جودی دمپسی در گزارشی تحلیلی که در وب‌سایت اندیشکده آمریکایی کارنگی منتشر شد، درباره علت پیروی نکردن آلمان از متحدان ناتو در خصوص اوکراین نوشت: برلین در ظاهر از اعزام سرباز و تجهیزات به حوزه بالتیک و رومانی برای تقویت جبهه شرقی این اتحاد توسط ناتو پیروی می‌کند. اما در عمل نمی‌خواهد هیچگونه تسلیحات دفاعی برای اوکراین ارسال کند. تشکیلات سیاسی آلمان معتقد است این گونه اقدامات، اروپا را متزلزل و گفتگو با روسیه را دشوارتر می‌سازد.

 

اما آیا روسیه برای متزلزل کردن اوکراین تلاش نمی‌کند؟

از نظر آلمان این‌طور نیست. بخشی از سیاستمداران آلمانی به اوکراین از منشور روسیه نگاه می‌کنند. این گروه به دلایل تاریخی اوکراین، بلاروس و گرجستان را کشورهای حائل میان اروپا و روسیه در نظر می‌گیرد. تاریخ روسیه و آلمان هم شاهد رقابت و هم همکاری چندصد ساله‌ای میان این دو کشور بوده است. در عین حال موضوع جنگ جهانی دوم و گناه تاریخی نقش آلمان در این جنگ همیشه مطرح بوده است. اوکراین و بلاروس از اشغال هیتلری رنج بردند اما این واقعیت وارد گفتمان عمومی نشده است. این گناه تاریخی بر روسیه متمرکز شده و سیاستمداران آلمانی اغلب به این میراث اشاره می‌کنند.

 

آیا بلاروس، گرجستان و اوکراین می‌خواهند روزی به ناتو و اتحادیه اروپا بپیوندند؟

بله. پیوستن به اتحادیه اروپا راهی دور و دراز اما هدف این کشورها و محرک اصلاح طلبان برای تقویت دموکراسی، حکومت قانون و یک قوه قضائیه مستقل است. وجود کشورهایی کاملا مستقل و دموکراتیک در مرز روسیه عامل هراس این کشور است. ناتو خط قرمز روسیه است. پوتین نمی‌خواهد هیچ کشوری از اروپای شرقی به این اتحاد امنیتی غربی بپیوندد. در صورت پیوستن آنها، آمریکا از منظر امنیتی و نظامی نه تنها بر اروپای غربی بلکه بر اروپای شرقی هم تسلط خواهد یافت و روسیه هرگونه اهرم نفوذ در میان همسایگان غربی‌اش را از دست خواهد داد. ناتو از این کشورها در صورتی که تهدید یا مورد حمله واقع شوند، دفاع خواهد کرد.

به این دلیل است که پوتین اوکراین را تهدید می‌کند و خواستار تعهدی محکم از جانب ناتو برای نپیوستن اوکراین به این اتحاد است.

 

واکنش متحدان ناتو به اکراه آلمان چیست؟

خشم. دولت‌های حوزه بالتیک و اروپای مرکزی معتقدند که آلمان نگرانی‌های امنیتی آنها یا نیات روسیه را درک نمی‌کند. آنها می‌گویند که روابط سیاسی و تجاری آلمان و روسیه بسیار نزدیک است و آلمان نمی‌خواهد به آن روابط ضربه بزند.

 

آیا کسی از موضع آلمان حمایت می‌کند؟

بله، فرانسه. اما به دلایلی متفاوت. امانوئل مکرون به دنبال یک پاسخ اروپایی و نه تحت رهبری آمریکا به این بحران است. او می‌خواهد که اروپا سیاست امنیتی و دفاعی خود را که نوعی «خودمختاری راهبردی» ایجاد می‌کند، داشته باشد. از نگاه مکرون، بافت ژئواستراتژیک جهانی آن قدر تغییر کرده که اروپا باید برای دفاع از خود و شکل دادن به سیاست ابزارهای خودش را ایجاد کند. اما آلمان هیچگونه قطب نمای راهبردی ندارد. این کشور به دلیل تاریخ جنگ جهانی دوم، در یک شیوه تفکر صلح طلبانه گیر کرده است و به همین دلیل از ایده مکرون راضی نیست.

