در این میان تحولات و چالش‌های ناشی از مناسبات چین و آمریکا، روسیه و آمریکا، آمریکا و ایران، آمریکا و کره شمالی، آمریکا و اروپا به طور برجسته‌ای، اغلب رایزنی‌های متن و حاشیه این نشست را به خود اختصاص داد و موجب شکل‌گیری رخدادهای جدید و یارگیری‌های نوینی شد که آغازگر روندهای قابل توجه براساس منافع متقابل وجهت‌گیری جدید، خواهد بود که آن‌ها را در گزاره‌های زیر واکاوی می‌نماییم.

 

اول

در روند مناسبات آمریکا و روسیه بعد از رایزنی‌های لاوروف و پمپئو، وزیران خارجه روسیه و آمریکا در سوچی و متعاقب دیدارهای دبیران شورای امنیت ملی روسیه، آمریکا و رژیم صهیونیستی در 24 و 25 ژوئن درتل آویو، نتایج مباحث به دست آمده در موضوعات ایران، سوریه، اوکراین، ونزوئلا، ثبات راهبردی، افغانستان، همکاری‌های تجاری روسیه و آمریکا به طور محتوایی بین ترامپ و پوتین درخلال یکساعت و نیم مباحث دوجانبه مطرح و مقرر شد که سازوکار دبیران شواری امنیت ملی و وزرای خارجه آمریکا و روسیه، مباحث کارشناسی آن را در آینده به طور تخصصی و کاری تعقیب کنند.

در این نشست بیشتر به ضرورت‌ها و طرح دیدگاه‌های کلی طرفین پرداخته شد و به علت فقدان ترتیبات کارشناسی قبلی، نتایج ملموسی به دست نیامد. به این ترتیب نتایج مشخصی از هفت موضوع مطرح شده بین دو رهبری به دست نیامد و عملا به مکانیزهای مذاکرات بعدی احاله شده است؛ ضمن اینکه سطح لغزندگی به علت نگرانی ترامپ از آسیب‌های احتمالی وارده از خصومت‌های دموکرات‌ها و همراهی جمهوری‌خواهان به آینده احاله شد.

فقط تنها مبحثی که به نوعی هسته اولیه تفاهم آن از استحکام دو رهبری برخوردار شد، تفاهم کلی حاصله ناشی از مباحث سه دبیر شورای امنیت ملی آمریکا، روسیه و رژیم صهیونیستی و تفاهم بر این بود که روسیه بر تعهد خود به حفظ امنیت در محدوده 100 کیلومتری جنوب سوریه برای رژیم صهیونیستی تاکید داشته و آنچه را احترام به امنیت این رژیم بوده نیز مورد تاکید دارد.

از سوی دیگر مناسبات و همکاری روسیه با ایران نیز در راستای مبارزه با تروریسم در سوریه، همچنان جایگاه خود را در راهبرد پوتین با تهران حفظ خواهد کرد و سعی مسکو بر کاهش سطح اصطکاک و به صفر رسانیدن برخوردها بین ایران و رژیم صهیونیستی در جنوب سوریه متمرکز خواهد بود. مابه ازای آنچه مسکو در این میان دریافت خواهد کرد و اینکه آیا بر امتیازاتی (شامل لغو تحریم‌ها، حل مشکلات ناشی از بحران اوکراین) تمرکز خواهد داشت، هنوز نامشخص است، ولیکن اینکه آمریکایی‌ها با توجه به اصرار ترامپ مبنی بر خروج از شرق فرات و اجرای روند سیاسی تعدیل قانون اساسی، برگزاری انتخابات و گره زدن موضوع بازسازی سوریه با خروج نیروهای ایرانی، قصد دارند چه تضمین‌هایی را از مسکو اخذ کنند، همچنان به عنوان نقاط ابهام مذاکرات مطرح است.

