دنیل فرید در یادداشتی که وب‌سایت شورای آتلانتیک آمریکا آن را منتشر کرد؛ نوشت: سال 2017، نگرانی‌های موجهی وجود داشت که دولت ترامپ ممکن است تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه روسیه را که پس از حمله 2014 پوتین به اوکراین وضع‌شده بود، لغو کند؛ بنابراین، کنگره آمریکا به تصویب «قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم» (کاتسا CAATSA) مبادرت کرد. این قانون مانع از اقدام یک‌جانبه دولت آمریکا [بدون موافقت کنگره] به ابطال تحریم‌ها علیه روسیه شده و تحریم‌های مضاعفی، ازجمله (در بخش 231 این قانون) تحریم‌های ثانویه علیه کشور ثالث خریدار تسلیحات از شرکت صادرات تسلیحات روسیه (Rosoboronexport) اعمال کرد. این قانون به همراه فرمان اجرایی دولت ترامپ در این مورد ویژه، طیفی از تحریم‌ها، از نسبتاً متوسط گرفته تا تحریم‌های تمام‌عیار را مطرح کرد. حداقل پنج مورد از 12 مورد مطروحه در این قانون باید اعمال می‌شد.

در خصوص ترکیه و سامانه اس – 400، دولت ترامپ تحریم‌هایی از میان گزینه‌های متوسط انتخاب کرد که منع صدور مجوز صادرات فن‌آوری و کالا به اس اس بی و منع صدور ویزا به اسماعیل دمیر، رئیس اس اس بی و سه مقام ارشد دیگر این نهاد، مهم‌ترین موارد آن‌هاست.

اظهارات بعدی مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، رویکردی حاکی از اظهار تأسف بیش از خشم داشت؛ به طوری که وی اشاره کرد که آمریکا به‌دفعات ترکیه را از خرید اس-400 نهی کرد؛ تعلیق مشارکت ترکیه در تولید جنگنده اف-35 را یادآوری نمود و برای «حل مسئله اس-400» به گفتگو با ترکیه امید بست تا همکاری‌ها در بخش دفاعی ادامه یابد.

این واکنش آمریکا نوعی پاسخ سنجیده است که هرکدام از دولت‌های آمریکا در برابر اقدام نامطلوب یک متحد، اتخاذ می‌کند. دولت ترامپ برای تحریم یک متحد مهم، قدرت بازدارندگی اختیارات بخش 231 را در اختیار داشت. از سوی دیگر، مقامات دولت ترامپ با اتخاذ این رویکرد، به‌جای ایجاد بحران یا باقی گذاشتن آن به دولت بایدن، تلاش کردند تا راه را برای حل‌وفصل این مسئله باز بگذارند.

حال استفاده یا عدم استفاده رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، از این فرصت، موضوع دیگری است. بازارهای ترکیه با علم به تحریم‌های متوسط انتخابی آمریکا از میان گزینه‌های موجود، واکنش نرمی داشته است. اردوغان به این تحریم‌ها با عصبانیت واکنش نشان داده و آن‌ها را تجاوز به حاکمیت ترکیه خوانده است.

روابط ترکیه-آمریکا سال‌ها دچار نوسان بوده است. دولت جرج دبلیو بوش امید زیادی به اردوغان در دوره اول حکمرانی حزب عدالت و توسعه داشت، اما این امیدها خیلی وقت پیش از بین رفته و توجه دولت باراک اوباما به اردوغان در اوایل دوره خود نیز تقریباً فراموش شده است. دلایل این نوسان متعدد و پیچیده بوده که واکنش کند دولت اوباما به کودتای نافرجام 2016 علیه اردوغان و نگرانی ترکیه از روابط آمریکا با گروه‌های کرد در سوریه ازجمله‌ی آن‌هاست؛ اما عوامل دیگری نیز دخیل بوده است ازجمله؛ انحراف اردوغان به همراه همکاران خود در حزب عدالت و توسعه نظیر عبدالله گل، رئیس‌جمهور سابق، از مسیر سابق (و طرفدار غرب) و اصرار اردوغان به ایجاد موقعیت منطقه‌ای نوعثمانی به‌جای گرایش غربی ترکیه، چیزی که از زمان مصطفی کمال آتاتورک پابرجا بوده است.

دولت آتی بایدن احتمالاً فرصتی برای بازگرداندن روابط به مسیر مطلوب ایجاد خواهد کرد. دولت ترامپ با اعمال تحریم‌های قانون کاتسا و انتخاب فهرست سبکی از این تحریم‌ها، فضایی برای مانور در اختیار دولت بایدن قرار داده است. آمریکا باید اشتباهات خود در قبال ترکیه و در منطقه را مدنظر قرار دهد و عمل کند. اگر دولت بایدن پا پیش گذاشت، دیگر تصمیم به اقدام یا عدم اقدام متقابل با اردوغان خواهد بود و اردوغان نیز باید تحرکی نشان دهد. حل‌وفصل مسئله اس-400 ساده نخواهد بود. این سامانه بخش مهمی از تجهیزات نظامی پیشرفته‌ای است که آمریکا می‌خواهد ترکیه از آن صرف‌نظر کند. ادغام این سامانه در ارتش کشوری عضو ناتو نیز مشکل‌ساز و ترکیه از ابتدا از آن آگاه بوده است. هر دو طرف خواهان بهبود روابط هستند و برای حل‌وفصل مشکل آمادگی دارند.

هدف از بخش 231 قانون کاتسا جلوگیری از افزایش روابط تسلیحاتی کشوری ثالث با روسیه است. این قانون فی‌نفسه حامل پیامدهای ناخواسته‌ای است، اما دولت ترامپ سعی کرده تا از مخاطرات آن بکاهد. کارشناسان دولت ترکیه نیز احتمالاً از این امر آگاه هستند. تحریم‌های اخیر عامل تنش‌های چندساله آمریکا-ترکیه نبوده و مانع حل‌وفصل آن نیز محسوب نمی‌شود. همچنین، اکنون تحریم‌ها مطرح نیستند و بایدن و اردوغان روزنه‌ای احتمالی در اختیار دارند.