دریابان شمخانی معتقد است که جمهوری اسلامی ایران به دلیل پایبندی به اصول دمکراسی و دفاع از حقوق ملت سوریه در برابر تهدید گروههای تروریستی، از بشار اسد، رئیسجمهور این کشور، که در چارچوب راهبرد جبهه مقاومت منطقهای نقشآفرینی میکند، حمایت کرده است. شمخانی حمایت از بشار اسد را صیانت از انتخاب شهروندان سوری که با آراء خود (در خرداد 93)، او را برای پست ریاست جمهوری و مبارزه با گروههای تروریست برگزیدهاند، دانسته و مشارکت نظامی روسیه در جنگ علیه گروههای تروریستی در این کشور را دلیلی بر اهمیت جایگاه استراتژیک سوریه در معادلات منطقهای و بینالمللی ارزیابی میکند.

او پیروزیهای اخیر ارتش و نیروهای مردمی این کشور در مقابل گروههای تروریستی را، که مورد حمایت مالی و لجستیکی کشورهای غربی، ترکیه، عربستان و قطر هستند، نقطه عطفی در بحرانهای داخلی سوریه و جنگ با تروریسم میداند. دبیر شورای عالی امنیت ملّی راهکار سیاسی را تنها گزینه قابل اعتماد برای عبور از بحرانهای جاری در سوریه دانست و تأکید کرد برای دستیابی به توافق سیاسی لازم است همه طرفها به پدیده تروریسم به عنوان یک «مسئله» بیندیشند و باور کنند که گروههای تکفیری «راهحلی» برای چالشهای منطقهای نخواهند بود.

با تشکر و تقدیر از دبیر محترم شورای عالی امنیت ملّی که با اختصاص وقت، فرصت این دیدار را فراهم آورده و با سعه صدر به پرسشهای مطرح شده پاسخ دادند، توجه خوانندگان محترم فصلنامه را به این گفتگو جلب مینماید.

سردبیر: جناب آقای شمخانی، در ابتدا وظیفه خود میدانم از جنابعالی که علیرغم اشتغالات فراوان، وقت خود را به مخاطبان فصلنامه سیاست خارجی تهران اختصاص دادهاید تشکر نمایم. اجازه میخواهم پرسشهای خود را درباره تحولات سوریه آغاز کنم. در حالیکه رئیسجمهور و نظام سوریه متهم به مقابله و سرکوب خواسته مردم و مخالفان سیاسی هستند و نیز متهم هستند که برخلاف توصیه نهادهای بینالمللی و نماینده ویژه سازمان ملل حاضر به مشارکت دادن گروههای مخالف در ساختار حکومتی نیستند، لطفاً درباره علت ایستادگی جمهوری اسلامی ایران در کنار این نظام توضیح دهید.

دریابان شمخانی: من هم در ابتدای این دیدار از تلاشهای فصلنامه مطالعات سیاست خارجی تهران که در جهت ارتقاء بینش سیاسی در سطح نخبگان گام برمیدارد تقدیر مینمایم.

حمایت جمهوری اسلامی از نظام سوریه، دلائل متعددی وجود دارد. سوریه در مقایسه با بسیاری از کشورهای عربی، که فاقد قانون اساسی، پارلمان یا نهادهای مدنی هستند، از دمکراسی مقبولی برخوردار است. در این کشور حتی پس از حوادث 2011 و شکلگیری بحران جاری، دو بار انتخابات پارلمانی برگزار شده است. در سال 2014 انتخابات ریاست جمهوری در موعد قانونی برگزار شد. با وجود ممنوعیت رانندگی بانوان در برخی از کشورهای عربی، ریاست پارلمان سوریه پس از انتخابات اخیر به یک زن واگذار شده است. در قانون اساسی جدید سوریه که طی رفراندوم عمومی به تأیید مردم نیز رسیده است، اصلاحات سیاسی پایهریزی شده است.

از طرفی سوریه در خط مقدم مقاومت و مبارزه علیه رژیم صهیونیستی، از جمله مهمترین حامیان فلسطین است که از مبارزه با رژیم اشغالگر قدس دست نکشیده است. پیش از بحران جاری در این کشور، سوریه همواره از سوی آمریکا و کشورهای مرتجع عربی خصوصاً عربستان تحت فشار سیاسی قرار داشت تا از خط مقاومت جدا شود و بجای کمک به ایران و جبهه مقاومت، به همکاری در جهت مهار حزبالله مبادرت کند. امّا این خواسته هیچگاه مورد تأیید بشار اسد رئیسجمهور این کشور قرار نگرفت. او مانند مرحوم حافظ اسد، که در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی برخلاف کشورهای عربی که از صدام حمایت میکردند، از ایران حمایت نمود.

