پایگاه اینترنتی شورای آتلانتیک آمریکا در یادداشتی نوشت: با مرگ وی، فرانسه به عنوان قدرت استعماری سابق چاد، یکی از نزدیکترین متحدان خود در منطقه ساحل را از دست داد. چاد منطقه‌ای خشک و توسعه نیافته است که از سنگال تا سودان امتداد دارد و گروه‌های افراطی به دلیل ضعف قدرت‌های حاکم در منطقه، رشد فزاینده ای کرده‌اند. امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه در مراسم تشییع جنازه دبی در 23 آوریل اعلام کرد: «ما اجازه نمی‌دهیم کسی ثبات و تمامیت ارضی چاد را زیر سوال ببرد یا آن را تهدید کند». این اظهارات تعجب‌برانگیز نیست. چرا که فرانسه از سال 1990، که با کودتا دبی را به قدرت رساند، از او حمایت می‌کرد.

سربازان فرانسوی، هواپیماهای شناسایی و هواپیماهای جنگی، هر زمان که شورشیان و گروه‌های مخالف علیه دبی بسیج می‎شدند، برای پشتیبانی از او به میدان می‌آمدند. با این حال، تمایل دبی به حضور در خط مقدم جنگ، سرانجام باعث مرگ او شد. کشته شدن رئیس جمهور چاد اشکالات ذاتی سیاست خارجی فرانسه در لیبی و چاد را  نشان داد و تمایل فرانسه برای حمایت از حاکمان دیکتاتور در آفریقا را به نمایش گذاشت.

شورشیانی که به شمال چاد حمله کردند، از جبهه تغییر و توافق چاد بودند. جبهه تغییر و توافق یک گروه شورشی است که در سال 2016 توسط افسران مخالف ارتش چاد با هدف سرنگونی دبی تاسیس شد. جبهه تغییر و توافق در طول انتخابات ریاست جمهوری 11 آوریل، حمله خود به شمال چاد را از طریق منطقه فزان در جنوب لیبی آغاز کرد.

شبه نظامیان جبهه تغییر و توافق از اصلی ترین تامین کنندگان تسلیحات در لیبی هستند. آن‌ها همچنین از طریق قاچاق مواد مخدر و استخراج طلا، درآمد هنگفتی کسب می‌کنند. این جبهه که توسط گروه واگنر روسیه آموزش دیده است سال‌ها به عنوان مزدور در جنگ داخلی لیبی تحت فرماندهی ژنرال خلیفه حفتر جنگیده اند.

در طی سال‌های گذشته، فرانسه اصلی ترین حامی سیاسی ژنرال حفتر بوده است. حمایت‌های مکرون باعث شد این ژنرال هفتاد ساله علی‌رغم تمایلات اقتدارگرایانه‌ اش به بازیگر اصلی صحنه لیبی تبدیل شود.

شبه نظامیان خارجی از جمله شورشیان سودانی و چادی مدت‌هاست که به عنوان اصلی ترین نیروهای جنگی در صفوف نیروهای حفتر قرار دارند، این در حالی است که بیشتر توجه رسانه‌های بین‌المللی تنها به مزدوران گروه واگنر روسیه بوده است که اکنون در قلمرو تحت نفوذ وی فعالیت می‌کنند. علی‌رغم حملات آشکار علیه غیرنظامیان و جنایات جنگی متعدد، اما فرانسه هرگز حمایت خود را از ژنرال حفتر قطع نکرد. افزایش حمایت فرانسه از حفتر، ناظران بین‌المللی را شگفت زده می‌کند، زیرا حمایت از یک ژنرال خطرناک هرگز نمی‌تواند منظقی باشد.

فرانسوی‌ها حمایت خود از ژنرال حفتر را این گونه توجیه می‌کنند که به عنوان یک متحد می‌تواند با شبه نظامیان اسلامگرا و جهادی لیبی که با القاعده و دولت اسلامی عراق و شام در ارتباط هستند، مقابله کند. با تکیه بر همین استدلال نیز فرانسوی‌ها از عملیات نظامی حفتر در بنغازی در سال 2015 به صورت مخفیانه پشتیبانی کرده و هواپیماهای شناسایی خود را برای حمایت اطلاعاتی از حفتر به پرواز درآوردند.

علی‌رغم اینکه فرانسوی‌ها اطلاع داشتند مزدوران خارجی جزئی از نیروهای تحت سلطه حفتر هستند، حمایت‌های نظامی و دیپلماتیک فرانسه از وی هیچگاه کاهش نیافت تا قدرت ژنرال حفتر در سایه این کشور و سایر قدرت‌های خارجی مانند مصر، روسیه و امارات متحده عربی دوچندان شود. این در حالی بود که حفتر روند انتقال سیاسی لیبی را مختل کرد، فضا را برای رشد افراطی‌ها فراهم می‌کرد و پیامدهای اقدامات وی تحت حمایت فرانسه موجب بی‌ثباتی در منطقه ساحل شد.

کشته شدن یکی از قابل اعتمادترین و در عین حال خودکامه‌ترین شرکای فرانسه در ساحل توسط مزدورانی که از حمایت نظامی یک اقتدارگرای دیگر در لیبی بهره‌مند بودند، نشانه ای از شکست سیاست‌های فرانسه در منطقه ساحل است. هر دو رویداد چاد و لیبی نشان دهنده عملکرد نامناسب فرانسه در زمینه فساد، نقض حقوق بشر و تحقیر ارزش‌های دموکراتیک به نفع یک ژنرال اقتدارگرا است. با مرگ غیر منتظره دبی، فرانسه تلاش می‌کند تا کودتای دیگری را انجام داده و پسر او را به قدرت برساند تا دوباره توازن را به نفع خود حفظ کند. فقط می‌توان امیدوار بود که پاریس برای اصلاح سیاست خود در لیبی از مشکلات کنونی اش در چاد درس بگیرد، چرا که بعید است لیبی، چاد و منطقه ساحل آفریقا از ثبات واقعی برخوردار شوند مگر اینکه فرانسه به رویکر اشتباه خود در منطقه پایان دهد.