 

چرا این طور است؟

بحران اوکراین باعث شده است که به دلیل نزدیکی آلمان به روسیه و جاه‌طلبی مکرون برای داشتن یک اروپای توانمند به لحاظ نظامی و راهبردی، تعداد بیشتری از کشورهای اروپای مرکزی طرفدار ناتو و آمریکا شوند. این کشورها احتمالا مانند یک ترمز برای هرگونه ادغام آینده در اتحادیه اروپا، به ویژه، وقتی مساله به امنیت، دفاع و سیاست خارجی مربوط شود، عمل خواهند کرد. آنها به نیات فرانسه که آن را تضعیف کننده رابطه اروپا با ناتو می‌بینند، اعتماد ندارند. آنها به برلین هم اعتماد ندارند زیرا این کشور را بیش از حد طرفدار روسیه می دانند. این خبر بدی برای اتحادیه اروپا است.

 

اتحادیه اروپا و ناتو چطور به دنبال راه خروج از این بحران هستند؟

با تهدید به تحریم‌های بیشتر و افزایش حضور نظامی ناتو و آمریکا در حوزه بالتیک و لهستان و دیگر کشورهای اروپای مرکزی. آمریکا نیز اقدامات دیپلماتیک در ارتباط با مسکو را افزایش داده است. اما هیچ اجماعی میان اعضا ناتو و اتحادیه اروپا در خصوص دامنه تحریم‌ها وجود ندارد.

 

عامل انرژی چطور بر رابطه آلمان و روسیه تاثیر می‌گذارد؟

در حال حاضر گاز طبیعی روسیه باید از طریق لهستان یا اوکراین منتقل شود. اما پروژه خط لوله گازی نورد استریم2 به روسیه اجازه خواهد داد گاز بیشتری را به طور مستقیم به اروپا برساند. برخی کشورهای اروپایی می‌خواهند که آلمان این خط لوله را متوقف کند چون باعث وابستگی بیشتر آلمان به گاز روسیه و آسیب‌پذیرتر شدن اوکراین در برابر فشار روسیه خواهد بود. اما آلمان با متوقف شدن این پروژه مخالف است.

 

نظر افکار عمومی آلمان چیست؟

دچار اختلاف هستند. 47 درصد مخالف انتقال تسلیحات دفاعی به اوکراین هستند اما دست کم 42 درصد با آن موافقند. اما یک چیز در میان رسانه ها در حال تغییر است. روزنامه‌های بانفوذ در حال حاضر آشکارا از ابهام برلین در برابر ناتو و اکراه صدراعظم در حمایت از اوکراین و بی‌تفاوتی در برابر تلاش روسیه برای تخریب معماری امنیتی اروپا انتقاد می‌کنند.

 

آیا دولت جدید آلمان رویکردی متفاوت در برابر روسیه دارد؟

بله و خیر. وزارت امورخارجه با نورداستریم مخالف و خواستار سیاستی قاطع در برابر روسیه است. اما وقتی موضوع به روسیه مربوط می‌شود، صدراعظم قدرت بیشتری دارد. او و دموکرات‌ها خواستار تعامل با روسیه از طریق گفتگو و ارتباط اقتصادی هستند. این شیوه مرکل هم بود. بنابراین موضع آلمان در برابر روسیه فقط وقتی تغییر خواهد کرد که شولز متوجه شود دوران سیاست شرقی جدید (Ostpolitik) به پایان رسیده است، افکار عمومی فشار وارد کند و آلمان تا حدودی رهبری فعالی در اروپا اعمال کند. در غیر این صورت اروپا ضعیف‌تر، آسیب‌پذیرتر  و در برابر دخالت روسیه و چین بیشتر مستعد پذیرش خواهد شد.