حمایت از سوریه و بشار اسد، به دلیل فشارهای وارده از سوی کشورهای غربی و سران کشورهای عربی که با هدف جداسازی این کشور عربی از جبهه مقاومت صورت میگیرد، راهبرد جمهوری اسلامی ایران برای حراست از جبهه مقاومت است.

دولت سوریه مانند هر حکومت دیگری مسئول تأمین امنیت شهروندان خود است؛ به کارگیری سلاح برای حفظ امنیت از جمله حقوق مصرح دولتهاست. امّا استفاده گروههای مخالف از اسلحه مورد تأیید هیچ کشوری و هیچ مرجع قانونی نیست. همانطور که در بحرین گروههای معارض استفاده از اسلحه برای تحقق اهداف خود را مجاز ندانسته و بهره نگرفتهاند، در سوریه نیز نباید انتظار داشت که نظام این کشور گروههای مسلح مورد حمایت کشورهای بیگانه را فقط موعظه کند.

موضوع سوریه، مسئله حقوق مردم نیست بلکه هدف، جداسازی این کشور از محور مقاومت است. همانطور که مطلعید، وزیر دفاع عربستان سعودی در دیدار با سرلشگر علی مملوک، رئیس دفتر امنیت ملی سوریه، که سال قبل انجام شد، از او خواسته بود به همکاری با ایران پایان دهند تا موضوع جنگ داخلی و گروههای تروریستی و داعش در سوریه خاتمه پیدا کند.

امروز آمریکا در کنار کشورهایی مانند عربستان با بهانه قرار دادن حقوق مردم سوریه درصدد حذف سوریه از محور مقاومت است. وگرنه، دمکراسی در سوریه در مقایسه با وضعیت سایر کشورها و استانداردهای خاورمیانه، بسیار بهتر از کشورهای مورد حمایت آمریکا است. علاوه بر آن جریانهای تروریستی که در برابر نظام سوریه میجنگند فاقد حمایت مردمی هستند، آنها با حمایت خارجی در جنگ ایستادگی میکنند.

اظهارات مردمی که از اسارت این گروهها در حلب آزاد شدهاند دلیل روشنی بر بیرغبتی مردم به این گروهها است ولی نهادهای حاکمیتی، ارتش و نیروهای داوطلب، که بار اصلی جنگ در این کشور را بدوش دارند، بدلیل برخورداری از حمایت مردمی پابرجا هستند. بنابراین جمهوری اسلامی به دلیل وفای به عهد، پایبندی به اصول دمکراسی و حقوق مردم، حفظ سوریه بهعنوان یک متحد استراتژیک، مقابله با طرح تجزیه کشورهای خاورمیانه به دست آمریکا، و مقابله با رشد افراطیگری، که تهدید جدّی جهان اسلام و سایر ملّتهاست، از نظام سوریه و بشار اسد، که رئیسجمهور قانونی این کشور است، حمایت میکند.

™ با وجود تمرکز کشورهایی مانند آمریکا، فرانسه، عربستان، ترکیه و… بر تغییر نظام و برکناری بشار اسد، جنابعالی تا چه اندازه جمهوری اسلامی ایران را در محافظت از سوریه موفق ارزیابی میکنید؟

˜ جنگ امروز در سوریه از حیث حمایتهای عربی و غربی، بیشباهت با جنگ تحمیلی هشت ساله علیه جمهوری اسلامی ایران نیست. در جنگ تحمیلی، دنیا با تمام ظرفیتهایش در کنار صدام بود در اینجا نیز ائتلافهایی از 80 کشور یا 30 کشور تحت عناوینی چون دوستان سوریه شکل گرفت. این کشورها از تأمین سلاح، پول و برگزاری دورههای آموزشی برای گروههای تروریست مضایقه نکردند. تجهیزاتی که از سوی کشورهای غربی و منطقه در اختیار این گروهها قرار گرفت، کمتر از تجهیزات یک ارتش کلاسیک نبود.

