وب‌سایت شورای روابط خارجی اروپا در یادداشتی نوشت: در گذشته، اروپایی‌ها پیچیدگی احساس تهدید کشورهای حوزه خلیج [فارس] را نادیده گرفته‌اند که باعث قطع فعالیت‌های دیپلماتیک آن‌ها در رابطه با ایران ازجمله در برجام شده است. اگرچه تنش‌های این منطقه، غیرقابل‌مهار به نظر می‌رسد، اما می‌توان آن‌ها را نقطه آغاز دیپلماسی قرارداد. تمایل دولت بایدن برای مذاکرات چندجانبه می‌تواند فرصتی برای رویکردی جدید در اختیار بگذارد. با ورود بایدن به کاخ سفید، انتظار می‌رود که آمریکا از رویارویی با ایران امتناع کرده، به برجام بازگشته و مجدانه پادشاهان خلیج [فارس] را به تعامل در گفتگوی امنیت منطقه‌ای ترغیب کند.

طی سال گذشته، به‌طور فزاینده‌ای معلوم شد که کشورهای تندروی شورای همکاری خلیج [فارس] (عربستان و امارات) اگر نتوانند روی بازدارندگی نظامی آمریکا حساب کنند، هیچ تمایلی به درگیری با ایران نخواهند داشت. این امر در سال 2019 هنگامی مشهود بود که آمریکا نتوانست به حملات علیه نفت‌کش‌ها در آب‌های سرزمین امارات و تأسیسات نفتی عربستان پاسخ دهد – حملاتی که خیلی‌ها حمایت ایران را در آن دخیل می دانستند. این حوادث باعث تقویت این باور در کشورهای حوزه خلیج [فارس] شد که آمریکا تمایلی به درگیری در این منطقه نداشته و رهبران شورای همکاری خلیج [فارس] باید در مدیریت منافع امنیتی خود مسئولیت بیشتری بر عهده بگیرند. این امر تمایلی به ایجاد کانال‌های جدید دیپلماتیک با ایران ایجاد کرده است.

با توجه به این فرایند، کشورهای مهم شورای همکاری خلیج [فارس] احتمالاً برای بازنگری در رویکرد بیشینه خود در قبال ایران آمادگی دارند اما یک فرایند سیاسی پایدار بین آن‌ها نیازمند حمایت بین‌المللی است. کشورهای اروپایی از توانایی لازم برای کمک به تسهیل این فرایند برخوردار بوده و بنابراین باید با دولت بایدن فعالانه همکاری کنند تا پادشاهان حوزه خلیج [فارس] را به تعامل در گفتگوهای امنیتی منطقه ترغیب سازند، چیزی که برای احیای برجام نیز حیاتی است. چنین فرایندی، باید با رایزنی با ایران همراه باشد تا این کشور نیز واکنش مطلوبی به گفتگوهای امنیتی منطقه نشان دهد.

دست‌یابی به این هدف، با توجه به اختلافات عمیق منطقه‌ای و همچنین خطر دودستگی اروپا در رویکرد خود، به‌وضوح با موانع عظیمی مواجه است. علاوه بر این، احتمال دارد که دونالد ترامپ تنش‌های منطقه‌ای را قبل از ترک قدرت تشدید کند و گفتگوی اپوزیسیون منطقه با ایران را دشوار سازد. اقداماتی که اکنون کشورهای اروپایی برای دست‌یابی به این هدف می‌توانند انجام دهند عبارت‌اند از: فعالیت‌های دیپلماتیک هرچه بیشتر بین کشورهای مهم منطقه به‌ویژه در مورد جنگ یمن، ایفای نقش امنیتی بیشتر و تلاش برای تقویت راه‌های اعتماد ساز منطقه‌ای.

کشورهای اروپایی می‌توانند با تمرکز بر اقدامات اعتمادساز نرم، پیشرفت‌ها در گفتگوهای امنیتی و سیاسی را تقویت کنند. بااین‌وجود، اقدامات اعتمادساز نباید باعث غفلت از حل‌وفصل مسائل ژئوپلیتیکی و امنیتی شود که در کانون تنش‌های حوزه خلیج [فارس] است؛ زیرا تا این مسائل حل‌وفصل نشوند هر نوع گفتگویی به بن‌بست خواهد خورد. نقش قدرت‌های خارجی به‌عنوان ضامن اصلی امنیت خلیج [فارس]، در تفکر راهبردی خاندان سلطنتی کشورهای حوزه خلیج [فارس] تثبیت شده است. اروپا باید کشورهای شورای همکاری خلیج [فارس] را خاطرجمع سازد که آن‌ها ایران را به تعامل مطلوب راضی خواهند کرد.

همچنین، دیپلماسی مذهبی نیز می‌تواند نقش ویژه‌ای در این گفتگوها داشته باشد. اگرچه اروپا باید از ورود به مسائل بین مسلمانان خودداری کند، اما می‌تواند از مؤسسات مذهبی مستقر در اروپا برای گسترش گفتگوهای درون دینی استفاده کند.

علیرغم مشکلات موجود در روزهای پایانی دولت ترامپ، پیشرفت در امنیت منطقه‌ای در خاورمیانه با ورود بایدن به ریاست جمهوری آغاز خواهد شد زیرا کشورهای شورای همکاری خلیج [فارس] به این نتیجه رسیده‌اند که با تداوم عدم تمایل آمریکا به مداخله در این منطقه، تجدیدنظر در مسائل امنیت منطقه‌ای ضروری است. اگر این تحولات درست هدایت شود، به عمل‌گرایی و گفتگوی جدید با ایران منجر خواهد شد. اروپا باید این فرصت را مغتنم بشمارد. کشورهای اروپایی باید با بهره‌برداری از این شرایط، کانال‌های امنیتی و سیاسی خویش و دسترسی‌شان به تهران، در تسهیل گفتگوهای امنیتی جدید در خلیج [فارس] نقش رهبری ایفا کنند.