مهدی سنایی، سفیر پیشین ایران در روسیه و جهانگیر کرمی، استاد دانشگاه تهران در یادداشتی که وب‌سایت نشریه روسیه در امور جهانی آن را منتشر کرد؛ نوشتند: شکل‌گیری سیاست نگاه به شرق در ایران هم پاسخی به فشار غرب بود و هم کنشی به شرایط در حال تغییر جهانی که نقش‌آفرینی در آن نیازمند یک راهبرد کلان‌تر است که نگاه به شرق می‌تواند بخش مهمی از آن باشد. سیاست نگاه به شرق از مجموعه‌ای از عوامل داخلی و خارجی نشات گرفته است. در این میان، تشدید دشمنی ترامپ با ایران، به‌ویژه پس از خروج از برجام بار دیگر شرق به‌ویژه روابط با روسیه، چین و هند را در کانون توجه دولتمردان کشورمان قرار داد.

توجیهات راهبرد نگاه به شرق از منظر اقتصادی و سیاسی کاملاً آشکار و اهداف آن نیز روشن است.

اگرچه ازنظر ایدئولوژیکی، اهداف روشنی برای مقابله با فشارهای غربی دنبال می‌شود، اما سیاست نگاه به شرق ایران در عمل شامل مجموعه‌ای از اهداف در زمینه‌های ژئواکونومیکی، ژئوپلیتیکی، ژئواستراتژیکی و امنیتی نیز می‌شود؛ بنابراین، سیاست نگاه به شرق را باید یک سیاست چندوجهی با اهداف متعدد در نظر گرفت.

ازنظر ژئواکونومیکی، روندهای اقتصادی بین‌المللی در حال حرکت از غرب به شرق هستند و موتور توسعه اقتصاد جهانی در آینده، در شرق آسیا و با محوریت چین خواهد بود. این فرایند از جهت مسیرهای ارتباطی، صادرات انرژی و مشارکت در اقتصاد منطقه‌ای و جهانی برای ایران اهمیت زیادی دارد. در حال حاضر نیز شرکای اصلی اقتصادی ایران برخلاف یک سده گذشته، کشورهای شرقی و در رأس آن‌ها چین و هند هستند.

از جنبه ژئوپلیتیکی نیز، ایران در یک محیط منطقه‌ای پیچیده قرار دارد. همچنان که ایران قدرت اصلی خلیج‌فارس و یک قدرت بزرگ منطقه‌ای در خاورمیانه است، نقطه‌ی اتصال این مناطق به جنوب آسیا، آسیای مرکزی و قفقاز نیز تلقی می‌شود. این موقعیت منطقه‌ای پیچیده، ایران را به هند، چین و روسیه نزدیک می‌سازد.

ازنظر ژئواستراتژیکی نیز درحالی‌که روند رقابت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی به شکلی است که چهار منطقه بزرگ جهان شامل یوروآتلانتیک با محوریت آمریکا، اوراسیا با محوریت روسیه و شرق آسیا با محوریت چین، بیشترین اهمیت را برای شکل‌دهی به ساختار نظام بین‌المللی آینده دارند، اما دیگر منطقه خاورمیانه یک قدرت محوری نبوده و جایگاه آن درروند تحولات جهانی کاهش‌یافته است.

ازنظر امنیتی، ایران در محیط امنیتی بعد از انقلاب با تهدیدهای مداوم آمریکا و متحدانش مواجه بوده است. از همین رو تهران برای مقابله با این تهدیدات و همچنین تهدیدهای تروریستی از سوی نیروهای رادیکال مانند داعش، با مسکو همکاری کرده است.

درمجموع، سیاست نگاه به شرق ایران ابعاد گسترده‌ای دارد، از توسعه روابط اقتصادی و تجاری تا همکاری در مقابله با تهدیدات افراط‌گرایی و تروریسم و همچنین، ایجاد ائتلاف احتمالی در برابر غرب، بخشی از ارکان اصلی سیاست نگاه به شرق ایران هستند. همچنین، این راهبرد چندجانبه و چندبعدی، با توجه به ویژگی‌های ایدئولوژیک، محیط منطقه‌ای و شرایط حاکم بر تعاملات ایران و آمریکا و متحدانش، یک موضوع اساسی برای ایران در آینده خواهد بود و لذا به‌سادگی قابل تغییر نخواهد بود.