جنگ در فضایی بیش از دو برابر مرزهای سوریه به این کشور تحمیل شد. از مردم به عنوان سپر انسانی برای ناکارآمدسازی توان دفاعی نظام این کشور استفاده شد. هر روز فشارهای سیاسی بر سوریه را در سازمان ملل و نشستهای بینالمللی افزایش میدهند. همکاریهای زیادی برای فروش نفت داعش و تقویت بنیه مالی گروههای تروریستی بهعمل آمد و در مقابل در خصوص تحریم دولت سوریه اقدام کردند. در ادامه این روند تهدید امنیتی به قلب پایتخت سوریه رسوخ کرد ولی سوریه به اتکاء پایمردیهای میدانی، شجاعت فرماندهی، پشتوانه مردمی و برخورداری از حمایت همپیمانانی مانند ایران، روسیه و حزبالله لبنان توانست تغییر جدی در میدان ایجاد کرده و بخشهای وسیعی از سرزمین خود را آزاد سازد.

استمرار حکومت بشار اسد بر مسند قدرت در سوریه، برگزاری انتخابات موفق در این کشور، آزادسازی مقتدرانه حلب و پاکسازی اطراف پایتخت از طریق عملیات نظامی و مصالحه سیاسی، گواه موفقیتهای ایران، روسیه و جبهه مقاومت در برابر جبهه آمریکایی است که به فضل خداوند ادامه خواهد یافت.

™ نقش روسیه در تحولات سوریه را چگونه ارزیابی میکنید؟

˜ صرفنظر از انگیزههای روسیه برای نقشآفرینی نظامی در معادلات سوریه، باید گفت ورود آنها به این پرونده، موازنه میدان را به نفع سوریه تغییر داد. پیش از آن، نقش روسیه را باید بهعنوان یکی از پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل در تحولات سیاسی مربوط به سوریه و ایستادگی در برابر آمریکا جستجو نمود. روسیه با تمام قدرت به پیروزی در سوریه میاندیشد. این رویکرد علاوه بر دستاوردهایی که برای مردم سوریه داشته به توانمندیهای این کشور در برابر آمریکا در سایر معادلات نیز کمک کرده است.

امروز همکاریهای ایران و روسیه در غالب دو همپیمان راهبردی ادامه دارد. این همپیمانی آثار مثبتی در تحولات منطقه و حوادث سوریه در بر داشته است. یکی از این آثار پیروزی حلب است. در یک جمعبندی کوتاه میتوان گفت جمهوری اسلامی ایران در معادلات میدانی مؤثرتر و توانمندی روسیه در عرصه سیاسی عمیقتر است، این ظرفیتها در کنار یکدیگر توازن تحولات را به نفع محور مقاومت افزایش داده است. این روند با تقویت همکاریهای میدانی و هماهنگیهای سیاسی رو به افزایش ارزیابی میشود.

™ به نظر شما اهمیت پیروزیهای اخیر ارتش و نیروهای مردمی در حلب چیست؟

˜ پیروزی در شرق حلب فقط آزادسازی بخشی از سرزمین سوریه نیست. این پیروزی از یک طرف طرح راهبردی کشورهای غربی، عبری و بعضاً عربی را برای تجزیه سوریه خنثی کرد. و از طرف دیگر، توان میدانی تروریستهای مسلح و کشورهای حامی آنان را به چالش کشید. حلب در اثر حمایتهای خارجی به مهمترین مرکز تجمع عناصر و گروههای تروریست تبدیل شده بود. طراحی غرب نیز بر تقسیم سوریه مبتنی بر ظرفیت این گروهها شکل گرفته است.

غربیها طی سالیان گذشته تلاش کردند با ایجاد منطقه پرواز ممنوع یا منطقه امن در حلب، الگوی لیبی را تکرار و با ایجاد سرزمین برای گروههای تروریستی، زمینه اعمال فشار بیشتر بر سوریه را فراهم آورده و این کشور را تجزیه کنند. ایجاد چهار منطقه حاکمیتی (اهل سنّت در شرق، دروزیها در پیوستگی با مرزهای رژیم صهیونیستی، علویها در مناطق ساحلی و کُردها در شمال شرقی این کشور) در دستور کار آنها قرار داشت. جغرافیای سیاسی حلب به گونهای است که هر طرف در آن پیروز گردد، قادر است سایر صحنهها را به نفع خود مدیریت و آرام نماید. علاوه بر آن، این پیروزی اسرار نهفتهای را آشکار ساخت که تا پیش از آن کشورهای حامی گروههای تکفیری از پذیرش آن طفره میرفتند. افراد و نظامیانی در این معارک گرفتار شدند که نقش مستقیم دولتهای عربی در دامن زدن به جنگ طائفی و استفاده ابزاری از تروریسم را آشکار ساخته است. با پیروزی در حلب تمام بافتههای جریان مقابل بهم ریخت. از این جهت شاهد جوسازی و فضاسازیهای گسترده علیه ایران، سوریه، جبهه مقاومت و روسیه در پایتختهای عربی و رسانههای مختلف هستیم. تجمع در برابر سفارتخانههای ما در کشورهای همسایه نیز در راستای همین سناریو سازیها ارزیابی میشود. تمرکز آنها بر روی مسائل انسانی و حقوق بشری در خصوص تروریستها تعجببرانگیز است؛ در حالی که به راحتی از کشته و آواره شدن زنان و کودکان در فوعه و کفریا میگذرند. این برخورد دوگانه برای تحتالشعاع قراردادن پیروزی اخیر در حلب و یافتن راهی برای نجات عناصر تروریستی محاصره شده در شرق حلب است.

