ایوان تیموفیف در تحلیلی که اندیشکده روسی شورای روسیه منتشر کرد، نوشت: یکی از عناصر آن‌ها ایجاد نظامی از برچسب‌ها (جارلیگ‌ها)، دستورات یا مجوزهایی بود که توسط خان برای دست‌نشاندگانش صادر می‌شد.

به نظر می‌رسد منطقی است که در مورد شیوه‌های اردوی زرین در رابطه با روسیه بحث و به ماهیت «آسیایی» قدرت سیاسی آن، استبداد و تمرکز بیش‌ازحد قدرت اشاره کنیم. برخی از شیوه‌هایی که امپراتوری‌ها اجرایی می‌کردند، به نظر جهانی می‌رسد. امروزه می‌توان این شیوه‌ها را در سیاست آمریکا و تا حدودی در سیاست اتحادیه اروپا مشاهده کرد.

از دیدگاه هنجاری، امپراتوری نامیدن ایالات‌متحده و اتحادیه اروپا تقریباً معادل یک اقدام تحریک‌آمیز سیاسی است. ساختار دموکراتیک دولت‌های منفرد، نافی وجود روابط اجباری بین آن‌ها و تعیین سطح روابط آن‌ها با دیگر دولت‌ها نیست.

ایالات‌متحده در قرن بیستم واقعاً توانست یک جامعه بین‌المللی منحصربه‌فرد ایجاد کند که می‌توان آن را «امپراتوری نرم» نامید. هسته اصلی آن، بدون شک، زور و اجبار به عنوان یک ابزار است. این امپراتوری در نتیجه جنگ جهانی دوم شکل گرفت که در آن ایالات‌متحده به همراه متحدانش تعدادی از دولت‌های بزرگ (ایتالیا، آلمان، ژاپن) را شکست دادند و سپس آن را اشغال کردند.

بااین‌حال، برتری اقتصادی، فناوری و مالی ایالات‌متحده بسیار مهم‌تر بود. پیروزی در جنگ سرد و فروپاشی بلوک شوروی را می‌توان اوج توسعه «امپراتوری نرم» آمریکا و جهانی‌شدن دانست که در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم اوج گرفت و به قله خود رسید.

اروپا نیز به‌نوبه خود «امپراتوری نرم» خود را ایجاد کرده است که اساساً متفاوت از ایالات‌متحده است، اما درعین‌حال ارتباط نزدیکی با آن دارد. این امپراتوری هرگز مبتنی بر اجبار نظامی-سیاسی نبود. اتحادیه اروپا از طریق تحکیم استانداردها، قوانین و بروکراسی خود، رابطه قدرت و اجبار را با کشورهای عضو خود و در مدار نفوذ اقتصادی خود برقرار کرده است که دست‌کمی از استفاده مؤثرتر از زور ندارد.

قدرت مالی و اقتصادی ایالات‌متحده و اتحادیه اروپا یکی از عواملی است که به «امپراتوری» آن‌ها اجازه می‌دهد «نرم» باقی بمانند. تحریم‌های اقتصادی را می‌توان فناوری کلیدی «امپراتوری‌های نرم» مدرن در نظر گرفت. سیاست مدرن تحریم‌ها همچنین موجب تناسخ عمل صدور «جارلیگ» می‌شود. وزارت خزانه‌داری ایالات‌متحده با اعمال محدودیت در یک منطقه خاص می‌تواند برای مثال مجوز عمومی صادر کند که معاملات خاصی را مجاز می‌کند. صدور مجوزهای مشابه در سیاست اتحادیه اروپا نیز امکان‌پذیر است.

در چارچوب سونامی تحریم‌ها، روسیه باید با به یاد داشتن تجربه دوره اردوی زرین، با شیوه قدیمی مقابله با ممنوعیت‌ها و «جارلیگ‌ها» مواجه شود. «جارلیگ» در جایی صادر می‌شود که منافع آغازکنندگان تحریم‌ها ایجاب کند. آن‌ها همچنین ممکن است به‌عنوان پاداش برای «تغییر رفتار» صادر شوند. «تغییر رفتار» یکی از اهداف اصلی و غایی دکترین مدرن سیاست تحریم هم هست. بر این اساس، روسیه می‌تواند به اتکای خود به «جارلیگ‌ها» ادامه دهد یا شرایطی ایجاد کند که تحت آن محدودیت‌های خارجی قابل دور زدن باشد.

تجربه گروه اردوی زرین مغول، مانند بسیاری از امپراتوری‌های دیگر، این است که وقتی انبوهی از بازیگران آن‌ها را نادیده بگیرند، «جارلیگ‌ها» معنای خود را از دست می‌دهند. «امپراتوری‌های نرم» غربی همچنان حاشیه امن وسیعی برای خود خواهند داشت. بااین‌حال، مقاومت بازیگران اصلی مانند روسیه ممکن است به‌تدریج سلطه آن‌ها را تضعیف کند.

مشارکت چین در این فرآیند چالش جدی‌تری را برای «امپراتوری‌های نرم» ایجاد خواهد کرد. سیاست چین بسیار محتاطانه خواهد بود، اما تجربه حمله اقتصادی به چین در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در ایالات‌متحده، پکن را مجبور کرده است تا اقداماتی را برای تضمین حاکمیت اقتصادی خود و توسعه سازوکارهای صیانت از خود در صورت تشدید غیرقابل‌اجتناب اتخاذ کند.

تاکنون، چین «جارلیگ» را برای شرکت‌های بزرگ خود تحمل کرده است. بااین‌حال، سؤال این است که فروتنی به این سبک تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