گزیده‌ای از این دیدگاه‌ها را که در وب سایت اندیشکده آمریکایی بروکینگز منعکس شده، در ادامه می‌خوانید.

طارق یوسف – عضو ارشد بروکینگز در اقتصاد جهانی و برنامه توسعه و مدیر مرکز دوحه: کشورهای دو طرف بحران «شورای همکاری خلیج (فارس)» (جی سی سی) و توافق «العلا» در مواجهه با بلاتکلیفی اقتصادی و ژئوپلیتیکی بی‌سابقه، رکود اقتصادی تاریخی و همه گیری عمومی که الگوی توسعه آن‌ها را تهدید می‌کند، ظاهرا به هزینه‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی تداوم این بحران پی برده‌اند. این کشورها با اعلام هدف خود برای برقراری دوباره روابط دیپلماتیک و پایان تحریم اقتصادی و همچنین همکاری برای حل بسیاری از مسائل مهم، انتظارات داخلی و خارجی از چشم انداز احیای روابط بالنده و منسجم عادی شورای همکاری خلیج (فارس) را بالا برده‌اند.

با این حال، فقدان یک توافق نوشته شده که مبین اهداف مورد نظر و زمان احتمالی دستیابی به آن‌ها باشد، خطر احتمال ناامیدی از دستیابی به اهداف مبهم این نشست و بروز تنش بر سر حوزه‌های سیاسی مورد اختلاف نیز قابل توجه است. از همه مهم‌تر، فرایند عادی‌سازی طولانی و ناقص، کشورهای این شورا را از منافع چشمگیر اقدام جمعی لازم برای حل تهدیدهای فوری بر امنیت و رفاه آن‌ها محروم خواهد کرد. از این رو، دو وظیفه مدیریت انتظارات عمومی و پیگیری آشتی واقعی، پیش شرط اصلی دستیابی به حل و فصل بلندمدت این بحران است.

عمر رحمان –عضو مهمان: توافق برای پایان دادن به تحریم قطر پس از سه سال و نیم، اقدامی برای برگرداندن ورق دوره تاریک در شورای همکاری محسوب می‌شود. بی‌شک در زمانی که هر شش کشور با چالش‌های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و بهداشت عمومی ناشی از کووید-19 مواجه هستند، کشورهای عضو از تجدید همکاری و برقراری مجدد روابط منافع زیادی خواهند برد. این توافق به شرکای شورا امکان می‌دهد تا بدون گرفتاری‌های ناشی از اختلافات سیاسی، به تعامل در جهان عرب بپردازند.

با این حال، احساس خوش‌بینی و دوستی ابراز شده در 41 امین نشست شورای همکاری خلیج (فارس)، عوامل تنش‌زای شکاف سال 2017 یعنی اختلافات سیاسی و ایدئولوژیکی طرفین را حل و فصل نخواهد کرد. شاید تمایل به جلوگیری از تکرار این تنش‌ها، سرپوشی بر رقابتی خواهد گذاشت که باعث تشدید تنش‌ها و جنگ‌ها در کل منطقه شده است.

نوحه عبدالوهاب – عضو برنامه سیاست خارجی: آسیب وارده بر بافت اجتماعی منطقه یکی از پیامدهای شدید بحران شورای همکاری بوده است. در اختلافات قبلی، رهبران خلیج [فارس] مردم خود را در میدان مبارزه با همسایگان خود قرار نمی‌دادند، اما هنگامی که بحرین، مصر، عربستان و امارات سال 2017 قطر را مورد تحریم هوایی، زمینی و دریایی قرار دادند، همه آن‌ها (به جز مصر) از شهروندان خود خواستند تا در عرض دوهفته قطر را ترک کنند که به جدایی دردناک میان بسیاری از خانواده‌ها منجر شد.

اعلامیه العلا بیانگر آن است که آغاز تنش زادیی و آشتی واقعی خلیج [فارس] مستلزم بررسی دقیق گذشته خواهد بود. اولا، این توافق باید اطمینان دهد که خانواده‌های جدا شده فراموش نشده‌اند. ثانیا، این توافق باید تاکیدی بر تاریخ و اجداد مشترک مردم خلیج [فارس] باشد و ثالثا، به جلوگیری از بحران آتی و آسیب‌های اجتماعی و شخصی آن کمک کند.

رنج علاالدین – عضو مهمان: توافق اخیر شورا همکاری پیشرفت مهمی است که همزمان با آغاز دولت بایدن و در بحبوحه تشدید تنش‌ها بین آمریکا و ایران اتفاق افتاده است. در صورت بروز جنگ بین آمریکا و ایران، شورای همکاری در خط آتش خواهد بود. ایران برای تقویت قدرت منطقه‌ای خود به ایجاد شکاف در این شورا و سرمایه‌گذاری در وابستگی قطر به حریم هوایی و محصولات ایران پرداخته است. پایان بحران شورای همکاری حداقل یکی از خطوط گسل موجود در نظم امنیت منطقه‌ای را حل و فصل خواهد کرد.

عادل عبدالغفار – عضو برنامه سیاست خارجی: حل بحران شورای همکاری خبر خوشی است، اما بعید است که رقابت ژئوپلیتیکی بین اعضای این شورا و متحدان آن‌ها در شرق مدیترانه به این زودی پایان یابد. منافع متباین، رقابت فزاینده، و تنش‌های تاریخی در این منطقه، محور ترکیه-قطر را در برابر محور امارات-یونان-مصر-فرانسه قرار داده است. این رقابت، نه تنها در لیبی، بلکه در سراسر مدیترانه نیز مشهود است. در این شرایط، دولت بایدن می‌تواند به جای حمایت از یک طرف، برخی از بلندپروازی‌های فعالان منطقه‌ای نظیر ترکیه و کشورهای خلیج [فارس] را مهار کند.

گالیپ دالای – عضو مهمان: در حال حاضر، ترکیه و دیگر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا برای ریاست جمهوری بایدن آماده می‌شوند. به همین منظور، ترکیه به دنبال تجدید نظر در سیاست خارجی و به‌ویژه اصلاح روابط خود با کشورهایی نظیر عربستان، مصر و … است که روابطش با آن‌ها در سال‌های اخیر تیره شده بود.

یاسمینا ابوظهور و روبرت پی بشل – اعضای مهمان: اگرچه همه کشورهای شمال و غرب آفریقا حل بحران خلیج [فارس] را به دید مثبت می‌نگرند، اما مراکش بزرگ‌ترین برنده این توافق بشمار می‌رود. الجزایر نسبت به رقیب خود مراکش، موضعی انزاوگرایانه داشته و به خاطر تجربه استعمار فرانسه، از مداخله خارجی احتیاط می‌کند، اما به دنبال جذب سرمایه‌گذاری هرچه بیشتر کشورهای خلیج [فارس] است. در بسیاری از حوزه‌ها فضای وسیعی برای ارتقای همکاری وجود دارد.