™ آیا خطر تجزیه در سوریه کاملاً منتفی شده است؟

˜ نمیتوان ادعا کرد که هیچگونه نگرانی در این زمینه وجود ندارد ولی با تسلط نظام بر حلب فعلاً این هدف از دسترس آنها دور شده است. ما با تجزیه کشورها مخالفیم و برای جلوگیری از پیدایش چنین وضعیتی در کنار برادرانمان در عراق و سوریه ایستادهایم. امّا کشورهایی مانند ترکیه و عربستان سعودی باید تکلیف خودشان را روشن کنند که آیا از روند تجزیه در سوریه و کشورهای اسلامی استقبال میکنند؟ دولت ترکیه که در موضع اعلامی خود بر یکپارچگی سوریه تأکید میکند، آیا نگران نیست که در نتیجه سیاستهای خود در سوریه با تشدید مسئله کُردی در حاشیه مرزهای جنوبیاش مواجه شود؟ آیا عربستان از شعلهور شدن آتش تجزیه در منطقه مصون است؟

بنظر میرسد بههمریختگی نظم موجود در منطقه هزینه همه کشورهای منطقه را افزایش داده و به دستاوردهای رژیم صهیونیستی خواهد افزود. از این جهت همه بازیگرانی که در منطقه نقش ایفا میکنند، بدور از رویکردهای سیاسی در سوریه، باید از گام برداشتن در مسیر تجزیه یا هر سیاستی که لامحاله این سرنوشت را رقم بزند، خودداری کنند.

™ شما به موضوع مهمی اشاره کردید که تاکنون کمتر مورد توجه بوده است. از نظر جنابعالی آیا ارتباطی میان وقایع سوریه با وحدت سرزمینی در عربستان وجود دارد؟

˜ بله، بدون شک ارتباط وثیقی وجود دارد، هرچند که آثار خود را ممکن است به تدریج نشان دهد. بگذارید این مطلب را برای اولین بار به طور شفاف تبیین کنم. برخلاف آنچه اغلب نخبگان جهان اسلام و حتی سردمداران سعودی تصور میکنند، جمهوری اسلامی ایران نه تنها در پی سقوط آلسعود نیست، بلکه مایل به مهار انگیزههای اصلی داخل عربستان برای اسقاط آنان است.

با سقوط آلسعود چه چیزی حاصل میشود؟ به نظر ما سقوط حاکمیت در این کشور در زمانی که ایدئولوژی وهابیت خود را در این سرزمین رشد و گسترش داده، هیچگاه به معنای جایگزینی یک حکومت مطلوب یا حکومت عقلای اهل سنت نخواهد بود. در پی سقوط آلسعود، به احتمال قریب به یقین عربستان تجزیه و تفکر منحط افراطی- داعشی بر بخشهای مهم این کشور، از جمله سرزمین مقدس حجاز، حاکم خواهد شد.

اگر با جامعه عربستان و گرایشهای سیاسی فعال در آن آشنایی داشته باشید، به راحتی این واقعیت را درک میکنید. جمهوری اسلامی ایران به دلیل مغایر دانستن تجزیه کشورها و حاکمیت تفکر تروریستی بر سرزمینهای اسلامی با منافع راهبردی جهان اسلام، در برابر رشد افراطیگری ایستادگی کرده و از وحدت سرزمینی کشورهای منطقه دفاع میکند. امّا متأسفانه در مقابل شاهدیم که پیامد سیاستهای منطقهای حاکمان سعودی، در سوریه و یمن عملاً تقویت گروههای تروریستی و یارگیری از میان آنها است. گروههایی که اصلیترین هدفشان بسط قدرت و تسلط بر امور کشورهای مهم جهان اسلام خصوصاَ عربستان است.

