دیمیتری ترنین در یادداشتی که وب سایت شورای آتلانتیک آمریکا آن را منتشر کرد، نوشت: روسیه در واکنش به تصمیم ناتو برای اخراج تعدادی از افسران نظامی روسیه که در دفتر ناتو در بروکسل کار می‌کردند، روابط با ناتو را تعلیق کرد، کارکنان خود را از بروکسل فراخواند، به افسران رابط ناتو مستقر در مسکو دستور داد که آنجا را ترک کنند و دفتر اطلاعات ناتو را مجبور به تعطیلی کرد.

روابط روسیه و ناتو هفت سال پیش نیز در پی بحران اوکراین، عملاً قطع شده بود؛ اما از آن زمان، ناتو روابط خود با روسیه را از سر گرفته بود. البته، افسران روسیه و ناتو دسترسی بسیار محدودی به مقامات ارشد یکدیگر داشتند و هیچ مناسبات جدی نیز در آن سطح انجام نمی‌شد؛ بنابراین، روابط روسیه و ناتو از مدت‌ها قبل در واقع به حالت تعلیق درآمده بود.

اگرچه ناتو و روسیه دیگر نمایندگی‌های دیپلماتیک ندارند، اما این بدان معنا نیست که همه تماس‌ها قطع شده است. روسیه سفارت خود در بلژیک را حفظ می‌کند و همه کشورهای عضو ناتو نیز در مسکو سفارت دارند.

قوانینی که بر روابط دوجانبه روسیه و ناتو حاکم بوده است، همچنان به قوت خود باقی است. در صورت لزوم، هیچ چیز مانع از برقراری روابط در سطح دیپلماتیک نخواهد شد. از همه مهمتر، ارتباطات نظامی هنوز امکان پذیر است. فرمانده عالی نیروهای متفقین ناتو در اروپا (SACEUR) خط تماس مستقیمی با رئیس ستاد کل روسیه (CGS) دارد و آن‌ها هرچند وقت در یک مکان بی طرف با یکدیگر ملاقات می‌کنند.

بنابراین، تعلیق روابط، اگرچه نمادی از تقابل عمیق بین دو ساختار نظامی اصلی در اروپا است، اما در واقع به یک بحران جدید تبدیل نمی‌شود. همچنین ظرفیت دو طرف برای رویارویی با حوادث و تحولاتی را که می‌تواند ناخواسته آن‌ها را در کنار یکدیگر قرار دهد، کاهش نمی‌دهد.

 

دیدگاه روسیه نسبت به ناتو

برای مسکو، سازمان ناتو به معنای بستری برای حضور نظامی ایالات متحده در اروپا بود. در دوره شراکت ناتو-روسیه و همکاری‌های مرتبط با آن در دوران پس از جنگ سرد، این سازمان، متحدان اروپایی ایالات متحده را که برخی از آن‌ها شرکای روسیه نیز بودند، شامل می‌شد؛ اما با بازگشت تنش‌ها میان آمریکا و روسیه، وضعیت دوباره تغییر کرده است. از نگاه مسکو، بسیاری از زیرساخت‌های بوروکراتیک بین‌المللی ناتو – از جمله نقش دبیرکل که یک شخصیت اروپایی آن را بر عهده دارد – صرفاً پنجره‌ای برای تسلط کامل ایالات متحده بر این اتحاد است. از همین رو روس‌ها ترجیح می‌دهند به جای آنکه وقت خود را با زیردستان آمریکا در ناتو تلف کنند، با خود مقامات واشنگتن سر هر میز مذاکره ای حاضر شوند.

سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، ممکن است دیدار با ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو را متوقف کند، اما ارتباطات روس‌ها با ستاد فرماندهی اروپایی ایالات متحده آمریکا توسط هیچ‌یک از طرفین قطع نخواهد شد تا تنش‌های دو کشور به خوبی مدیریت شوند.

این رویکرد تنها به ناتو محدود نمی‌شود. لاوروف اخیرا فاش کرد که چند سال پیش مسکو از طریق جان کری، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، پیشنهاد داد تا واشنگتن را برای پیوستن به نشست نرماندی (مجموعه ای از مذاکرات شامل فرانسه، آلمان، روسیه و اوکراین) برای اجرای توافق مینسک در مورد دونباس دعوت کند. منطق روسیه این بود که ایالات متحده، بیش از شرکای اروپایی، در کیف نفوذ دارد؛ بنابراین اگر قرار بود چیزی به دست آید، ایالات متحده باید پشت میز مذاکره باشد.

ظاهرا جان کری با این ایده موافق بود، اما برلین و پاریس به شدت با آن مخالفت کرده و آن را وتو کردند. در نهایت کرملین که به این نتیجه رسیده بود گفتگو با کیف بی معنی است و مذاکرات نرماندی واقعا جواب نمی‌دهد، وارد گفت و گوهای دوجانبه با آمریکا شد.

دولت جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده، سیاست تقویت اتحادهای ایالات متحده را در پیش گرفته است و متحدان مایلند پس از چهار سال شکاف با آمریکا در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق، از بایدن پیروی کنند. به نظر می‌رسد آمریکا در هرگونه تنش احتمالی از متحدان خود علیه روسیه حمایت خواهد کرد.