کامیله لونس در تحلیلی که اندیشکده انگلیسی مطالعات راهبردی بین‌المللی منتشر کرد، نوشت: در 10 سال اخیر، کشورهای عربی خلیج (فارس) به طور فزاینده‌ای خود را درگیر سیاست شاخ آفریقا کرده‌اند. آن‌ها با حمایت اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی، در پی شکل دادن به گذار و پویایی سیاسی در منطقه‌ای بوده‌اند که آن را بال راهبردی غربی خود می‌دانند.

بنابراین، زمانی که ارتش سودان کودتای 25 اکتبر را آغاز کرد، کنترل دولت را در دست گرفت و روند انتقال شکننده قدرت نظامی به غیرنظامی را که از زمان سقوط رژیم عمر البشیر در سال 2019 در جریان بود، از مسیر خارج کرد؛ عربستان سعودی و امارات متحده عربی به سرعت به عنوان مسئول این وضعیت شناسایی شدند.

سودان احتمالاً مهم‌ترین کشور شاخ آفریقا برای کشورهای خلیج (فارس) است. این کشور از دهه 1970 تا کنون بزرگترین دریافت‌کننده کمک‌های خارجی کشورهای خلیج (فارس) در شاخ آفریقا بوده است. عربستان سعودی به ویژه پیوندهای تاریخی و فرهنگی دیرینه‌ای با سودان دارد. در دوران البشیر، کشورهای حاشیه خلیج (فارس) در ازای کمک مالی به نظامیان سودانی در یمن و قطع رابطه خارطوم با ایران در سال 2016، حمایت اقتصادی خود را از این کشور افزایش دادند.

با این حال، در سال 2017، البشیر در برابر فشارها برای جانبداری از یک طرف در بحران میان شورای همکاری و قطر مقاومت کرد. تلاش او برای راضی کردن دو طرف، اعتماد حامیانش در خلیج‌(فارس) را تحلیل برد و توقف حمایت مالی عربستان و امارات از رژیم او باعث سقوط او در آوریل 2019 شد.

عربستان سعودی و امارات از آن زمان تاکنون نقش فعالی در تلاش برای شکل دادن به گذار سیاسی در سودان ایفا کرده‌اند. آن‌ها از شورای نظامی انتقالی حمایت کردند و متعهد شدند بسته کمکی به مبلغ سه میلیارد دلار ارائه دهند.

از آغاز روند انتقال، عربستان سعودی و امارات ترجیح آشکاری برای رهبری نظامی ژنرال البرهان و ژنرال محمد حمدان داگالو، معروف به حمدتی داشتند. آن‌ها در طول جنگ یمن با هر دو نفر روابط قوی برقرار کرده بودند. در حالی که برهان روابط نزدیک‌تری با مصر دارد، حمدتی تا حدودی مورد حمایت امارات است. حمایت خلیج (فارس) به شدت دست سرویس‌های امنیتی را در مذاکرات با غیرنظامیان تقویت کرد و این توضیح می‌دهد که چرا امروز برخی از کارشناسان بین‌المللی بر این باورند که رد پای خلیج (فارس) در کودتای نظامی دیده می‌شود.

علاوه بر این، اینکه رهبران اماراتی و عربستانی بلافاصله پس از کودتا آن را به شکل ملایمی محکوم کردند، شبهات بیشتری را برانگیخت؛ هرچند که یک هفته بعد آن‌ها در بیانیه مشترکی با بریتانیا و ایالات متحده خواستار احیای دولت تحت رهبری غیرنظامیان شدند.

 

مزیت اندک کودتا برای کشورهای حاشیه خلیج (فارس)

عربستان سعودی و امارات و همچنین مصر همچنان از ارتش سودان حمایت می‌کنند، اما این بدان معنا نیست که آن‌ها کودتا را مثبت می‌بینند. تعدادی از دیپلمات‌ها و مقامات کشورهای حاشیه خلیج (فارس) و مصر در محافل خصوصی تعجب و نگرانی خود را نسبت به این اقدام بی‌پروا ابراز کرده‌اند.