™ چشماندازی که برای آینده سوریه ترسیم میکنید چیست؟ و تا کجا به حمایت از سوریه ادامه خواهید داد؟

˜ به نظر جمهوری اسلامی ایران، آینده سوریه در گرو شکلگیری روند سیاسی و تفاهم طیفهای مختلف داخلی در این کشور است. همه طرفها بطور همزمان باید به مهار جریان تروریزم، قطع کمکهای خارجی به آنها و گفتگوهای ملّی بیندیشند. ما این روند را بهترین شیوه برای پایان دادن به بحران این کشور ارزیابی میکنیم و طی سالهای گذشته نیز همین روند را تعقیب کردهایم.

جمهوری اسلامی ایران در گذشته رسماً طرح سیاسی خود را برای حل بحران سوریه ارائه نمود. این طرح به طرح چهار مادهای مشهور شد. مهمترین فرایند مورد توجه در این طرح آتشبس فوری، اجرای اصلاحات و شکلگیری گفتگوهای داخلی است. آینده این کشور باید توسط مردم سوریه و نه قدرتهای خارجی رقم زده شود. ما به حق مردم در تعیین سرنوشت میاندیشیم و بر این باوریم که مردم سوریه به حد کافی از رشد و ادراک سیاسی برای تصمیمگیری درباره آینده خود، برخوردارند. اینکه آمریکا یا برخی دیگر از کشورها تلاش کنند به جای مردم سوریه تصمیم بگیرند یا بگویند چه کسی حق کاندیدا شدن دارد یا ندارد، مغایر با اصول دمکراسی و حق تعیین سرنوشت ملّتها است. اگر قدرتهای منطقهای و جهانی همچنان به دمکراسی و بازگشت آرامش به سوریه میاندیشند، با کمک به نابودی گروههای تروریست، زمینه اعمال آراء مردم را فراهم آورند و صندوقهای رأی را بهعنوان معیار و راهگشای آینده سیاسی در این کشور بپذیرند. زیرا آینده سوریه متعلق به مردم این کشور و در گرو اعمال رأی آنها است. به نظر ما دمکراسی از طریق به کارگیری سلاح و راهکار نظامی حاصل نمیشود. امّا در خصوص این که تا کجا از سوریه حمایت خواهیم کرد، باید بگویم تا زمانیکه سوریه در گرداب توطئه غربی- صهیونیستی گرفتار است و عناصر تروریستی- تکفیری با حمایت برخی از کشورهای مرتجع و شکستخورده منطقه برای از بین بردن نظم و امنیت این کشور تلاش میکنند و تا زمانی که دولت سوریه احساس نیاز کند، جمهوری اسلامی ایران پشت سر سوریه ایستاده است.

™ علّت مخالفت آمریکا و برخی از سران کشورهای منطقه با کاندیداتوری بشار اسد در انتخابات بعدی ریاست جمهوری سوریه را در چه میدانید؟

˜ برخلاف تبلیغاتی که غربیها یا ترکیه و عربستان بدان دامن میزنند، بشار اسد از محبوبیت خوبی در سوریه برخوردار است، از نگاه مردم این کشور علیرغم فشارهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و… او توانسته طی پنج سال اخیر ایستادگی کند. وضعیت زندگی مردم قبل از بحران، در مقایسه با وضعیتی که تروریستها برای آنان ایجاد کردهاند، بسیار مطلوبتر بوده است. مردم امروز بخوبی واقفند که ثروتهای نفتی و تسلیحات غربی علیه آنان بکار گرفته شده تا هژمونی آمریکا بر ویرانههای کشورشان بنا شود. از نظر آنها بشار اسد قهرمان مقابله با این توطئه گسترده است. او در وضعیت کنونی در رقابت با هر فرد دیگری حتماً آرای مردم سوریه را بدست خواهد آورد. پیروزی او در رقابت سالم انتخاباتی، از فاجعه شکست حامیان تروریسم در حلب سنگینتر خواهد بود. آنها به این دلیل با کاندیداتوری بشار اسد مخالفند. امّا ما معتقدیم اگر قانون انتخابات در سوریه به او این اجازه را میدهد، مانعی بر سر راه او نخواهد بود. اگر غربیها معتقدند بشار اسد پایگاه مردمی ندارد، چرا از کانداتوری او نگرانند؟

منبع: فصلنامه مطالعات سیاست خارجی تهران