رودرا چاودری در تحلیلی که در وب‌سایت «پرینت» هند (Print) منتشر شد، نوشت: در شش سال گذشته، مقامات عالی‌رتبه نظیر کمبل چارچوبی فکری در خصوص چگونگی رویکرد آمریکا در قبال چین ترسیم کرده‌اند. کمبل گفته بود که یک رویکرد بادوام در قبال چین نیازمند صداقت درباره اشتباه از آب درآمدن چندین فرضیه است. خلاصه کلام کمبل این بود است که نمی‌توان رفتار چین را اصلاح کرد. به اعتقاد کمبل تلاش برای این کار، از زمان نیکسون تا تصمیم به حمایت از ورود چین به سازمان تجارت جهانی، روند ظهور چین را تسهیل کرد و باعث شد این کشور به پویاترین و نیرومندترین رقیب آمریکا در تاریخ معاصر تبدیل شود.

درواقع منظور کمبل از گفتن عصر تعامل با چین تمام‌شده این است که دولت بایدن خودش را در مسیر بازنویسی کامل پیشرفت آمریکا قرار داده است. او در گذشته گفته بود که آمریکا به‌جای تلاش برای تغییر چین باید بر قدرت و رفتار خود، متحدان و شرکایش متمرکز شود. رقابت با چین ضرورتاً به معنای پایان تعامل نیست. درواقع، هدف از آن ایجاد یک وضعیت روشن همزیستی در جهتی موافق با منافع و ارزش‌های آمریکا است.

این‌که این امر در عمل به چه معناست، مشخص نیست. به گفته کمبل، چالش به تعیین دیدگاه اقتصادی مثبت در قبال آسیا که در بطن تکیه‌گاه ژئوپلیتیک بایدن قرار دارد، مربوط است. در این مرحله تلاش برای تشخیص این‌که پیشرفت واقع‌گرایانه در رابطه با چین چطور خواهد بود، ارزشی ندارد. مقامات عالی‌رتبه شورای امنیت ملی در مرحله شناسایی آن هستند.

بااین‌حال اظهارات کمبل و روزنبرگر فرصتی برای برداشتن گامی به عقب و تشخیص مبنای فکری رویکرد کلی بایدن در قبال چین است. ممکن است پیشرفت این دولت در مقایسه با گذشته بیشتر قابل پیش‌بینی باشد.

 

برنامه «بهتر از قبل دوباره می‌سازیم»

برای فهم این رویکرد می‌توان سراغ یادداشت‌های مقامات کنونی آمریکا رفت. این یادداشت‌ها اساس رویکرد بایدن را شکل می‌دهند. دستور زبان، استدلال و ادبیات مشترک در بسیاری از مقالات درباره چین و سیاست خارجی گویای این مطلب است. از بایدن تا مدیران ارشد شورای امنیت ملی، همگی تقریباً یک آواز را سر می‌دهند؛ بنابراین سرود روز چیست؟

اول، یک تعهد ایدئولوژیک، احساسی و مادی برای بازسازی آمریکا وجود دارد. «بهتر از قبل، دوباره می‌سازیم» شعار این دولت است. دولت برای اجرای آن، در برنامه «مشاغل آمریکایی» سرمایه‌گذاری کرده است. هدف از این سرمایه‌گذاری‌ها همچنین رقابت سخت‌گیرانه‌تر با چین است که به آمریکا اجازه می‌دهد بر «محصولات و فن‌آوری‌های آینده» تسلط پیدا کند.

پیشرفت اقتصادی به‌احتمال‌زیاد تحت تأثیر جاه‌طلبی برای کنترل شکل می‌گیرد. شعار روز، اعتمادبه‌نفس است که ضرورتاً به معنای «نخست آمریکا»؛ مفهوم نسنجیده مطرح‌شده در دولت ترامپ، نیست. بااین‌حال مجموعه‌ای از فرمول‌هاست که به‌طور عمیق و دائم توسط واقعیت‌های قطبی سیاست کنونی آمریکا شکل می‌گیرد.

بر اساس یکی از مقالات مشترک شخصیت‌های دولتی «چالش‌های اقتصادی ناشی از جهانی‌سازی تا حد زیادی رفع نشده است» بر اساس این سخنان تجارت ضرورتاً به حمایت گرایی مربوط نمی‌شود بلکه به مرتب ساختن اقتصاد آمریکا پیش از فراتر رفتن از مرزهایش مربوط است.

بااین‌حال بعید است تمرکز بر جبهه داخلی، آمریکای بایدن را به ترتیبات تجاری مهمی در آینده نزدیک علاقه‌مند سازد. تجارت آزاد در حال حاضر اتاق فرمان امکانات نیست. به‌علاوه، توافقات دوجانبه در آینده نزدیک موضوع دشواری برای مذاکره خواهد بود. آنچه داده می‌شود باید به‌خوبی و یا بهتر از چیزی باشد که دریافت می‌شود. این چیزی است که احتمالاً مذاکره‌کنندگان وزارت بازرگانی هند وقتی پشت میز همتایان آمریکایی خود قرار می‌گیرند، متوجه خواهند شد.

دوم، این درک روشن وجود دارد که اگرچه آمریکا برای پیروزی در قرن 21 با چین رقابت می‌کند اما به‌تنهایی نمی‌تواند این کار را انجام دهد. هرقدر این دولت مصمم به ایجاد رفاه اقتصادی و احیای دموکراسی در داخل باشد، محور سیاست خارجی آمریکا در ایندوپاسیفیک، ایجاد اتحادهای دموکراتیک جهانی خواهد بود.

درهرصورت، معنای این امر چندان روشن نیست. از یک‌سو، یک تصویر ایدئولوژیک برای تقویت دموکراسی‌ها در خارج یا صحبت از رقابت نظام‌ها میان دموکراسی‌ها و حکومت‌های خودکامه مطرح است. از سوی دیگر این درک وجود دارد که اجرای این اهداف تا حدی متکبرانه اگر غیرممکن نباشد دشوار است. میان ایده‌آل‌ها و واقعیت سیاست‌های جهانی تنش وجود دارد. آنچه روشن است این است که آرمان‌های ایجاد یک ائتلاف دموکراتیک ایده‌های مربوط به گذشته است. کار کردن از طریق گروه‌های کوچک‌تر مانند کواد، محور رویکرد بزرگ‌تر در قبال مدیریت روابط با چین است.

 

درس‌هایی برای هند

خیلی زود است که مشخص شود این رویکرد کلی و کار رقابت با چین برای هند چه معنایی دارد. در حال حاضر، سه نتیجه فوری می‌توان گرفت. اول، درحالی‌که هند روابطش را با دولت بایدن عمق می‌بخشد، باید به شکلی فعال و حتی فوری روابط اقتصادی با اتحادیه اروپا و انگلیس را ادامه و توسعه دهد. دوم، به تمرکز بر کواد و سرمایه‌گذاری ظرفیت‌های بیشتر در آن ادامه دهد. درعین‌حال با گروه‌های چندجانبه همکارهای بیشتری کند. سرانجام، هند به‌سوی یک رابطه رقابتی‌تر با چین، البته مشروط به آغاز تنش‌زدایی در مرز خود با چین، حرکت کند.

همان اندازه که آمریکا شریکی مهم برای هند است، گسترش ریسک سیاست خارجی نیز می‌تواند به همان اندازه برای حفظ روابط برابر با کاخ سفید بایدن مهم باشد؛ به‌ویژه با توجه به این‌که جاه‌طلبی آمریکا چه به لحاظ ایدئولوژیک و چه مادی در عمل آزمایش‌شده است.