فیونا کانینگهام در یادداشتی که وب سایت اندیشکده آمریکایی کارنگی آن را منتشر کرد؛ نوشت: دلیل احتمالی ایجاد تغییر در برنامه هسته‌ای چین، تلاش برای از بین بردن احتمال حمله یکی از قدرت‌های هسته‌ای مخصوصا آمریکا به این کشور است.

چین دارای قدرت هسته‌ای با 200 کلاهک عملیاتی است که حدود نیمی از آن‌ها دارای کلاهک‌هایی هستند که در صورت بروز جنگ، امکان رسیدن به خاک آمریکا را دارند. هدف استراتژی هسته‌ای چین، بازدارندگی از حمله، تهدید هسته‌ای و توانایی برای اقدام تلافی‌جویانه است.

چین به دو دلیل، نگران بقای قدرت هسته‌ای کوچک خود است. دلیل نخست، قابلیت تهاجمی قدرت هسته‌ای آمریکا است که به این کشور توان پیدا کردن پایگاه‌های هسته‌ای چین و حمله به آن‌ها را می‌دهد. و دلیل دوم، توان دفاع موشکی آمریکا به‌ویژه بعد از خروج این کشور از معاهده موشک‌های ضدبالستیک 2002 است.

تاسیس زرادخانه هسته‌ای بزرگ‌تر که دارای قدرت و آمادگی بیشتری باشد چین را مجهزتر می‌کند تا از هرگونه حمله هسته‌ای احتمالی دشمنان پیشگیری کند.

کاهش روابط آمریکا و چین از سال 2020، احتمال وقوع یک بحران یا درگیری هسته‌ای را افزایش می‌دهد. از آنجایی که موازنه نظامی متعارف (غیر هسته‌ای) در شرق آسیا همچنان به نفع چین است، سوال مهم این است که آیا آمریکا با وسوسه‌های شدیدتری برای تهدید به استفاده از قدرت هسته‌ای به عنوان راهی برای بازدارندگی چین از استفاده از زور علیه تایوان مواجه خواهد شد یا خیر؟

گزارش اخیر پنتاگون نشان داد که تحلیلگران چینی نگران هستند که آمریکا از سلاح‌های هسته‌ای کوتاه برد علیه ناوگان چینی مستقر در تنگه تایوان استفاده کند. اگر تسلیحات هسته‌ای و دفاع موشکی آمریکا در کنار هم بتوانند توانایی چین برای مقابله به مثل را به طور جدی محدود کنند، این وسوسه ممکن است قوی‌تر شود.

داشتن زرادخانه هسته‌ای بزرگ‌تر ممکن است شانس چین را برای بازدارندگی در برابر قدرت هسته‌ای آمریکا و همچنین اطمینان بیشتر چین برای به کارگیری قابلیت‌های متعارف خود را افزایش دهد. این همان چیزی است که پژوهشگران، آن را پارادوکس «پایداری – ناپایداری» می‌نامند: یعنی زمانی که امکان درگیری هسته‌ای وجود نداشته باشد، احتمال شروع درگیری‌های غیرهسته‌ای بیشتر می‌شود.

تحقیقات قبلی نشان داده‌اند که کارشناسان چینی مطمئن بودند که درگیری بین آمریکا و چین، هسته‌ای نخواهد بود؛ اما بدتر شدن روابط سیاسی آمریکا و چین، این نظریه را نفی کرده است. با این حال، توسعه زرادخانه بزرگتر و پیچیده‌تر چینی، می‌تواند دوباره این حس را ایجاد کند که درگیری چین و آمریکا هسته‌ای نخواهد بود.

در حالی که ایجاد هر تغییر بالقوه در استراتژی هسته‌ای چین نامشخص است، سه سوال در مورد استفاده چین از موشک‌های زیر زمینی برای بازدارندگی در برابر آمریکا وجود دارد. آیا فقط برخی سیلوهای موشکی چین، مسلح‌اند یا همه آن‌ها مجهز به موشک هستند؟ آیا چین موشک‌های دارای کلاهک هسته‌ای را در این سیلوها نگه‌داری می‌کند؟ و دیگر اینکه،آیا چین موشک‌ها را در حالت آماده‌باش بالا نگه می‌دارد تا در صورت دریافت هشدار حمله‌، پرتاب شوند؟

برای آمریکا، توسعه برنامه هسته‌ای چین، به معنای افزایش رقابت در حوزه‌های نظامی و فناوری با آمریکا است. با این حال، نه ارتش چین و نه گزارش پنتاگون چیز زیادی در مورد اهداف استراتژی هسته‌ای چین مطرح نمی‌کند. دولت چین به طور علنی ساخت مزارع سیلو را تایید نکرده و یا اطلاعاتی در مورد اندازه فعلی یا آینده قدرت هسته‌ای خود ارائه نکرده است.

دو تغییر در تفکر هسته‌ای چین ممکن است رخ دهد. نخست، رهبران چین معتقدند که اکنون باید آمریکا را با آسیب‌های احتمالی جنگ هسته‌ای تهدید کرد تا از شروع اولین حمله هسته‌ای آمریکا جلوگیری کنند: برای تحقق این هدف، داشتن چند کلاهک کفایت نمی‌کند. دوم، رهبران چین ممکن است تحقق وعده‌های پکن مبنی بر عدم شرکت در یک مسابقه تسلیحات هسته‌ای را دشوار بدانند یا این کار در اولویت کمتری نسبت به جلوگیری از حمله هسته‌ای آمریکا قرار دارد، اما حتی اگر زرادخانه‌های هسته‌ای چین تا سال 2030 نیز چهار برابر شود، باز هم تقریباً یک سوم ذخایر هسته‌ای آمریکا با 3750 کلاهک خواهد بود.

زرادخانه در حال رشد چین، موقعیت هسته‌ای آمریکا را با چالش‌هایی مواجه کرده و این کشور را مجبور می‌کند که برای بازدارندگی، ساخت زرادخانه‌های بزرگ‌تر و پیچیده‌تر نسبت به زرادخانه‌های روسیه و چین برنامه‌ریزی کند. اینکه سرعت توسعه هسته‌ای آمریکا و کنترل تسلیحات هسته‌ای روسیه چگونه برنامه‌ریزی شود به این موضوع بستگی دارد که تصمیم‌گیرندگان در آمریکا برای درگیری همزمان با چین و روسیه یا سرعت عمل بیشتر در درگیری‌ها برنامه‌ریزی کنند. اینکه متحدان آمریکا چگونه به موضوع اعتبار ضمانت‌های بازدارندگی نگاه می‌کنند نیز یک عامل مهم خواهد بود.

از طرف دیگر، آمریکا و چین می‌توانند مکانیزم کنترل تسلیحات را عملیاتی کنند. چرا که هر دو کشور به بحث و گفتگو در مورد تسلیحات هسته‌ای و حتی محدودیت در توانایی‌های هسته‌ای خود تمایل دارند.