وب سایت موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS) در یادداشتی نوشت: تحریم‌های انرژی غرب علیه روسیه در پاسخ به حمله نظامی این کشور به اوکراین، پیامدهای بلندمدتی خواهد داشت؛ به نحوی که وضعیت روسیه به عنوان یک ابرقدرت انرژی تضعیف شده و روابط قدیمی آن با اروپا در حوزه انرژی، در حال نابود شدن است.

تحریم‌های غرب، موسسات مالی کلیدی روسیه را از بازارهای غربی محروم کرده و جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی جدید در بخش انرژی این کشور را دشوار کرده است. در هفته‌های پس از حمله به اوکراین، ایالات متحده و اتحادیه اروپا با سوء استفاده از وابستگی زیاد روسیه به فناوری خارجی، صادرات فناوری مایع‌سازی گاز طبیعی و تجهیزات کلیدی برای بخش‌های پالایش و پتروشیمی را به این کشور ممنوع کردند. از فوریه 2022، شرکت‌های بزرگ انرژی و خدمات میادین نفتی غربی، از ترس آسیب دیدن وجهه خود، فعالیت‌های شان در روسیه را تعطیل کرده‌اند. اتحادیه اروپا در30 مه ‌با تحریم نفتی روسیه به صورت مرحله‌ای موافقت کرد. این اقدام در پایان سال جاری اجرایی می‌شود. انتظار می‌رود 90 درصد از صادرات روسیه به اروپا کاسته شود که می‌تواند رقمی بالغ بر 22 میلیارد دلار درآمد سالانه روسیه را بکاهد.

روسیه برای مقابله با تحریم‌های غرب درصدد است چرخش خود به آسیا برای توسعه بازارهای جدید را تسریع کند. دولت روسیه به وزارتخانه‌های خود دستور داده است طرحی برای تغییر جهت زیرساخت‌ها از جمله خطوط لوله انرژی، بنادر و راه آهن به سمت شرق طراحی کنند.

اگرچه ممکن است روسیه بتواند خریداران جدیدی پیدا کند، اما جبران ضرر بازارهای انرژی غرب غیرممکن خواهد بود. تغییر مسیر جریان نفت و گاز به آسیا مستلزم سرمایه‌گذاری و زمان قابل توجه برای ایجاد زیرساخت‌های جدید است که در طول دهه‌ها به سمت غرب طراحی شده بودند.

علاوه بر تنگناهای زیرساختی و چالش‌های لجستیکی، عدم اطمینان در مورد تقاضای آسیا نیز وجود دارد. هرچند هند مقادیر بی‌سابقه‌ای از نفت خام روسیه را خریداری کرده است، اما در حال حاضر، پالایشگاه‌های این کشور ظرفیت چندانی برای خریدهای جدید ندارند. چین نیز اگرچه بی‌سر و صدا در حال تکمیل ذخایر استراتژیک خود بوده است، اما پکن درباره کنار گذاشتن سیاست تنوع بخشی و اتکای بیش از حد به انرژی روسیه محتاط است. روسیه حداکثر می‌تواند حدود یک سوم از انرژی صادراتی خود را که قبلاً به مقصد اتحادیه اروپا ارسال می‌شد، به آسیایی‌ها بفروشد.

پس از حمله به اوکراین، تولید نفت روسیه در ماه آوریل حدود 10 درصد در مقایسه با ماه مارس کاهش یافت و قرار است تا پایان سال 2022، حدود 17 درصد دیگر نیز کاهش یابد. همچنین انتظار می‌رود تولید گاز نیز در سال جاری 5.6 درصد کاهش یابد. کاهش تقاضای داخلی و تحریم از سوی خریداران بین‌المللی، دلایل اصلی این کاهش بوده‌اند. خریداران غربی به دنبال جایگزین‌هایی برای نفت و گاز روسیه هستند و تقاضای آنها برای خرید نفت خام از غرب آفریقا و گاز خاورمیانه و نروژ دوچندان شده است.

از آنجایی که ذخایر میادین نفت و گاز مربوط به دوران شوروی رو به اتمام است، شرکت‌های بزرگ انرژی روسیه مجبور به توسعه ذخایر جدید خواهند شد. عدم دسترسی به فناوری و سرمایه خارجی، مانع بزرگی برای روسیه جهت حفظ حجم تولید نفت و گاز در آینده خواهد بود، چه رسد به اینکه بتواند حجم تولید نفت و گاز خود را افزایش دهد. عقب نشینی شرکت‌های بزرگ انرژی جهان از روسیه به شدت احساس خواهد شد، زیرا آنها تامین کنندگان اصلی فناوری‌های پیشرفته و تامین سرمایه لازم برای توسعه میدان‌های جدید بودند.

در دراز مدت، با جدا شدن روسیه از بازارهای سنتی خود، نفوذ این کشور به عنوان یک ابرقدرت انرژی کاهش خواهد یافت. کمیسیون اروپا نیز گام‌هایی را برای پایان دادن به وابستگی به سوخت‌های فسیلی روسیه تا سال 2027 آغاز کرده است. این وضعیت، اساس روابط اتحادیه اروپا و روسیه را که مبتنی بر تبادل هیدروکربن‌های روسیه و فناوری و سرمایه اروپایی است را از بین می‌برد. از دست دادن اروپا به عنوان بازار اصلی صادرات نفت و گاز، بودجه ملی روسیه را کاهش قابل توجهی خواهد داد. این موضوع می‌تواند بر ساختار بودجه دولتی که امروزه 42 درصد به فروش نفت و گاز وابسته است، تأثیر بگذارد و ساختار اقتصاد روسیه را تغییر دهد.

اتحادیه اروپا به دنبال کربن زدایی است. تا قبل از حمله به اوکراین، روسیه به عنوان تامین کننده بالقوه هیدروژن آبی در نظر گرفته می‌شد، اما اکنون با اروپای بدون سوخت فسیلی، امیدهای روسیه برای ساختن پلی به سوی آینده از بین رفته است.

وضعیت کنونی روسیه را به چین وابسته خواهد کرد. با توجه به اینکه توکیو و سئول به تحریم‌های غرب پیوسته‌اند، مسکو در برقراری روابط انرژی با دیگر کشورهای آسیایی مانند ژاپن و کره جنوبی مشکل خواهد داشت. البته هند می‌تواند به‌عنوان یک محافظ قابل دوام، اما محدود در برابر اتکای بیش از حد روسیه به چین عمل کند.

درمجموع، به نظر می‌رسد که مسکو بیش از پیش به پکن متکی می‌شود و روابط نامتقارن آن‌ها را تشدید می‌کند، به نحوی که پکن مانند سال 2014 از انزوای مسکو بهره می‌برد و شرایط را برای قراردادهای انرژی مد نظر خود با روسیه دیکته می‌کند تا حداکثر منافع را به دست ‌آورد.