وب‌سایت مرکز مطالعات سیاست‌های اروپا مستقر در بلژیک در یادداشتی نوشت: پس از روابط پرتنش چهار سال گذشته اتحادیه اروپا و آمریکا، با انتخاب بایدن و مواضع اولیه وی، بسیاری از سیاست‌گذاران در اتحادیه اروپا و به‌طورکلی اروپایی‌ها نفس راحتی کشیدند. موضع‌گیری‌های ترامپ و نزدیک‌ترین مشاوران وی علیه اروپا، در تاریخ روابط فرا آتلانتیک بی‌سابقه بوده است که ازجمله آن‌ها می‌توان به حملات علنی به اتحادیه اروپا و برخی از رهبران آن، حمایت از احزاب و دولت‌های راست افراطی و همچنین تهدیدات امنیتی و تجاری علیه اروپا اشاره کرد.

دولت ترامپ عمدتاً به موضوعاتی اشاره داشته است که پیش‌تر هم دیگران هم به‌صورت ضمنی آن‌ها را مطرح کرده بودند تا عدم تقارن در بسیاری از سطوح روابط فرا آتلانتیک پایان یابد.

در حوزه امنیتی، درحالی‌که اروپا برای مدت‌های طولانی در زیر چتر امنیتی ایالات‌متحده پناه گرفته، اما مسئولیت‌های کافی را به عهده نگرفته است. اگرچه بودجه‌های دفاعی دولت‌های اروپایی در طی سال‌های اخیر افزایش زیادی پیدا کرده است.

در بخش تجارت نیز اتحادیه اروپا حدود 150 میلیارد دلار مازاد تجاری با آمریکا دارد که درنتیجه آن، ترامپ جنگ تعرفه‌ای را با اروپا به راه انداخت.

درحالی‌که چتر امنیتی آمریکا از شرق اروپا برداشته شده است، امنیت اروپایی نیز جایگزین آن نشده است. در چنین شرایطی، روسیه و ترکیه در حال تبدیل‌شدن به قدرت‌های هژمون منطقه هستند. درحالی‌که روسیه توانسته است نفوذ خود را در ارمنستان، سوریه و لیبی افزایش دهد اما در هیچ جای این تحولات رد پایی از اروپا دیده نمی‌شود. درواقع، خلأ ناشی از عقب‌نشینی آمریکا توسط دشمن سابق آن در جنگ سرد پر شده است.

اوضاع امنیتی نامطمئن اروپا در دوره ترامپ بیش‌ازپیش آشکار شده است. به‌غیراز ناتو، اتحادیه اروپا هیچ ساختار امنیتی عملیاتی دیگری ندارد؛ بنابراین اتحادیه بدون حمایت آمریکا، بسیار آسیب‌پذیر است. برنامه‌های اخیر اتحادیه اروپا برای همکاری امنیتی پیشرفته‌تر نیز تحت‌الشعاع مباحث بی‌نتیجه پسابرگزیت قرار گرفته است. کشورهای عضو اتحادیه اروپا که متحدان ناتو هستند، به‌جای اختصاص دو درصد از تولید ناخالص داخلی خود برای تأمین هزینه‌های دفاعی ناتو به‌طور متوسط حدود سه‌چهارم آن را تأمین می‌کنند. این بدان معناست که اروپا فاقد ظرفیت‌های عملیاتی اصلی مانند ظرفیت حمل‌ونقل هوایی برای انتقال نیروها به مناطق بحران زده است. همان‌طور که شورای امور بین‌الملل هلند در گزارش اخیر خود بیان کرد، کشورهای اتحادیه اروپا باید در مورد تقسیم صلاحیت‌ها و تخصص‌های امنیتی محلی توافق کنند. اتحادیه اروپا تنها درصورتی‌که وظایف بیشتری را بر عهده بگیرد، توسط بایدن جدی گرفته خواهد شد.

در جبهه تجاری نیز، مدتی زمان خواهد برد تا همکاری آمریکا و اتحادیه اروپا به سطح دوره اوباما برسد. اگرچه بایدن هنوز حرفی از بازگردان آمریکا به پیمان تجاری و سرمایه‌گذاری ترنس-آتلانتیک نزده است، اما او اجازه فعالیت دوباره به سازمان تجارت جهانی خواهد داد. درعین‌حال اتحادیه اروپا برای حذف تعرفه‌های ترامپ باید مذاکره برد – برد با بایدن را در دستور کار خود قرار دهد.

درمجموع به نظر می‌رسد دولت جدید آمریکا رویکردی واقع‌گرایانه به موضوع تجارت داشته باشد. اگرچه دولت بایدن روابط قدیمی آمریکا با اروپا را بازیابی می‌کند، اما احتمالاً تمرکز اصلی سیاست‌های تجاری آن‌ها بر آسیا باشد. بررسی میزان تولید ناخالص داخلی در جهان نشان می‌دهد درحالی‌که روند اتحادیه اروپا نزولی است، آمریکا همچنان پیشرو بوده و آسیا به‌ویژه چین در حال پیشرفت هستند. این روند پس از شیوع ویروس کرونا و آشکار شدن وابستگی اروپا به حوزه فناوری آمریکا تسریع شده است، به‌ویژه آنکه آمریکا با تحمیل مالیات جدید خدمات دیجیتال فشار اقتصادی مضاعفی را بر اروپا وارد کرده است.

بنابراین، اتحادیه اروپا طی هفته‌ها و ماه‌های آینده باید مراقب باشد که تعهدات خود را در قبال آمریکا به‌درستی انجام دهد، تعهدات عینی درزمینه دفاعی و امنیتی بر عهده بگیرد و همچنین با حمایت از یک برنامه تجاری کاملاً باز مطابق با تعهدات سازمان تجارت جهانی، مزیت رقابتی خود را افزایش دهد.

اتحادیه اروپا برای تعامل منظم با آمریکا، مانند سایر شرکای تجاری مهم خود، نیاز به یک ساختار دائمی دارد. درگذشته تلاش‌های زیادی مانند ایجاد شورای اقتصادی فرا آتلانتیک انجام شد، اما میزان موفقیت آن‌ها محدود بوده است. با توجه به کم شدن اهمیت اروپا به‌عنوان قدرت اقتصادی، این آخرین فرصت برای اتحادیه اروپا است.

با توجه به اینکه دولت‌های آینده آمریکا، آمریکا محورتر خواهند بود، اتحادیه اروپا باید به اختلافات همیشگی پایان دهد، اقدامات جمعی را در دستور کار قرار دهد و نقش شایسته خود را در نظم جهانی بر عهده بگیرد.