رایان هاس در یادداشتی که وب سایت اندیشکده بروکینگز آمریکا آن را منتشر کرد، نوشت: اگرچه بعید است چارچوب رقابت شدید ایالات متحده و چین تغییر کند، اما ممکن است فرصت هایی برای ایالات متحده جهت بهبود روابط با چین ایجاد شود. البته هنوز هیچ نشانه معتبری مبنی بر نرمش سیاست خارجی چین در قبال ایالات متحده وجود ندارد.

در سال آینده، دولت چین فشار بر تایوان و هنگ کنگ را دو برابر خواهد کرد، سیاست مشت آهنین را علیه هرگونه نشانه‌ای از مخالفت داخلی ادامه خواهد داد، کنترل شدید بر سین کیانگ، تبت و مغولستان داخلی را حفظ خواهد کرد و به حمایت از مداخله دولت در اقتصاد ادامه خواهد داد. اگرچه بعید است فعالیت دیپلماتیک چین کاهش یابد، اما همزمان ارتش آزادیبخش خلق، دامنه و تعداد عملیات‌های خود را گسترش خواهد داد. چین هیچ لطفی به آمریکا در مورد کره شمالی نخواهد کرد. شی جین پینگ به سرمایه گذاری برای بهبود روابط چین با روسیه نیز ادامه خواهد داد.

از طرفی، واشنگتن نیز احتمالا با برخی اقدامات تنش‌ها با پکن را تشدید خواهد کرد. چنانکه سفرهای مقامات عالی کنگره به تایوان بیشتر خواهد شد. نامزدهای جمهوریخواه انتخابات ریاست جمهوری 2024 نیز برای پیشی گرفتن از یکدیگر در جنگ طلبی علیه چین رقابت خواهند کرد. دولت بایدن با همراهی شرکای خود برای تقویت بازدارندگی در آسیا و اقیانوسیه و محدود کردن پیشرفت‌های فناوری چین اقدام خواهد کرد.

با همه این احوال، ممکن است پکن به سمت کاهش تنش‌ها با ایالات متحده حرکت کند. چنین رویکردی به پکن، این امکان را می‌دهد که بر احیای مشروعیت دولت این کشور تمرکز کند. همچنین ظرفیت آمریکا برای تشکیل ائتلاف‌هایی که منافع چین را به چالش می‌کشد را کاهش می‌دهد.

از دیدگاه چین، گام طبیعی برای پیشبرد این اهداف، مذاکره با همتایان آمریکایی برای یافتن اصولی مشترک برای هدایت روابط آمریکا و چین خواهد بود. شی قبلاً گفته بود که روابط طرفین باید براساس احترام متقابل، منافع متقابل و تعهد مشترک به همزیستی مسالمت آمیز استوار باشد.

 

ایالات متحده چگونه باید به چین پاسخ دهد؟

دولت بایدن به جای واکنش به تلاش‌های چین برای مذاکره، بهتر است اهداف مشخص خود را برای سال 2023 ارائه دهد. سفر آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه ایالات متحده به چین در سه ماهه اول سال 2023 فرصتی را برای ایالات متحده فراهم می‌کند تا دستور کار مورد نظر خود را تعیین کند. بلینکن با تعیین اهداف و نشانه‌های مشخص برای پیشبرد این دستور کار، می‌تواند روابط را به سمت اولویت‌ها و نگرانی‌های اصلی آمریکا سوق دهد.

در حوزه امنیتی، هر دو کشور می‌توانند گام‌های عملی برای کاهش تنش‌ها بردارند. ازجمله دستیابی به توافق در مورد محدودیت‌های استفاده از فناوری‌های جدید و نوظهور در حوزه هایی که هر دو طرف آسیب پذیر هستند. برای مثال، هر دو طرف از ایجاد برخی محدودیت‌ها در استفاده از سیستم‌های تسلیحاتی خودکار مجهز به هوش مصنوعی سود خواهند برد. به عنوان اولین گام، طرفین می‌توانند توافق کنند که انسان‌ها باید مسئول تمام تصمیمات مرتبط با پرتاب بمب هسته ای باشند و چنین تصمیماتی هرگز نباید به سیستم‌های مجهز به هوش مصنوعی واگذار شود.

