وب‌سایت اندیشکده بروکینگز آمریکا در یادداشتی نوشت: گره‌گشایی از وضعیت فعلی تنها از طریق اصلاح کارکرد سیاسی سیستم حزبی اسرائیل و ساختار فعلی حکومت فلسطین صورت خواهد گرفت.

درگیری خشونت‌بار غزه، نتیجه اقدامی بود که دولت اسرائیل در بهار سال گذشته به‌منظور الحاق سرزمین‌های کرانه باختری انجام داد.

سال‌هاست که تندروهای اسرائیل و فلسطین سعی در پاک کردن یا حداقل کم‌رنگ کردن خط سبز دارند. این خط سبز بر اساس موافقت‌نامه آتش‌بس موقت ۱۹۴۹ تعیین‌شده؛ و مذاکرات مربوط به تعیین مرزهای دائمی آن هنوز انجام نشده است. بر اساس خط سبز یا مرز‌های 1967 که محصول متارکه جنگ 1949 و کشیده شده میان اسرائیل و مصر، اردن، لبنان و سوریه بود، نوار غزه توسط مصر و کرانه باختری توسط اردن اداره می‌شدند؛ اما مقامات دو طرف این خط را از نقشه‌های دولت و کتب درسی پاک کردند و شعارهایی مانند «از رودخانه تا دریا» یا «هیچ سکونتی غیرقانونی نیست» را مطرح کردند. در مقابل این فشارها، از سال 1993 تا سال گذشته، تعهد رهبران اسرائیل و فلسطین برای مذاکره به‌منظور پایان دادن به درگیری‌ها از طریق مصالحه ارضی همچنان پابرجا بود که نتیجه آن به‌عنوان «راه‌حل دو دولتی» ارائه شده است، اگرچه گروه‌های فشار با رویکردهای توسعه‌طلبانه، نقشه‌ها و شعارهای خود، با آن مخالفت کرده‌اند.

سیاست رهبران سیاسی اسرائیل در سال 2020، تحت حمایت دونالد ترامپ، به سمت پایان دادن به تعهدات اسلو در خصوص مذاکره درباره سرزمین‌‎ها و مرزها، درگیری‌ها را به‌جای حساسی رساند. طرح الحاق کرانه باختری توسط اسرائیل نیز باعث فروپاشی شبکه هماهنگی امنیتی، اقتصادی و نظارتی اسرائیل و فلسطین در کرانه باختری شد. هنگامی‌که طرح الحاق در اوت 2020 متوقف شد، برخی از این همکاری‌ها از سر گرفته شد؛ اما خروج رسمی اسرائیل از مذاکرات سازش، به‌موازات گسترش شهرک‌سازی‌ها و جابجایی اجباری خانواده‌های فلسطینی در قدس شرقی و کرانه باختری، بحران جدید را اجتناب‌ناپذیر کرد. این امر اثبات کرد که چارچوب پیمان اسلو به پایان رسیده و منطق نظم حاکم در کرانه باختری، ازجمله وجود تشکیلات خودگردان فلسطین در آن، از بین رفته است.

27 سال پس از امضای پیمان اسلو در سال 1993، مرزهای جدیدی برای درگیری ایجاد شده است. در طول این 27 سال درگیری‌های گسترده‌ای شکل‌گرفته است که هزاران نفر از مردم اسرائیل و فلسطین را به کام مرگ کشانده، باعث تحریم حزب‌الله و حماس شده، به گسترش مداوم شهرک‌سازی‌های اسرائیل در کرانه باختری و درنهایت به ایجاد محدودیت‌های شدید برای ساکنان فلسطینی کرانه باختری و غزه منجر شده است.

در طول این دوره، چشم‌انداز راه‌حل دو دولتی و تعهد رهبران اسرائیل و فلسطین برای مذاکره در مورد آن، بیش‌ازپیش در معرض فروپاشی قرار گرفته است. حدود پنج میلیون نفر در اردوگاه‌های کرانه باختری و نوار غزه سکونت دارند که فاقد تابعیت مشخص بوده و در بی‌عدالتی و فقر کامل زندگی می‌کنند.

مناطق مختلف درگیری اسرائیل و فلسطین در قدس شرقی، در خیابان‌های شهرهای اسرائیل، غزه و آسمان‌های اسرائیل، نشان می‌دهد که مرزهای درگیری تا چه حد گسترده شده است. فلسطینی‌ها در قدس شرقی و در غزه، شرایط مناسبی ندارند، از همین رو همه آن‌ها ناامید و حتی خشمگین هستند، هم به دلیل رعایت نشدن حقوق، آزادی‌ و منافع فلسطینی‌ها و هم به دلیل برخورد نابرابرانه‌ای که از سوی مقامات اسرائیلی با آن‌ها می‌شود. اعتراضات شهرهای اسرائیل نیز نشان داد که تعداد زیادی از یهودیان اسرائیلی، مردم فلسطین را به‌عنوان دشمنان اصلی خود تلقی می‌کنند.

ورشکستگی رهبری سیاسی در هر دو طرف دلیل دیگری است که باعث شده تا این بحران نسبت به گذشته بسیار بدتر و بسیار گسترده‌تر باشد. اسرائیل طی دو سال چهار انتخابات برگزار کرد، چراکه مذاکرات ائتلاف به دلیل وضعیت سیاسی کشور شکست‌خورده است. «عدم حل مسائل» توسط بنیامین نتانیاهو نیز به بحران‌ها دامن زده است. ماندن محمود عباس در قدرت نیز بی‌فایده است.

در آخرین دور خشونت‌ها نیز، دوستان عرب جدید اسرائیل و دولت بایدن سعی در به حاشیه بردن این درگیری‌ها داشته‌اند. اگرچه ممکن است آن‌ها ترجیح دهند برای دستیابی به اولویت‌های بالاتر، روی همکاری با اسرائیل تمرکز کنند، اما بحران کنونی تهدیدکننده اجماع شکننده آن‌ها است، منطقه شکننده را بی‌ثبات‌تر کرده و توجه دولت جدید آمریکا را از سایر اهداف سیاست خارجی منحرف می‌کند.

تحقق راه‌حل دو دولتی برای پایان بخشیدن به درگیری‌های طولانی‌مدت اسرائیل و فلسطین تا حد زیادی دور از دسترس بوده و انتخاب گزینه‌های دیگر نیز وحشتناک هستند.