وب‌سایت مرکز مطالعات شرقی لهستان (OSW) در یادداشتی نوشت: پوتین اظهار داشت که این جنگ از مسائل قومی سرچشمه می‌گیرد و در مناطق مورد مناقشه جنایت‌هایی علیه مردم ارمنستان صورت گرفته است. از سوی دیگر، وی با اشاره به آذربایجان گفته است چنین شرایطی نمی‌تواند برای همیشه پایدار بماند که کشوری بخش‌هایی از سرزمین خود را تحت کنترل نداشته باشد. وی در مورد گروه مینسک، مهم‌ترین سازمان بین‌المللی برای حل‌وفصل این جنگ، اظهار داشت که اصلاح ساختار آن با توجه به ناکارآمدی‌اش ضروری است. پوتین روابط روسیه با ترکیه را مثبت ارزیابی کرده و علیرغم حمایت ترکیه از آذربایجان، رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه را شریکی انعطاف‌پذیر و تأثیرگذار خوانده است. پوتین، همکاری با این شریک را خوشایند و امن قلمداد کرده است. هم‌زمان، الکساندر پانکین، معاون وزیر امور خارجه روسیه، 23 اکتبر تأکید کرد تا زمانی که جنگ در خارج از سرزمین اصلی ارمنستان جریان دارد، دلیلی برای بررسی فعال‌سازی ضمانت‌های (ارائه کمک‌ها ازجمله کمک نظامی) «سازمان پیمان امنیت جمعی» برای ارمنستان وجود نخواهد داشت.

به‌رغم تلاش‌های دیپلماتیکی شدید روسیه برای برقراری آتش‌بس از زمان آغاز مرحله جدید جنگ، این تلاش‌ها تابه‌حال موفق به توقف این جنگ نشده است. توافق آتش‌بس تاکتیکی 10 و 17 اکتبر ناکارآمد بوده است. همچنین، دیدارهای سران دیپلماسی ارمنستان و آذربایجان در مسکو در 20 و 21 اکتبر نتیجه‌ای نداشته است. سران دیپلماسی روسیه 14 اکتبر اعلام کردند که اگر طرفین جنگ موافقت کنند، روسیه پاسداران صلح را در قالب ناظران نظامی به مناطق جنگی اعزام خواهد کرد. دولت ارمنستان از این پیشنهاد حمایت کرده است اما ظاهراً آذربایجان که در روزهای اخیر مناطق تحت کنترل خویش را گسترش می‌دهد، با آن موافق نیست.

هم‌زمان، گزارش‌های تائید نشده حاکی از آن است که سربازان روسیه در مرز ارمنستان و در سرزمین‌های تحت کنترل سابق ارمنستان در قره‌باغ، مشاهده شده است. همچنین، منابع آذربایجان مسکو را به حمایت از ایروان از طریق تأمین تسلیحات متهم کرده‌اند.

با توجه به آخرین درگیری‌های ناگورنو- قره‌باغ، مقامات روسیه بر فعالیت‌های دیپلماتیک متمرکزشده و تلاش می‌کنند تا بی‌طرفی خود را حفظ کنند. هدف این است که از دخالت مستقیم روسیه در این جنگ خودداری شده و موضع میانجیگری آن حفظ شود. اگر روسیه ازیک‌طرف حمایت کند، این امر روابط متعادل روسیه را تخریب خواهد کرد، روابطی که روسیه برای تقویت آن تلاش کرده است. ارمنستان به لحاظ فرهنگی به روسیه نزدیک‌تر بوده، متحد نظامی آن در «سازمان امنیت جمعی» محسوب شده و حضور روسیه (ازجمله نیروهای نظامی) در این کشور قابل‌توجه است. اساساً، ایروان از آغاز جنگ روی حمایت روسیه حساب کرده است. بااین‌حال، کرملین خواهان اقدامی نیست که با آذربایجان دشمنی ایجاد کند.

مشکل مسکو این است که طرح صلح پیشنهادی آن پذیرفته‌نشده و به آتش‌بس پایدار منجر نمی‌شود. این امر پرستیژ روسیه به‌عنوان میانجی و داور در این منطقه را تخریب کرده و این کشور را به ارائه پیشنهادهای جدیدی نظیر اعزام پاسدار صلح روسی به منطقه مجبور کرده است که مستلزم دخالت و خطرات بیشتری است. تأکید پوتین بر عدم دوام شرایطی که در آن‌یک کشور کنترل بخشی از سرزمین خود را در اختیار نداشته باشد، نشان می‌دهد که وی با تغییر وضع موجود کنار آمده است.

اظهارت آشتی‌جویانه پوتین در باشگاه والدائی در مورد روابط روسیه با ترکیه و اردوغان، در عین حمایت آنکارا از آذربایجان و اظهارت آشکار ترکیه در مورد احتمال مداخله نظامی در این جنگ، حاکی از آن است که روسیه تلاش می‌کند تا از تخریب روابط خود با ترکیه اجتناب کند. این موضع روسیه ازیک‌طرف با امید کرملین به بهره‌برداری از تنش فزاینده بین ترکیه و غرب (آمریکا و اتحادیه اروپا، به‌ویژه یونان و فرانسه) توجیه می‌شود که باعث تضعیف انسجام ناتو خواهد شد و از طرف دیگر، رویارویی با ترکیه حوزه دیگری را می‌گشاید که مخاطرات و پیامدهای سیاسی آن نامشخص است و روسیه (که فعلاً درگیر مشکلات داخلی و تنش با غرب است) ترجیح می‌دهد فعلاً بدان مبادرت نکند. منافع متباین مسکو و آنکارا قبلاً در سوریه و لیبی باهم برخورد کرده و روسیه احتمالاً خواهان ورود به جنگ دیگری با مداخله ترکیه نبوده و چنین می‌پندارد که این امر بازی آنکارا بوده و کار دست روسیه نیست. اگر مسکو به مجوز اصلاح گروه مینسک دست یابد (تصورمی رود ریاست مشترک آن ترکیه را هم شامل شود) این امر خواسته‌های آذربایجان را نیز تأمین خواهد کرد و امتیاز روسیه به آنکارا محسوب خواهد شد. با این اقدام، خواسته‌های ترکیه برای ایفای نقشی مهم در جنوب قفقاز (منطقه‌ای که روسیه آن را حوزه نفوذ خود قلمداد می‌کند) به‌طور نمادین به رسمیت شناخته خواهد شد.