کلود راکیسیتز در تحلیلی که وب‌سایت اندیشکده امور بین‌الملل استرالیا منتشر کرد، نوشت: حتی پیش از آن‌که تمامی کارکنان نظامی آمریکا از افغانستان خارج شوند، وضعیت امنیتی در این کشور با سرعتی زیاد رو به وخامت می‌رفت و طالبان تقریباً نیمی از ولسوالی‌های این کشور را تصرف کرده بود. اکنون دیگر این پرسش مطرح نیست که آیا دولت اشرف غنی سقوط می‌کند یا خیر، بلکه پرسش مطرح این است که چه زمانی این اتفاق رخ می‌دهد. بنابراین درحالی‌که بازیگران خارجی مانند یک گله کفتار اطراف رژیم در حال جان‌دادن افغانستان می‌چرخند، به نظر می‌رسد که چین به‌طور روزافزون به بازیگر خارجی اصلی برای پر کردن خلأ ناشی از خروج واشنگتن از افغانستان تبدیل می‌شود. سفر به‌شدت تبلیغاتی هیئت عالی‌رتبه طالبان به چین، روابط در حال عمیق شدن پکن با طالبان را بیشتر تقویت خواهد کرد. اما پکن قبل از اینکه بخواهد از رژیم جدید افغانستان ازجمله درزمینه سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌های جدید حمایت کند، باید مسئله حیاتی تروریسم را با دولت جدید طالبان حل کند. چین در حال حاضر بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار خارجی در افغانستان است.

چین بیش از هر چیز می‌خواهد اطمینان حاصل کند که افغانستان تحت اداره طالبان به سکوی پرتاب گروه‌های شبه‌نظامی برای حملات تروریستی علیه چین و پاکستان که پکن در آنجا منافع اقتصادی قابل‌توجهی دارد، تبدیل نمی‌شود. پکن نگران دو گروه است: جنبش اسلامی ترکستان شرقی و تحریک طالبان پاکستان.

افغانستان دارای 90 کیلومتر مرز مشترک با منطقه سین‌کیانگ چین است که اکثراً جمعیتش را مسلمانان اویغور تشکیل می‌دهند. به گفته وزارت امورخارجه آمریکا، جنبش اسلامی ترکستان شرقی وابسته به القاعده، که اصلی‌ترین گروه اویغور در افغانستان است، حضور محدودی در افغانستان دارد. اگرچه جنبش اسلامی ترکستان شرقی درگذشته حملاتی علیه سین کیانگ انجام داد، اما اخیراً چنین اقدامی نکرده است. پکن نمی‌خواهد شاهد آن باشد که جنبش اسلامی ترکستان شرقی در رژیم طالبان جان تازه‌ای بگیرد. طبق گزارش سازمان ملل جنبش اسلامی ترکستان شرقی مسئول حمله‌ای در سین کیانگ در سال 1998 بود که 140 کشته برجای گذاشت.

بااین‌حال، به نظر می‌رسد که در حال حاضر در این خصوص طالبان با چین همراهی می‌کند. ظاهراً یک مقام ارشد طالبان اخیراً گفته است: «ما به ظلم و ستم علیه مسلمانان اهمیت می‌دهیم، چه در فلسطین، چه در میانمار و چه در چین… اما آنچه قصد انجامش را نداریم دخالت در امور داخلی چین است.» این چیزی بود که پکن از شنیدنش خوشحال شد. ظاهراً طالبان اجازه نمی‌دهند اویغورها به صفوفش بپیوندند. احتمالاً این کار تلاشی برای جلب رضایت چین است.

مدیریت گروه تحریک طالبان پاکستان، که تخمین زده می‌شود بین 6000 تا 6500 جنگجو در افغانستان دارد، کاری دشوارتر خواهد بود. طالبان پس از آن که در سال 2001 قدرت را از دست داد، نیروهایش بار دیگر در پناهگاه‌هایی در مناطق قبایلی نیمه خودمختار در شمال غربی پاکستان دور هم جمع شدند، و طالبان در طول 20 سال بعد از آن پیوندهای ایدئولوژیک و شخصی عمیقی را با برادران قومی و قبیله‌ای خود ایجاد کرد. تحریک طالبان و طالبان در کنارهم در افغانستان جنگیده‌اند؛ تحریک طالبان در تهاجم کنونی طالبان در افغانستان نیز شرکت داشته است. بااین‌حال، اگرچه این دو سازمان به یکدیگر بسیار نزدیک هستند اما یک تفاوت اساسی میان آن‌ها وجود دارد: تحریک طالبان دولت پاکستان را هدف می‌گیرد، درحالی‌که طالبان هرگز به پاکستان که در 25 سال گذشته حامی مهمی برایش بوده، حمله نکرده است. به علاوه، بیرون راندن تحریک طالبان از پناهگاه‌های امن در افغانستان که بعد از عملیات ارتش پاکستان در آنجا مخفی‌شده‌اند، یک اقدام نظامی ساده نخواهد بود.

بااین‌حال، چین، طالبان را در این خصوص به‌ویژه پس از حمله تروریستی 14 ژوئیه در شمال غربی پاکستان، به‌شدت تحت‌فشار گذاشت. پکن فشارهای زیادی را بر پاکستان وارد کرده است تا عاملان این جنایت را پیدا و در دادگاه محاکمه کند. چین قبلاً هدف حملات تروریستی بود اما اغلب این حملات به دست ارتش آزادی‌بخش بلوچستان انجام می‌شد. تحریک طالبان و ارتش آزادی‌بخش بلوچستان باهم پیوندهای عملیاتی دارند.

پاکستان همچنین طالبان را در خصوص تحریک طالبان پاکستان تحت‌فشار قرار خواهد داد. اسلام‌آباد نگران حفظ رابطه‌اش با چین است. بر اساس گزارش‌ها، اسلام‌آباد با طالبان در خصوص توافقی مذاکره کرده است که طبق آن درخواست‌های آمریکا برای ایجاد پایگاه در پاکستان را درازای آن‌که طالبان برای شکار تحریک طالبان پاکستان اقدام کند، نمی‌پذیرد. بااین‌حال اگرچه پاکستان و طالبان دارای روابطی دیرینه هستند اما طالبان دست‌نشانده اسلام‌آباد نیست. بنابراین حتی اگر طالبان با بیرون راندن تحریک طالبان پاکستان موافقت کند، باعث نمی‌شود این کار را در اولویتش قرار دهد.

اگر تحریک طالبان پاکستان حمایت طالبان را از دست بدهد یا از مناطق امن افغانستان اخراج شود، ممکن است به القاعده یا دولت اسلامی خراسان مراجعه کند. و این خبر بدی برای چین، پاکستان و منطقه خواهد بود.

بنابراین حتی باوجود تردیدها در مورد رویکرد آتی طالبان در قبال جنبش اسلامی ترکستان شرقی، تحریک طالبان و سایر رهروان ایدئولوژیک، چین نمی‌خواهد جایگاه یک بازیگر خارجی برجسته در افغانستان تحت امر طالبان را از دست بدهد. اما ممکن است رسیدن به چنین جایزه‌ای-که چین را در این منطقه مهم ژئواستراتژیک تثبیت و ابتکار کمربند و جاده را بیش‌ازپیش تحکیم می‌کند -بهایی داشته باشد که در نهایت حتی پکن نیز از آن پشیمان شود.