جدیدترین مطالب
نقشآفرینی راهبردی ترکیه در عراق در میانه بحران تنگه هرمز
شورای راهبردی آنلاین-رصد: ترکیه از پیامدهای جنگ علیه ایران برای گسترش نفوذ اقتصادی و امنیتی خود در عراق استفاده میکند و در تلاش است ضمن حفظ همکاری با تهران در پرونده کردها، بیش از پیش اقلیم کردستان، بغداد و مسیرهای انرژی و زیرساختی عراق را وارد مدار خود کند. با این حال، موفقیت این راهبرد به عوامل متعددی وابسته است.
روسیه و آزمون دشوار حفظ توازن در راهبرد خود در غرب آسیا
شورای راهبردی آنلاین-رصد: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، روسیه را در برابر مجموعهای از فرصتها و مخاطرات قرار داده است. مسکو در حالی از افزایش قیمت نفت سود میبرد که ناچار است میان ایران، کشورهای عربی حاشیه خلیج (فارس)، اسرائیل و آمریکا موازنه برقرار کند؛ موازنهای که حفظ آن در شرایط بحران، دشوارتر از همیشه شده است.
روسیه و ترکیه: شریک یا رقیب اجتنابناپذیر؟
شورای راهبردی آنلاین-رصد: از نگاه رئیس شورای امور بینالملل روسیه، ترکیه نه یک دشمن و نه یک متحد کامل برای روسیه است؛ بلکه یک قدرت مستقل منطقهای است که مسکو باید همزمان با آن به همکاری و رقابت بپردازد. به همین دلیل روابط روسیه و ترکیه در آینده نیز بر پایه ترکیبی از گفتوگو، موازنه منافع و مدیریت اختلافات ادامه خواهد یافت.
أحدث المقالات
نقشآفرینی راهبردی ترکیه در عراق در میانه بحران تنگه هرمز
شورای راهبردی آنلاین-رصد: ترکیه از پیامدهای جنگ علیه ایران برای گسترش نفوذ اقتصادی و امنیتی خود در عراق استفاده میکند و در تلاش است ضمن حفظ همکاری با تهران در پرونده کردها، بیش از پیش اقلیم کردستان، بغداد و مسیرهای انرژی و زیرساختی عراق را وارد مدار خود کند. با این حال، موفقیت این راهبرد به عوامل متعددی وابسته است.
روسیه و آزمون دشوار حفظ توازن در راهبرد خود در غرب آسیا
شورای راهبردی آنلاین-رصد: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، روسیه را در برابر مجموعهای از فرصتها و مخاطرات قرار داده است. مسکو در حالی از افزایش قیمت نفت سود میبرد که ناچار است میان ایران، کشورهای عربی حاشیه خلیج (فارس)، اسرائیل و آمریکا موازنه برقرار کند؛ موازنهای که حفظ آن در شرایط بحران، دشوارتر از همیشه شده است.
روسیه و ترکیه: شریک یا رقیب اجتنابناپذیر؟
شورای راهبردی آنلاین-رصد: از نگاه رئیس شورای امور بینالملل روسیه، ترکیه نه یک دشمن و نه یک متحد کامل برای روسیه است؛ بلکه یک قدرت مستقل منطقهای است که مسکو باید همزمان با آن به همکاری و رقابت بپردازد. به همین دلیل روابط روسیه و ترکیه در آینده نیز بر پایه ترکیبی از گفتوگو، موازنه منافع و مدیریت اختلافات ادامه خواهد یافت.
وخامت روابط آمریکا- چین- ژاپن و آثار آن بر موضوع تایوان

جین لینبو، عضو موسسه «مطالعات پیشرفته آسیا» در «دانشگاه توکیو» در تحلیلی که در وبسایت «انجمن ASAN»، مستقر در سئول، منتشر شد، نوشت که مسئله تایوان از دهه ۱۹۷۰ محور اصلی فراز و نشیب روابط سهجانبه آمریکا-چین-ژاپن بوده است. در روند عادیسازی روابط، پرسش کلیدی این بود که آمریکا و ژاپن چه نوع رابطهای با جمهوری چین (ROC) پس از قطع روابط رسمی خواهند داشت. نتیجه مذاکرات پنهان، پذیرش جمهوری خلق چین (PRC) بهعنوان تنها دولت قانونی چین بود. این سازش مبهم، علیرغم مناقشاتی مانند قانون روابط با تایوان و فروش تسلیحات، اساس «دوران طلایی» این روابط را تا اواسط دهه ۱۹۹۰ شکل داد.
دموکراتیزهشدن تایوان و انتخابات ۱۹۹۶ هویت تایوانی را تقویت و حمایت تازهای در کنگره آمریکا ایجاد کرد. هرچند رؤسای جمهور آمریکا به « چین واحد» پایبند ماندند، اما روابط آمریکا و ژاپن با تایوان تقویت شد. با آغاز دولت ترامپ در ۲۰۱۷، سیاست آمریکا نسبت به چین کاملاً تقابلی شد و این تقابل در دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ در ۲۰۲۵ به اوج رسید.
موضع چین این است که فقط یک چین وجود دارد و تایوان بخشی از آن است؛ بنابراین کشورهایی که با پکن رابطه دارند نباید با تایوان رابطه رسمی داشته باشند. آمریکا بهدلایل راهبردی، از جمله جنگ ویتنام و رقابت با شوروی، بهتدریج «سیاست چین واحد» را پذیرفت و در بیانیههای ۱۹۷۲ و ۱۹۷۹ آن را رسمی کرد. ژاپن نیز تحت تأثیر «شوک نیکسون» حتی فراتر رفت و «درک و احترام کامل» خود را نسبت به اصل چین واحد اعلام کرد. قطعنامه ۲۷۵۸ سازمان ملل نیز این تغییر را تثبیت کرد.