ظرفیت‌های ایران برای پیشبرد سیاست نگاه به شرق نیز مناسب به نظر می‌رسد، از یک‌سو عضویت ایران به‌عنوان لنگرگاه ثبات و امنیت منطقه‌ای در سازمان شانگهای می‌تواند کمک بزرگی به کارآمدی و فعالیت این سازمان در حوزه‌های امنیتی و اقتصادی باشد و از سوی دیگر، ایران برای تحقق سیاست نگاه به شرق خود بیش از هر چیزی بر روابط با کشورهای شرقی و به‌ویژه کشورهای چین، روسیه و هند تأکید دارد. مسکو، تهران و پکن نیز دارای منافع مشترک استراتژیک و بلندمدت برای مهار یک‌جانبه‌گرایی ایالات‌متحده هستند و این‌یکی از عوامل مهم در تعیین آینده خاورمیانه است.

اما سیاست نگاه به شرق ایران در تعدادی از سطوح با چالش‌ها و محدودیت‌هایی در داخل و خارج مواجه است. از یک‌سو، در داخل کشور هنوز نگاه مشترکی به سیاست نگاه به شرق وجود ندارد و از سوی دیگر، چین باوجود مشکلات متعدد با آمریکا، کمتر حاضر است خارج از محیط منطقه‌ای نزدیک خود وارد موضوعات امنیتی شود و برای تداوم رشد و توسعه اقتصادی خود، نیازمند تعامل با قدرت‌های غربی است و نمی‌خواهد جز بر سر مسائل حیاتی خود وارد هیچ چالش امنیتی شود. دولت روسیه نیز اگرچه رقابت‌ها و تنش‌های امنیتی بیشتری با غرب دارد و در محیط امنیتی منطقه‌ای خود با مشکلات و تهدیدات امنیتی غرب مواجه است، اما هم‌زمان دنبال تعامل با غرب و مشارکت در موضوعات مهم راهبردی ازجمله بر سر کنترل تسلیحات راهبردی و حفظ ثبات راهبردی در جهان است، این موضوع موجب می‌شود که حدود رقابت با غرب را حفظ نماید.

درعین‌حال، روابط آسیایی ایران در خلأ صورت نمی‌گیرد و طرف‌های شرقی با کشور‌های دیگر منطقه مانند عربستان، امارات و قطر و کویت که برخی از آن‌ها رقبا و دشمنان منطقه‌ای ایران هستند، روابط اقتصادی نزدیکی دارند. ازاین‌رو، اگر به میزان روابط تجاری چین، هند و روسیه با اسراییل، عربستان و دیگر کشورهای عرب منطقه نگاه کنیم، درمی‌یابیم که هیچ‌یک از طرف‌های شرقی نمی‌توانند این روابط را فدای ارتباط با ایران کنند.

درمجموع جهان در دهه آینده در ابعاد مختلف دچار تحولات اساسی می‌شود و یکی از این ابعاد، وضعیت ساختار نظام بین‌المللی است که ازنظر سیاسی و امنیتی و اقتصادی چند جانبه‌گراتر، چند قطبی‌تر و چند سطحی‌تر خواهد شد. ازاین‌رو، در تدوین و تنظیم راهبرد سیاست خارجی دولت‌ها، بایستی این روندهای مؤثر جدید را موردتوجه قرار داد و به الزامات ناشی از این شرایط که جهانی چندقطبی و چند سطحی و چندجانبه گرا‌تر خواهد بود توجه کرد. براین اساس، ایران بایستی یک راهبرد کلان با تأکید بر ضرورت‌ها و نیازهای داخلی، اولویت توسعه اقتصادی در داخل، اهمیت به محیط پیرامونی و مناطق هم‌جوار و توازن منطقی جهانی داشته باشد که سیاست نگاه به شرق نیز می‌تواند بخش مهمی از آن باشد.