ویلیام مالینسون در تحلیلی که در وب‌سایت اندیشکده شورای روسیه منتشر شد، نوشت: در اینجا بررسی می‌کنیم که آیا فرانسه فقط برای حفظ آبروی ظاهری انتقاد می‌کند، یا این‌که موضعش ممکن است آثار مهمی برای ناتو و دفاع اروپایی داشته باشد؟

پرسش بزرگ این است که آیا فرانسه در بازگشت به سیاست خارجی و نظامی مستقل اروپا جدی است؟ اگر فرانسه به حرف خود پایبند باشد، ممکن است تغییر مهمی را در تقسیم قدرت در جهان، و بهبود روابط میان اتحادیه اروپا از یک‌سو و روسیه و چین از سوی دیگر شاهد باشیم. به لحاظ نئوگولیستی، این به معنای ایجاد یک نیروی دفاعی فراملی و مستقل اتحادیه اروپا با بازیگری محوری فرانسه و البته با رضایت آلمان است.

احتمال موافقت تمامی اعضا اتحادیه اروپا با یک ارتش فراملی یک رؤیای محض است، دست‌کم لهستان و کشورهای حوزه بالتیک هرگز با قطع روابط نظامی خود با آمریکا موافقت نخواهند کرد. بریتانیا که هرگز در فکر قطع روابط با آمریکا نخواهد بود، می‌تواند تضمین کند که با چنگ و دندان به همراه سرور راهبردی خود، در برابر ایجاد یک ارتش فراملی اروپایی ایستادگی خواهد کرد.

این امر ممکن است حداقل ازنظر دفاعی، به بروز یک اروپای دولایه به رهبری فرانسه و آلمان منجر شود: یک هسته داخلی با دفاع و مخارج مربوط به خود که احتمالاً روابطی دوستانه با مسکو و تسلیحات اروپایی استاندارد در اختیار دارد و باعث خشم ذینفعان آمریکایی است؛ و یک هسته بیرونی شامل دولت‌های دوستدار آمریکا و دچار هراس از روسیه.

باید یادآوری کنیم که اولین کاری که لهستان هنگام ورود به اتحادیه اروپا انجام داد، خرید هواپیمای نظامی آمریکایی به ارزش چهار میلیارد دلار بود که خشم تولیدکنندگان اروپایی را برانگیخت. بااین‌حال، باوجود یک روسیه قوی و یک ارتش اتحادیه اروپایی که مستقل از ناتو است، فقط زمان است که تعیین می‌کند لهستان و کشورهای حوزه بالتیک واقعیت پیوستن به ارتش اتحادیه اروپا را می‌پذیرند یا در برابر آن اعلامی بی‌طرفی می‌کنند.

جایگزین برای اتحادیه اروپایی که به لحاظ نظامی مستقل است، اتحادیه اروپایی است که از طریق رقابت تسلیحاتی سودآور، به اطاعت از دستورات آمریکا، با تهدید ثبات جهان ادامه می‌دهد. در اینجا می‌توان یادآوری کرد که فرانسه چگونه در برابر فشارهای آمریکا تسلیم شد و قراردادش با روسیه برای تحویل دو ناو هلیکوپتربر را درزمانی که ناوها ساخته‌شده و آماده تحویل بودند، زیر پا گذاشت. این به‌وضوح با فشار آمریکا بر آلمان در خصوص خط لوله گاز نورد استریم 2 مرتبط است.

تحولات اخیر نشان می‌دهد که فرانسه و آلمان هر دو نگران قدرت‌نمایی آمریکا و ناتو هستند: اخیراً بلومبرگ گزارش داد که این دو کشور فشار واشنگتن برای مانورهای دریایی در نزدیکی تنگه کرچ را تحریک‌آمیز خوانده و نپذیرفتند. شاید شاهد بازگشت آهسته به‌سوی نوعی عقلانیت هستیم. رویکرد مستقل و مناسب دولت ایتالیا نیز یک نشانه دلگرم‌کننده محسوب می‌شود. آن‌ها، به‌عنوان‌مثال، تهدیدهای واشنگتن را نادیده می‌گیرند و برای پیوستن به جاده ابریشم چین تلاش می‌کنند. آن‌طور که آن‌ها می‌گویند همه راه‌ها به رم ختم می‌شود، یعنی نتیجه همه کارها یکسان خواهد بود.

در کوتاه‌مدت، ممکن است فرانسه پیشنهاد فروش چند زیردریایی هسته‌ای را به چین بدهد و به‌این‌ترتیب سیلی بزرگی به آنگلوساکسون‌ها بزند. بزرگ‌ترین کسری تجاری دوجانبه فرانسه (29.2 میلیارد یورو در سال 2018) با چین است. فروش عمده نظامی به چین این عدم توازن تجاری را جبران می‌کند. بااین‌حال، این فروش بعید به نظر می‌رسد، زیرا ظاهراً فرانسه نگران موضع چین در قبال دریای چین جنوبی است. بااین‌حال، 10 سال پیش بود که ما شیائوتیان، معاون ستاد کل ارتش آزادی‌بخش خلق چین اظهار داشت که دو کشور از درجه بالایی از اعتماد سیاسی متقابل برخوردارند و همکاری اقتصادی و تجاری دوجانبه بین آن‌ها به‌سرعت در حال گسترش است. او گفت که طرف چینی مایل به همکاری با فرانسه برای توسعه مشارکت راهبردی جامع چین و فرانسه است.

بااین‌حال، در حال حاضر، کمک نظامی مستقیم فرانسه به چین بعید به نظر می‌رسد، زیرا فرانسه همچنان در اقیانوس آرام دارای منافعی است که با منافع چین ناسازگار است. بنابراین، به‌احتمال‌زیاد فرانسه در پی توافق آکوس، همکاری نظامی با هند را افزایش خواهد داد. هند و فرانسه پیش‌ازاین تصمیم گرفته بودند که در اوایل سال جاری همکاری‌های دفاعی را تعمیق دهند و پاریس پیشنهاد داد که تولید هلیکوپترهای پنتر و 70 درصد خط مونتاژ جنگنده‌های رافائل را تحت عنوان «ساخت هند» ضمن انتقال کامل فناوری تغییر دهد. احتمال زیادی وجود دارد که همکاری نظامی فرانسه با هند ناراحتی آمریکا را برانگیزد و ممکن است توافق آکوس را در ذهن واشنگتن و لندن توجیه کند.

پیش‌بینی، بازی خطرناکی است، اما امکان دارد شاهد تلاش گولیستی به رهبری فرانسه برای محدود کردن اقدامات آنگلوساکسون‌ها و ناتو برای ادامه یا ازسرگیری مجدد جنگ سرد باشیم. هدف این تلاش ایجاد یک جهان چندقطبی با کنترل و توازن کافی برای جلوگیری از حملات غیرقانونی به کشورهای مستقل در بلگراد، لیبی و عراق خواهد بود.