این اجماع به زیان تایوان بود. چیانگ کای شک، رهبر جمهوری چین از قویترین حامیان مفهوم «چین واحد» بود، اما از موضعی مخالف استدلال جمهوری خلق چین. او معتقد بود که فقط «چین واحد» در جهان وجود دارد و جمهوری چین در تایوان، نه جمهوری خلق چین در پکن، تنها دولت مشروع نماینده آن است. جانشین او ، چیانگ چینگ کو، نیز همین رویکرد را دنبال کرد. پس از آنکه پکن رویکرد مسالمتآمیز و «یک کشور، دو نظام» را مطرح کرد، روابط در اوایل دهه ۱۹۹۰ و با «اجماع ۱۹۹۲» بهبود یافت، هرچند تفسیر طرفین از آن متفاوت بود. روابط در دوره لی تنگهویی و چن شوییبیان، روسای جمهور تایوان بدتر شد، در دوره ما یینگجئو بهبود یافت و در ۲۰۱۵ به اوج رسید. پس از رویکارآمدن تسای اینگ ون و سپس لای چینگ ته، که اجماع ۱۹۹۲ را نپذیرفتند، روابط دوباره تیره شد و چین فشار نظامی، دیپلماتیک و تمرینات نظامی را تشدید کرد.
درحالیکه روابط دو سوی تنگه متوقف شده بود، روابط تایوان با آمریکا و ژاپن بهطور قابلتوجهی پیشرفت کرد. سفرهای مقامات بلندپایه مانند سفر ۱۹۹۵ لی تنهویی و سفر نانسی پلوسی در ۲۰۲۲ به تایوان بحرانآفرین شد. ژاپن نیز اکنون دیدارهایی را میپذیرد که در گذشته غیرممکن بود. فروش تسلیحات آمریکا و همکاری امنیتی سهجانبه افزایش یافته است. اظهارات رسمی آمریکا و بحثهای سیاسی در ژاپن و اروپا بیانگر فاصلهگرفتن تدریجی از «اجماع چین واحد» است. مجموعه این تحولات نشاندهنده فرسایش عمیق مبانی اجماع اولیه است.
نتیجه
از دیدگاه چین، مسئله تایوان «هسته منافع حیاتی» این کشور محسوب میشود و اتحاد نهایی چین با تایوان روندی تاریخی و برگشتناپذیر است که دیر یا زود محقق خواهد شد. بااینحال، واقعیت کنونی روندی بسیار پیچیدهتر و دشوارتر و شاید حتی خلاف این تصور را نشان میدهد؛ روندی که تحقق رؤیای دیرینه چین درباره «اتحاد ملی» و «احیای بزرگ» را با چالشهای جدی روبهرو کرده است.
بهوضوح پیداست که حلوفصل مسالمتآمیز مسئله تایوان وابسته به بهبود مستمر شرایط داخلی و خارجی است. در داخل، روابط دو سوی تنگه از نظر اقتصادی و فرهنگی بهطور چشمگیری رشد کرده، اما در بعد سیاسی در بنبست قرار دارد. اختلاف دیدگاهها درباره «اجماع ۱۹۹۲»، هم میان چین و تایوان و هم میان احزاب حاکم و مخالف در تایوان، محدودیتهای نظری و عملی مفهوم «چین واحد» را آشکار کرده است. در عرصه خارجی، «اجماع چین واحد» میان چین، آمریکا و ژاپن طی چند دهه محیطی نسبتاً مساعد برای مدیریت مسئله تایوان فراهم کرد، اما وخامت بیسابقه روابط سهجانبه نشان میدهد که این اجماع دیگر در وضعیت مطلوبی نیست و شاید حتی کاملاً تهی شده باشد. دلیل بنیادی این وضعیت آن است که آمریکا و ژاپن چه در دهه ۱۹۷۰ و چه امروز، هرگز با جذب تایوان توسط جمهوری خلق چین موافقت نخواهند کرد، مگر اینکه سیاستهایی وجود داشته باشد که مردم تایوان را قانع کرده و همزمان به آنها اطمینان امنیتی بدهد. همه اظهارات و بیانیههای رسمی از آن زمان تاکنون، چه بهصورت روشن و چه مبهم، بازتاب همین واقعیت بوده است. افزون بر این، در سالهای اخیر با افزایش تلقی تهدیدآمیز بودن چین در واشنگتن، توکیو و تایپه، واکنشها سختتر شده است. اکنون مسئله اصلی دیگر قانونیبودن یا دموکراسی نیست، بلکه امنیت منطقهای است.
در چنین شرایط جدیدی، تصویر بینالمللی چین بهعنوان یک تهدید امنیتی قریبالوقوع در منطقه آسیا–اقیانوسیه باید به شکل مثبت دگرگون یا دستکم بهطور چشمگیری تعدیل شود، هرچند بازگشت به وضعیت گذشته اگر نگوییم ناممکن، نامحتمل بهنظر میرسد. برای ایجاد تصویری صلحدوست از چین، اجرای سیاستهایی کاملاً نوین از سوی پکن برای حلوفصل مسالمتآمیز مسئله تایوان ضروری بهنظر میرسد.
0 Comments