 

دوم

در روند مناسبات چین و آمریکا، راهبرد ترامپ استفاده از حرکات شطرنجی و تاکتیک بهره‌گیری از حرکت یک هجوم و یک تنفس است. ترامپ در دیدار با جین پینگ، با توقف حرکات هجومی علیه پیشرفت‌های فناورانه جی 5 هواوی و توقف گسترش تعرفه‌ها، ارائه فرصت کافی به سامانه‌های تجاری، مالی و سرمایه گذاری دو کشور و به خصوص مدیریت اقتصادی واشنگتن را مد نظر قرار داده تا بتواند در مدیریت کاهش عوارض ناشی از شوک‌های هیجانی، وضعیت خود را بهبود بخشد و از این طریق فرصت‌های بیشتری برای مذاکرات طرفین برای خلق امتیازات بیشتر برای آمریکا فراهم سازد.

 

سوم

در روند مناسبات ایران و آمریکا، ترامپ در سطح سیاسی و اقتصادی، راهبرد فشار حداکثری را به منظور کشاندن ایران به میز مذاکره پیگیری کرده، اما بی‌نتیجه بوده است. در سطح روانی و ژست‌های نظامی نیز واکنش ایران در جریان حفاظت از مرزهای خود، به علت هوشمندی رویکردهای تهران و استحکام موضع ایران در بخش نظامی، واشنگتن را به اتخاذ رویکردهای احتیاط‌آمیز واداشت.

ترامپ سعی داشت در نشست گروه20 زمینه فعال‌سازی میانجگیران غربی و شرقی (فرانسه و هند) را برای تحرک در شرایطی که ایران زمان را با طرح ابتکار فرصت 60 روزه به نفع خود فعال ساخته است، به کارگیرد تا فضای جدیدی در راستای اهداف خود ایجاد کند. به این ترتیب می‌طلبد تا دیپلماسی ایران موضوع میانجی‌گران جدید را در چهارچوب قاعده فایده و هزینه مورد بازبینی قرار دهد و چنانچه رویکرد میانجی‌گران یکسویه دارای منافع کافی نبود، تدابیر پیش‌دستانه برای نافع‌سازی یا مدیریت سازنده براساس شرایط مناسب جمهوری اسلامی را پیگیری کند. البته این امر ایجاب می‌نماید در مراجع مربوطه تمامی مولفه‌ها به گونه‌ای سنجیده، محاسبه و طراحی شود.

 

چهارم

ترامپ در پرونده کره شمالی دست به ابتکار عمل هوشمندانه‌ای زد و سعی کرد از فرصت سفر به کره جنوبی و با استفاده به موقع از فرصت روابط شخصی خود با کیم، بهره‌برداری موفقی در دیپلماسی عمومی و رسانه‌ها برای خود ثبت نماید. او با ثبت یک خاطره و عکس تاریخی در مرز کره شمالی، خود را به عنوان قهرمان خلق فرصت‌های بزرگ و رهبری جسور و شجاع برای صلح به طور شکلی درج نماید؛ هرچند پرونده محتوایی پیونگ یانگ و واشنگتن دچار دشواری‌های پیچیده‌‎ای است و از دیپلماسی هیجانی ترامپ بعید است بدون اعطای امتیاز چشمگیر به پیونگ یانگ بتواند از این بحران مزمن خلاصی یابد.

 

پنجم

ترامپ ناگزیر است در پرونده‌های برجام، معامله قرن، افغانستان، ونزوئلا، اوکراین و سوریه تا شروع دور اصلی تبلیغات انتخابات 2020 دو نامزد اصلی دمکرات وجموری‌خواه، از عوارض منفی ناشی از آن‌ها رهایی یابد. او ناگزیر است اولویت‌هایی را در پرونده‌های زیر برای خود مد نظر قرار دهد: اتمام خروج و عقب‌نشینی نیروهای آمریکا از افغانستان و سوریه؛ سامان بخشیدن جزئی به بحران روابط روسیه و اوکراین؛ مسکوت گذاردن پرونده‌های ونزوئلا و معامله در سایه تحولات گنگ و پیچیده تحولات داخلی ونزوئلا و رژیم صهیونیستی؛ و مدیریت تسکینی نسبت به برجام در راستای توازن بخشیدن به حفظ فشارهای اقتصادی خود علیه تهران هم‌زمان با ایجاد گشایش‌های جزئی در قالب اینستکس.