از منظر خلیج (فارس)، با توجه به اینکه ارتش در حال تثبیت اقتدار خود در خارطوم بود، مزایای کودتا محدود است، زیرا پیش از آن هم غیرنظامیان فضای مانور کمی داشتند. برعکس، کودتا اکنون عدم تقارن شدید بین ارتش و غیرنظامیان را آشکار می‌کند. علاوه بر این، کشورهای حاشیه خلیج (فارس) می‌دانند که ارتش سودان و نیروهای امنیتی به شدت دچار اختلاف شده‌اند. کودتا اکنون دریچه‌ای را به روی وضعیتی غیرقابل پیش‌بینی و بی‌ثبات می‌گشاید که ممکن است منجر به یک جنگ داخلی شود.

چنین بی‌ثباتی در سودان نه به نفع مصر و نه به نفع کشورهای خلیج (فارس) است. اثرات آن همچون پیامدهای اقتصادی، سیل پناهجویان، تهدیدات تروریسم و ​​قاچاق اسلحه، بسیار مشکل‌آفرین تلقی می‌شوند. از دیدگاه مصر، اگر خارطوم درگیر مسائل داخلی شود، قاهره شریک خود را در بحران سد رنسانس بزرگ اتیوپی (GERD) نیز از دست خواهد داد.

کشورهای حاشیه خلیج‌(فارس) نیز نسبت به خطرات مرتبط دانسته شدن با کودتا بسیار حساس هستند. پیش از این، در ژوئن 2019، قتل عام شرکت‌کنندگان در اعتراضات مسالمت‌آمیز در سودان، آن هم تنها چند روز پس از سفر حمدتی به ریاض، قاهره و ابوظبی، به اعتبار خلیج (فارس) لطمه زده بود.

مردم سودان و سایر کشورهای شاخ آفریقا اغلب از مداخله خلیج‌(فارس) در سیاست داخلی خود انتقاد کرده‌اند. پس از کودتا، معترضان در خارطوم بنرهایی در دست داشتند که در آن از مداخله خلیج (فارس) ابراز نارضایتی می‌کردند.

کشورهای حاشیه خلیج (فارس) که خودشان با محدودیت‌های مالی و آینده اقتصادی نامشخص مواجه هستند، در سال‌های اخیر در ارائه کمک‌های مالی محدودتر شده‌اند؛ بنابراین بعید به نظر می‌رسد که آن‌ها مشتاق نجات سودانی بی‌ثبات و منزوی از جامعه بین‌المللی باشند.

کودتای سودان بیش از افشای نفوذ گسترده خلیج (فارس) در شاخ آفریقا، نمونه کاملی از مشکلات و چالش‌هایی است که کشورهای خلیج (فارس) در تلاش برای کنترل پویایی‌های سیاسی در همسایگی مستقیم خود با آن مواجه هستند. مداخله آن‌ها در شاخ آفریقا یک فرآیند یادگیری بوده است که با شکست‌ها و تعدیل‌های منظم مواجه شده است.

در حالی که آن‌ها به درجه‌ای از نفوذ دست یافته‌اند، اما می‌دانند که اساساً فاقد اهرمی برای تأثیرگذاری بر محاسبات راهبردی رهبران آفریقا هستند. به عنوان مثال، حمایت مالی امارات از سودان، جلوی برهان را از احیای روابط دیپلماتیک خود با قطر در ماه مه سال جاری نگرفت؛ به طوری که او با نادیده گرفتن نقش ابوظبی، به دوحه پیشنهاد داد که نقش میانجی را در بحران GERD داشته باشد.

اما از آنجایی که نشانه‌های فزاینده‌ای از عدم مشارکت ایالات متحده در مسائل منطقه دیده می‌شود، کشورهای عربی خلیج (فارس) احتمالا با عمل گرایی بیشتر به شکل فزاینده‌ای به موضوعات امنیتی منطقه خود مشغول خواهند شد.