هر دو کشور در برابر همه گیری‌های آینده نیز آسیب پذیر هستند. آن‌ها منافع متقابل در ایجاد یک شبکه جهانی نظارت بر بیماری‌ها دارند تا ویروس‌های آینده را قبل از شیوع آن‌ها شناسایی کنند. چنین رویکردی در مورد تغییرات آب و هوایی نیز صدق می‌کند. از آنجایی که متان نقش مهمی در افزایش دما دارد، هر دو طرف از همکاری‌های تحقیقاتی دوجانبه در زمینه چالش‌ها و راه‌حل‌های کاهش انتشار گاز متان سود خواهند برد.
حوزه‌های حیاتی دیگری ازجمله محدود کردن توانمندی‌های هسته‌ای ایران، تضمین جریان‌های انرژی بدون مانع و امنیت غذایی بیشتر و مبارزه با آلودگی اقیانوس‌ها نیز وجود دارند که دو کشور می‌توانند برای حل و فصل آن‌ها با یکدیگر همکاری کنند.

به رغم همه این ها، با توجه به رقابت پذیری ذاتی روابط دو کشور و بعید بودن پاسخ مثبت چین به پیشنهادات آمریکا، دنبال کردن یک دستور کار مثبت با چین، فایده چندانی ندارد.

برخی نیز هشدار می‌دهند که ممکن است چین از پیشنهادات همکاری جویانه آمریکا سوء استفاده کند، به عنوان مثال، از ایالات متحده تقاضا خواهد کرد که به عنوان پیش شرط همکاری در مورد چالش‌های مشترک، فشار خود را بر چین در سایر مناطق حساس کاهش دهد. پیام چنین هشدارهایی این است که واشنگتن نباید در ازای همکاری با چین، موضع خود را در قبال تایوان یا سین کیانگ تلطیف کند. برای مواجهه با این وضعیت، واشنگتن باید برای بهبود یا بدتر شدن روابط بسته به انتخاب چین آماده باشد، و همزمان کمک‌های چین را به رسمیت بشناسد و از آن استقبال کند، اقدامی که می‌تواند مشروعیت بین‌المللی چین را بهبود بخشد.

در سطح راهبردی، رهبران آمریکا با درخواست شرکای بین‌المللی خود برای مدیریت مسئولانه رقابت با چین مواجه هستند. بنابراین، اگر پکن از همراهی با تلاش‌های آمریکا برای پیشبرد دستور کار مثبت خودداری کند، جهان متوجه خواهد شد که مقصر واقعی کیست. این امر به نوبه خود فضای سیاسی را برای آمریکا باز خواهد کرد تا شرکای خود را در پروژه‌های مشترک در آسیا وارد کند.


قرار دادن چین در میان چالش‌های جهانی

اگر چین به دولت بایدن برای مدیریت چالش‌های بی‌شمار خود مانند همه‌گیری، مهاجرت گسترده، رکود اقتصاد جهانی، گرم شدن کره زمین، جنگ اوکراین، کمبود غذا و انرژی و برنامه‌های هسته‌ای کره شمالی و ایران، کمک کند بایدن در موقعیت قوی‌تری قرار خواهد گرفت. البته این به معنای دادن مجوز به چین یا تسلیم شدن در مسائل حساسی مانند تایوان، فناوری یا حقوق بشر نیست.

در نهایت، ایالات متحده و چین در یک رقابت طولانی مدت برای تعیین اینکه کدام مدل حکومتی می‌تواند مشکلات جهانی را به بهترین شکل حل کند و زندگی شهروندان خود را بهبود بخشد، گرفتار شده اند. آمریکا زمانی قوی‌تر است که شرایط خود را در داخل بهبود ‌بخشد و تلاش‌های جهانی را برای مقابله با چالش‌های مشترک تقویت می‌کند، نه زمانی که در رقابت با یک قدرت جاه‌طلب غرق شود.