وب سایت شورای آتلانتیک آمریکا در یادداشتی نوشت: چند عامل عمده، برداشت‌ها و واکنش‌های اکثر کشورهای عربی نسبت به جنگ اوکراین را مشخص کرده اند:

نخست آنکه، کشورهای عربی سعی می‌کنند از جانبداری در درگیری‌های دور از مناطق پیرامونی خود اجتناب کنند. ضمن آنکه آنها درصددند با اتخاذ سیاست بی‌طرفی به دنبال ایجاد فرصت مناسب برای مذاکره با همه قدرت‌های بزرگ شامل ایالات متحده، روسیه و چین باشند،  همچنانکه کشورهای عربی تولیدکننده نفت به درخواست ایالات متحده برای جبران کاهش تقاضای انرژی روسیه از طریق افزایش تولید نفت و گاز جواب رد داده‌اند. این کشورها نه تنها از قیمت‌های بالاتر هیدروکربن‌ها سود می‌برند، بلکه نمی‌خواهند به عنوان کشورهایی معرفی شوند که روسیه را دور زده‌اند. در اصل، آنها با تنوع بخشیدن به روابط خود با قدرت‌های بزرگ، برای خاورمیانه‌ای آماده می‌شوند که در آن نقش ایالات متحده کاهش می‌یابد.

دوم، از دیدگاه بسیاری از دولت‌های خاورمیانه، جنگ در اوکراین استانداردهای دوگانه غربی را برجسته می‌کند. آنها شاهد بودند که ایالات متحده در سال 2003 بدون هیچ گونه واکنش جدی از سوی کشورهای غربی، به عراق حمله کرد. برای بسیاری از رژیم‌های عربی، تهاجم به عراق آغازگر تحولات دو دهه‌ اخیر منطقه بود. این تهاجم نه تنها حزب حاکم و نهادهای دولتی عراق را متلاشی کرد، بلکه درها را به روی گسترش نفوذ ایران در لبنان، عراق و فراتر از آن گشود.

نکته سوم این است که کشورهای عربی احساس می‌کنند در برابر گسترش نفوذ منطقه‌ای ایران، توسط آمریکا به حال خود رها شده‌اند. آنها دیگر به تعهد ایالات متحده برای حفظ نظم جهانی مبتنی بر قوانین باور ندارند. درواقع، روزهایی که واشنگتن بر نظم بین‌المللی تک قطبی تسلط داشت، گذشته است. امروز کشورهایی مانند چین، روسیه و ایران آشکارا قدرت آمریکا را به چالش می‌کشند. در عین حال، ایالات متحده قصد خود برای دور شدن از خاورمیانه و کاهش ردپای نظامی خود در آنجا را اعلام کرده است که می‌تواند به تقابل قدرت‌های منطقه‌ای منجر شود. این امر کشورهای عربی را وادار کرده است تا در اتکای قبلی خود به چتر امنیتی ایالات متحده تجدید نظر کرده و منافع خود را مستقل از واشنگتن دنبال کنند. یکی از جنبه‌های این رویکرد حفظ روابط خوب با همه قدرت‌های بزرگ بوده است.

در همین حال، امارات و عربستان سعودی از نیاز کشورهای غربی به کاهش قیمت نفت و گاز برای بازطراحی روابط خود با ایالات متحده استفاده کرده‌اند. یک هیئت بلندپایه آمریکایی برای اعلام تسلیت شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان، رئیس پیشین امارات به این کشور سفر کرد. اخیرا، جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده، به عربستان سعودی سفر کرد و با محمد بن سلمان دیدار کرد، اقدامی که تا پیش از این به دلیل دخالت ولیعهد در قتل خبرنگار واشنگتن پست از انجام آن خودداری کرده بود.

با این حال، آنچه دولت‌های عربی را نگران کرده است، تأثیر اقتصادی جنگ اوکراین بر جوامع خود، به‌ویژه بر افزایش هزینه‌های مواد غذایی و کالاهای اساسی است. جنگ اوکراین در سطح جهان تأثیر مخربی بر رشد اقتصادی دارد و فشارهای تورمی را تشدید خواهد کرد. در خاورمیانه و شمال آفریقا، نزدیک به 80 درصد واردات گندم تونس، لبنان و مصر از اوکراین و روسیه انجام می‌شود.

در حالی که قیمت انرژی به دلیل تحریم نفت و گاز روسیه افزایش یافته است، بحران‌های غذایی به طور فزاینده‌ای محتمل بوده و همزمان می‌تواند ثبات سیاسی و اجتماعی را نیز تحت الشعاع قرار دهد. نگرانی قابل توجهی وجود دارد که اثرات منفی افزایش تورم جهانی ممکن است به اعتراضات گسترده مردمی منجر شود. در کشورهای عربی خلیج‌فارس، که افزایش قیمت نفت در نتیجه جنگ اوکراین برای آنها سودآور بوده است، قبلاً برای مقابله با چالش‌های بالقوه امنیت غذایی اقداماتی صورت گرفته بود. اکثر کشورهای عربی خلیج‌فارس پس از بحران مالی 2008 استراتژی‌های امنیت غذایی را اجرا کردند و کشورهای دیگر مانند امارات تا آنجا پیش رفتند که وزارتخانه‌ای را به امنیت غذایی اختصاص دادند. سود مالی ناشی از افزایش قیمت نفت نیز به آنها یک مزیت اضافی داده است. در نتیجه، تأثیرات اقتصادی-اجتماعی جنگ در اوکراین در این کشورها فعلاً ناچیز است. در کشورهای واردکننده نفت مانند مصر، که با بحران اقتصادی قابل توجهی نیز مواجه است، دولت تعداد ذینفعان برنامه‌های پرداخت یارانه‌های نقدی را افزایش داده است. برای کشورهای درگیر جنگ همچون سوریه، لیبی و یمن یا کشورهایی که با فروپاشی اقتصادی مواجه هستند، مانند لبنان، مقابله با بحران‌های مالی به سادگی امکان پذیر نیست.

تأثیر جنگ اوکراین بر خاورمیانه و شمال آفریقا، به مدت زمان ادامه درگیری‌ها بستگی دارد. اگر همانطور که پیش بینی می‌شود، جنگ طولانی شود، می‌تواند پیامدهای سیاسی و اجتماعی فاجعه باری برای خاورمیانه داشته باشد.