در گزارش اندیشکده موسسه روابط بین‌الملل فرانسه که از اعضای بنیان‌گذار این اتاق فکر محسوب می‌شود، آمده است: از سال 2007 تاکنون توسعه قدرت نرم یکی از ستون‌های سیاست خارجی چین بوده و تا سال 2035 هدف اعلامی گرایش سیاسی بلندمدت چین خواهد ماند. این گزارش تحلیلی سه رویکرد برجسته چین برای توسعه قدرت نرم را در اروپا شناسایی می‌کند:

  • ارتقای زبان و فرهنگ چینی
  • شکل دادن به چهره چین از طریق رسانه‌ها
  • و استفاده از تأثیرات ثانویه قدرت نرم توان اقتصادی

اخیراً و به‌ویژه در طول سال گذشته، چین در تلاش‌ برای شکل بخشیدن به چهره خود از طریق گسترش ابزارهایی که در اختیار دارد، به‌ویژه برای تقویت پیام‌رسانی سیاسی، قاطع‌تر بوده است. این تلاش استفاده قاعده‌مند از رسانه‌های اجتماعی را نیز شامل می‌شود.

در خصوص اهمیت اقتصادی چین، مرز جداکننده جذابیت همکاری اقتصادی و فشارهای اجبار اقتصادی می‌تواند کم‌رنگ شود. منع دسترسی به بازار برای شرکت‌ها و محصولات اروپایی از مدت‌ها قبل یکی از اقدامات دیپلماسی واکنشی چین بوده اما توسعه رو به افزایش سازوکارهای تحریم ازجمله فهرست «نهادهای غیرقابل‌اعتماد» و قانون کنترل صادرات یک عامل نگرانی رو به افزایش است؛ به‌عبارت‌دیگر، شاید تنها عامل بزرگ تعیین‌کننده جاذبه چین در اروپا و منبع بزرگ قدرت قهری آن، دسترسی به بازار و فرصت‌های تجارت و سرمایه‌گذاری است.

الگوهای مختلف نمایش قدرت نرم چین را می‌توان در چهار گروه از کشورهایی که در این گزارش تجزیه‌وتحلیل شده‌اند، مشاهده کرد:

  • در گروه اول (اتریش، مجارستان، لهستان، پرتغال و اسلواکی)، به نظر نمی‌رسد چین مجبور باشد قدرت نرم خود را به شکلی فعال القا کند و دلیل عمده آن فقدان علاقه عمومی به این کشورها است.
  • در ایتالیا و یونان، هدف رویکرد قدرت نرم چین جلوگیری از روند رو به تخریب چهره این کشور و در جهت مهار این آسیب است.
  • در آلمان، لتونی، هلند، رومانی، اسپانیا و انگلیس، تلقی و برداشتی که از چین وجود دارد به سمت مطلوبیت کمتر پیش می‌رود و پکن با یک هشیاری رو به افزایش دست‌به‌گریبان است.
  • درنهایت در جمهوری چک، دانمارک، فرانسه و سوئد، قدرت نرم چین به‌وضوح در وضعیت سقوط آزاد قرار دارد.

به نظر می‌رسد مؤسسات اتحادیه اروپا به‌نوبه خود گرایش هشیارانه توصیف شده در گروه سوم را دنبال می‌کنند زیرا به شکلی روزافزون بر خطرات ناشی از جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیک چین تأکید می‌شود.

برخی عوامل از تأثیر شیوع کووید-19 تا تحولات داخلی چین و تأثیر رقابت رو به افزایش آمریکا و چین بر این روندها تأثیر داشته است. این عوامل در مقایسه با منابع سنتی قدرت نرم، محرک‌های مهم‌تری برای برداشت‌های اروپا از چین و رویکردش در قبال چین است.

در پاسخ، پیام‌رسانی عمومی دولت چین در اروپا فعال‌تر و حتی تهاجمی‌تر شده است. این گزارش توضیح می‌دهد که اگرچه روش‌های جدید به شکلی متفاوت در سرتاسر این قاره به کار گرفته می‌شود، اما همگی به هدف پکن برای افزایش تأثیرش بر اروپا اشاره دارند.

این روش‌ها برای پیشگیری از تبلیغات منفی و انتقاد و نه برای مطلوب واقع‌شدن طراحی‌شده است. یک پرسش آشکار مطرح است: آیا علاقه چین به افزایش جذابیتش کمتر از علاقه‌اش به اعمال‌نفوذ شده است؟

چین از طریق مؤسسات مستقر در بروکسل ازجمله نمایندگی دیپلماتیک چین یک راهبرد ارتباطی جامع را در قبال اتحادیه اروپا دنبال کرده است. این راهبرد تقریباً فعال بوده و مخاطبان هدف وسیعی را از طریق ابزارهای مختلفی ازجمله رسانه اجتماعی در برمی‌گیرد. رویکرد چین در قبال قدرت نرم در سطح اتحادیه اروپا بر مؤلفه تکرار برخی پیام‌های مهم مبتنی است که تصاویری از چین را به تصویر می‌کشد که چین تمایل دارد از دید همتایان اروپایی‌اش به آن صورت دیده شود.

بااین‌حال، موانع راهبرد ارتباطی دولت چین در اروپا همچنان پابرجاست زیرا نمایش چهره چین در میان بخشی از اتحادیه اروپا و رهبری دولت‌های عضو اتحادیه اروپا فاقد اعتبار است.

بحث درباره چهره چین در سطح اتحادیه اروپا در چارچوب هنجاری، ژئوپلیتیک و اقتصادی صورت می‌گیرد یعنی ازنظر موقعیت حقوق بشر، جایگاه بین‌المللی یا جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیک و انصاف در روابط اقتصادی در خصوص آن بحث می‌شود.

در تمام این سه حوزه، استنباط و برداشت اتحادیه اروپا از چین دچار تردید بیشتری شده و کووید-19 نیز این روند را تسریع کرده است.