کالین کلارک در یادداشتی که وب‌سایت اندیشکده رند آن را منتشر کرد؛ نوشت: ظاهراً رئیس‌جمهور دونالد ترامپ مصمم است تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری نوامبر، حضور نیروهای آمریکا در افغانستان را به 4 هزار سرباز کاهش دهد. این کمترین تعداد نیروهای آمریکا در افغانستان از زمان 11 سپتامبر محسوب می‌شود. ظاهراً آمریکا امیدوار است که یک توافق صلح بالقوه زمینه‌ساز ثبات افغانستان شود. ازآنجایی‌که طالبان بخشی از مسئولیت اداره کشور را بر عهده خواهد داشت، این امر به‌طور منطقی این گروه را به یک شریک برای کاهش خشونت تبدیل خواهد کرد.

بااین‌حال، داعش افغانستان نگرانی فزاینده‌ای است، هرچند که ژنرال کنت مکنزی، فرمانده سنتکام، اواسط مارس گذشته اظهار خوش‌بینی کرد که طالبان در مبارزه با شبه‌نظامیان داعش افغانستان به آمریکا کمک خواهد کرد. بااین‌حال، حتی اگر طالبان و داعش افغانستان دشمن هم باشند، تکیه آمریکا به طالبان (گروهی که به مدت دو دهه علیه آن مبارزه کرده است) نقطه عطفی در راهبرد ضدتروریسم بوده و اقدامی خطرناک است.

داعش افغانستان در استان‌های دارای اهمیت راهبردی ننگرهار و «کنر» قدرت بیشتری دارد. بااین‌حال، این گروه از توانایی انجام حملات منحصربه‌فرد در اطراف پایتخت افغانستان نیز برخوردار است، چیزی که در حملات خونین به بیمارستانی در کابل در ماه می مشهود بود. مسلماً، داعش افغانستان نیز تلفاتی در این جنگ داشته که کشته شدن عبدالله اورکزی، قاضی ارشد این گروه، از آن جمله است.

بااین‌وجود، داعش افغانستان علیرغم از دست دادن سرزمین‌ها و کشته شدن رهبران خود، هنوز مقاوم است. داعش افغانستان حتی بدون در اختیار داشتن قلمرو وسیع، دارای جنگجویان قابل‌توجهی است که در سراسر افغانستان پراکنده بوده و به این گروه متعهد هستند. ماه گذشته، شبه‌نظامیان داعش در تلاش برای آزادسازی ستیزه جویان زندانی به زندان جلال‌آباد حمله کردند که یکی از حملات خونین این گروه بشمار رفته و به لحاظ تاکتیکی و برنامه‌ریزی هوشمندانه بوده است.

داعش افغانستان اخیراً شهاب المهاجر را به‌عنوان رئیس منطقه‌ای جدید معرفی کرد که احتمالاً وی حمله به زندان را طرح‌ریزی کرده تا تحرک عملیاتی این گروه را افزایش دهد. بااین‌حال، رهبر جدید داعش افغانستان در احیای کامل این گروه با چالش‌های متعددی مواجه است. همچنین، ظهور تحریک طالبان، یا طالبان پاکستان، در این کشور همسایه دشمن بالقوه دیگری مضاف بر لیست موجود یعنی طالبان افغانستان، القاعده و شبکه حقانی است.

گزارش اخیر شورای امنیت سازمان ملل حاکی از آن است که اعضای تحریک طالبان، درنتیجه تغییر پویایی سیاسی در افغانستان، به داعش افغانستان می‌پیوندند، هرچند که رهبر تحریک طالبان بلافاصله این ادعا را رد کرده است. تحریک طالبان علیه داعش افغانستان زبان تندی به‌کاربرده و جهادی‌های آن را پروکسی آژانس‌های اطلاعاتی منطقه‌ای نامیده است. القاعده افغانستان از رویارویی مستقیم با داعش افغانستان اجتناب کرده است اما نسخه اخیر مجله القاعده شبه‌قاره هند، «نوای غزوه»، حاکی از آن است که اعضای این گروه در پاک‌سازی جنگجویان داعش افغانستان از استحکاماتشان در ننگرهار نقش قابل‌توجهی تحت فرماندهی طالبان افغانستان ایفا کرده‌اند. این افشاگری‌ها نشان می‌دهد که از زمان مذاکرات صلح بین آمریکا و طالبان، القاعده و القاعده شبه‌قاره هند تلاش کرده‌اند تا حضور خود در افغانستان را پنهان سازند.

از زمان کشته شدن ابوبکر البغدادی، رهبر داعش، در اکتبر 2019، رهبر القاعده شبه‌قاره هند تلاش کرده است تا امید سربازان داعش افغانستان به آینده این گروه را به یاس تبدیل کند. داعش افغانستان نیز با آگاهی از این چالش، اخیراً با اعلام عفو عمومی سربازانی که به دولت افغانستان تسلیم‌شده‌اند، آن‌ها را به تجدید بیعت دعوت کرده است. داعش افغانستان با آگاهی از محدودیت‌های خود، توجه خود را از حفظ قلمرو فیزیکی به حملات خاص برای بی‌ثبات ساختن افغانستان متمرکز کرده است تا روحیه خود را بهبود بخشیده و نام خود را در صدر اخبار نگه دارد.

خروج نیروهای آمریکا احتمالاً شرایط افغانستان در روی زمین را تحت تأثیر قرار دهد؛ اما حضور گروه‌های تروریستی فی‌نفسه دلیلی برای حفظ حضور دائمی نیروهای آمریکایی نیست –که نه عملی و نه مطلوب است. بااین‌وجود، به نظر می‌رسد که تکیه به طالبان افغانستان برای جنگ با داعش افغانستان بی‌احتیاطی است. اگرچه منافع آمریکا و طالبان در مقابله با داعش به‌طور موقت همپوشانی دارد اما طالبان شریکی قابل‌اعتماد نیست. تا زمانی که یک راهبرد ضد تروریسم منسجمی ارائه نشود، داعش افغانستان به بسیج و جذب نیرو و توطئه و حملات جدید ادامه خواهد داد. شاید دولت اسلامی داعش در افغانستان شکست‌خورده باشد اما ریشه‌کن نشده است.