشمیر ملحق شود. در این صورت یک کشمیر مستقل و کوچکتر شکل بگیرد.

سناریوی چهارم نیز حفظ وضع موجود است یعنی کشمیر را به صورتی که پیشتر تقسیم کرده بودند را همچنان بپذیرند.

در نهایت این سناریو نیز مطرح است که بدون ارائه هیچ‌گونه راه‌حلی وضعیت بحرانی مسلمانان در کشمیر ادامه پیدا کند تا در آینده گزینه‌های دیگری پیش روی دو کشور قرار بگیرد.

به هر حال اکنون توپ در زمین دولت پاکستان است؛ چراکه هند گام‌های خود را برای لغو خودمختاری کشمیر برداشته و اکنون نوبت دولت اسلام‌آباد است که در یک اقدام، نسبت به تلاش‌های هند برای لغو خودمختاری کشمیر واکنش داشته باشد. البته به نظر می‌رسد که پاکستان تمایل دارد موضوع از طریق دیپلماتیک حل و فصل شود اما بعید به نظر می‌رسد هند بتواند به سادگی از اقدامی که  انجام داده عقب‌نشینی کند. زیرا نارندا مودی، نخست وزیر هند فرد ناسیونالیستی است و رای‌دهندگانی هم که به ایشان در انتخابات پارلمانی رای دادند چنین انتظاری از وی داشتند و مودی نیز در شعارهایش بر این مسئله یعنی لغو خودمختاری کشمیر تاکید کرده بود. به هر صورت امروز کشمیر می‌تواند ریشه بحران و چالش‌های جدید در روابط هند و پاکستان باشد.